۱۳۹۵ آبان ۱۱, سه‌شنبه

یاداشتکها یاداشتک پنجاه ونهم اسماعیل وفا یغمائی یاد یاران فرهاد و ابراهیم



یاداشتکها یاداشتک پنجاه ونهم
اسماعیل وفا یغمائی
یاد یاران فرهاد و ابراهیم
------------------------------
....فراتر از تفسیرهای عالمان وزاهدان
فراتراز جدال میان مسجد و میخانه
فراتر از حدیث کفر و ایمان

فراتر از تبین های انقلاب و ارتجاع
که دین را دلال و پا انداز سیاست و قدرت کرده اند
وفراتر از زمزمه علیل دانش در کالبد شکافی خدا
بال گشوده است ابراهیم
بال گشوده است ابراهیم
و خرقه کهنه برجا نهاده است در این تابوت،اچنانکه بال میکشیم و برجا مینهیم به فرجام و بی شک
خرقه های کهنه در تابوت هامان
مترسیم وسر برگردانیم
در کنار ما ایستاده است ابراهیم....

اول نوامبر دو هزار و شانزده شش  سال از سفر ابراهیم آل اسحاق و فرهاد اسلامی میگذرد. رفتند و نرفتند و یادشان زنده است.در طول راه دراز سی و چند ساله که در توفان و رنج گذشت برای من همه چیز هم در سر جای خودش قرار گرفت و هم گاه کمرنگ شد یا پر رنگ شد و یا رنگباخت و محو شد. انقلاب، ارتجاع، خدا، اسلام، مذهب، لامذهبی، چپ، راست، توحید، تکامل و... آنچه در این دیر خراب هستی نه رنگ باخت و نه کمرنگ شدف معنای مهر و محبت، ترحم و انسانیت، دوستی وعشق و چیزهائی از این خانواده است. در باره ابراهیم و فرهاد قبل از این سروده و نوشته ام و حالا اضافه میکنم این دو اگر چه یکی از پیروان اندیشه شریعتی و دیگری حدود سی سال رزمنده مجاهد بود ولی این دو تا پایان و درسالیان دراز رنج و تلاطم و مبارزه و ...با این ارزشها همراه بودند و با این ارزشها زیستند و وفادار با این ارزشها چشم فرو بستند.پنهان نمی کنم که یادشان از زمانی که رفته اند اول نوامبر 2010 بر تنهائی و اندوه من افزوده است ونیز فکر میکنم با اندیشه با اینگونه انسانها و فارغ از سقف کوتاه و بلند و اکثرا خونین و پر فریبی که از مذهب و خدا ارائه میشود باور کرد که
از قلب خاک ساز و کبوتر بر آمدند
ای دل طلوع صبح زمین را امید دار
بادا که در دشت وجود به دور از رنج روانشان با شادی و جاودانگی دمساز باد
پیشانی و کتف فرح، مهشید و گلشید را به احترام می بوسم و از اندوه خود میکاهم
اسماعیل وفا یغمائی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر