<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248</id><updated>2012-02-16T08:46:48.705-08:00</updated><category term='یاداشتک شماره دوم:بالاخره یک طوری خواهد شد'/><category term='یاداشتک چهل و ششم.ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی'/><category term='مگر راهی جز مردن. اسماعیل وفا یغمایی'/><category term='یاداشتی بر یاداشت همنشین بهار. اسماعیل وفا یغمائی'/><category term='مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست'/><category term='جهانی که به پایان رسیده است'/><category term='راز یک ترانه وهیولا تنهاست.اسماعیل وفا'/><category term='نامه به اخوی'/><category term='یاداشتک سی و ششم در باره یهودی بودن کورش و ماجرای فارسستان و ترکستان'/><category term='استبداد آسیائی علی ناظر نظر بنده و ستون نظرات'/><category term='من باب اطلاع'/><category term='یاداشتک چهل و سوم.مقوله مرحوم دادشاه  و گریزی به چیستی ات قهرمان ملی'/><category term='تبریکات و تهنیتها و نیز تاملات و تدبرات پس از اینها'/><category term='یاداشتک چهل و چهارم یا مقلب القلوب و الابصار والا یا ایها الساقی'/><category term='تنها با چه گوارا انقلاب نمیشود'/><category term='توجه به چند نکته ساده'/><category term='یاداشتک چهل و هفتم موجودات فضائی و نظرات پروفسور هاوکینگ و بنده'/><category term='یاداشتک شماره صفر و اذن دخول'/><category term='میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم'/><title type='text'>... بخش یاد داشتک ها</title><subtitle type='html'>اسماعیل وفا یغمایی</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>52</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-3147103653434635501</id><published>2012-01-16T01:18:00.000-08:00</published><updated>2012-01-16T01:21:27.798-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='توجه به چند نکته ساده'/><title type='text'>یاداشتک پنجاهم توجه به چند نکته ساده</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;توجه به چند نکته ساده&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="subOnvanSotonVasat"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;span class="nevisandehSotonRast" style="font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;اسماعيل وفا يغمايي &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;img align="right" alt="" height="1px" src="http://www.didgah.net/didaks/" style="margin: 10px;" width="1px" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;عرض کنم که بعد از تکرار کشتار شقاوتبارمجاهدین &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در اشرف، در نوزده فروردین هشتاد و نه، تقریبا اکثر گروهها و سازمانها و بسیاری از شخصیتهای منفرد ایرانی در خارج کشور علیه این جنایت موضع گرفتند. از مواضع سازمانها و افراد در داخل کشور بیخبرم و از مواضع بسیاری شخصیتهای خارجی میگذرم که برای من پناهنده سیاسی ایرانی بیش از همه مواضع ایرانیان و شخصیتهای ایرانی مهم است.مواضع شخصیتهای خارجی البته اهمیت دارد و نشان قدرتمندی نیرو و تشکیلات مربوطه در عرصه بیرون از مرزهاست ، اما تجربه نشان میدهداین فعالیت موقعی موثر است که حمایت ایرانیان موجود باشد وارتباطات نیروی سیاسی با پایه های اصلی خویش به اندازه کافی وصل باشد و گرنه تاثیر چندانی نحواهد داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در این میان و در این کشاکش نظرات متفاوتی در باره اشرف و ساکنانش و شهیدان ورهبران مجاهدین ابراز شد.نظرات با توجه به علایق و دوری و نزدیکی افراد و گروهها و نقاط وحدت و تضاد آنها با سازمان مجاهدین متفاوت بود.عده ای دل و دامن سوزاندند، عده ای ابراز تاثر کردند و نیز به نقد و بررسی پرداختند، عده ای حمایت کردند و نیز بر آشفتند و عده ای سئوالات خود را مطرح کردند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;از نوزده فروردین تا کنون در رسانه های اینترنتی انبوهی مقاله نوشته شده و اظهار نظرهای گوناگونی شده که اصلا بد نیست، و معلوم است مجاهدین منظور نظرشمار زیادی از ناقدان و حامیان و نظر دهندگان هستند. در میان و در حول و حوش این ماجرا عده ای نیز چه به حمایت از مجاهدین و چه در مخالفت، به متهم نمودن یکدیگر، بر چسب زنی،گاه هتاکی و دشنام دادن پرداخته اند تا صدای طرف مقابل را خاموش کنند، از آنجا که من هم یکی دو یاداشت و شعر در این باره نوشته ام &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;مورد مرحمت قرار گرفته و تعدادی برچسب و انگ و مهر را توسط میل، یا پا نوشته های فیس بوک و...پذیرا شدم،القابی نظیر فاسد، بریده، ضد مجاهدین و امثال این چیزها...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;من بر سر دفاع از خود نیستم واینها مهم نیست. اینها تنها غم انگیز است و مضحک، و متاسفانه گاه به غم انگیزی و مضحکی نویسندگان این نوع چیزها، فارغ از بحثها و فحصها، به تلخی !میدانم که دموکراسی یک فرهنگ است و میدانم که اگر یک زرافه یا فیل آفریقائی سی سال در غرب زندگی کرده بود، شاید اندکی به دموکراسی و تبعاتش تن میداد ولی برخی نه! &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;ونیز میدانم که متاسفانه هنوز باید در مملکت استبداد زده ای چون ایران راهها طی شود تا دموکراسی در عمل و نه حرف خود را نشان دهد و ما بتوانیم مخالف هم باشیم و لی یکدیگر را تحمل کنیم،و در شرایط لازم در برابر دشمن مشترک به کمک هم بر خیزیم ،خب تا آن مقصد راهها مانده ولی قبل از نیل به دموکراسی و با تمام اینها &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;میتوان در رابطه با اشرف و مجاهدین وخود، نکاتی را روشن کرد شاید از عصبیتها کاسته شود و بشود بیشتر بحال آن سه هزار و چند صد تن که واقعا در خطرند مفید واقع شد. روی سخن من با کسانی است که در چهره هر کس که مثل آنها نمی اندیشد نه یک مخالف یا ناقد بلکه یک دشمن را میبینند و به دشمنی بر میخیزند. بحث مفصل است من فقط روی چند نکته بسیار ساده و پیش پا افتاده! انگشت میگذارم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;یکم:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;من فکر میکنم مجاهدین همانطور که دوستان و هواداران پر و پا قرصی دارند، بعنوان یک نیروی سیاسی، ناقد و مخالف نیز دارند، ولی دشمن آنها رژیم ایران، وابستگان به رژیم ایران و کسانی هستند که از نابودی و کشتار مجاهدین سودی میجویند. فکر میکنم ماجرای آخری نشان داد که مثلث دشمنان چه کسانی هستند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;دوم:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;گروهها و شخصیتهای سیاسی ایرانی در خارج کشور علیرغم اختلافاتشان، نشان دادند که دشمنان مجاهدین نیستند. اختلافات سی ساله احزاب و گروههای ایرانی با هم و بخصوص با سازمان مجاهدین چیزی نیست که بتوان پنهان کرد ولی فریاد خروشان تقریبا همه گروههاعلیه کشتار نوزده فروردین نشان داد که اختلاف هست ولی دشمنی نه و میشد و میشود این همدلی انسانی را پس از سی سال اختلاف و تضاد، سکوئی برای وحدت نسبی بیشتر نمود تا دست جلادان &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;جمهوری اسلامی بسته شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;سوم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;این فریاد مشترک علیه این جنایت شقاوتبار اعلام حمایتی انسانی از مجاهدین بود و معنای آن را ندارد که حمایت انسانی بسیاری گروهها با حمایت سیاسی آنان از خطوط سیاسی و ایدئولوژیک و استراتژیک مجاهدین منطبق است. این را هم باید مد نظر داشت و اگر فلان شخصیت یا فلان گروه همراه با حمایت انسانی خود نقدی هم از رفتار یا رفتارهای سیاسی مجاهدین میکند نباید بر آشفت و فکر کرد دنیا به پایان رسیده است. بلکه باید از حمایت سیاسی او سپاسگزاری کرد و نقد او را با نقد متقابل و مخالفت او را با دلیل و برهانی نفی کننده پاسخ داد. حامیان مجاهدین از کشتار شقاوتبار اعضای مجاهدین توسط مثلث جنایت بر آشفتند ولی برای بسیاری این سئوال همچنان مطرح است که سرنوشت اشرف چیست؟ رهبران مجاهدین چه میخواهند بکنند؟ واستراتژی آینده چه خواهد بود؟ و بسیاری سئوالات دیگر...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;چهارم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;از بمباران و کشتار اعضای مجاهدین توسط هواپیماهای فاتحان عراقدر سال دو هزار و چهار، تا امروز این سومین و یا چهارمین کشتار مجاهدین در عراق است؟ این کشتارهای وحشیانه در دنیای بیرحم کنونی و در میدانی که سرمایه و قدرت میخواهد آنسوی جهان را چون کیکی تقسیم کند میتواند تکرار شود؟ سئوال این است تا کی و چرا باید تکرار شود؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;پنجم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;یکی دو سال قبل در دو نوشته تقریبا مفصل در مورد کشتار در اشرف، در مورد ماندن یا نماندن در اشرف اشاره کردم که ماندن در اشرف به هر قیمت و هر بها و تحمل کشتارها در صورتی کارساز است که به طور حقیقی مجاهدین و ارتش خلع سلاح شده آزادی بخش تنها آلترناتیو حقیقی مردم ایران، و مسعود رجوی رهبر واقعی تمامیت مقاومت رنگارنگ مردم ایران باشد در آنصورت نه با چند هزار تن بلکه با پنجاه تن هم باید ماند زیرا لحظه موعود فرا خواهد رسید. اگر این چنین است طبعا این چیزی پنهان کردنی نیست و اگر شرایط سیاسی این چنین نیست باید با درایت و هوشیاری و پرداخت بهای لازم، راهی دیگر اختیار نمود&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و از برآشفتن و مارک زدن به دیگرانی که از زاویه انسانی یا زاویه سیاسی و انسانی نگران هستند خود داری کرد.مطمئن باشیم علیرغم هر چیزی بذرهای واقعیت سیاسی دیر یا زود در افق آینده خواهند روئید و نشان خواهند داد چه چیز درست بوده و چه چیز نادرست پس ، قبل از آن باید تامل کرد و راهی و طریقی درست پیدا کرد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;ششم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;در بسیاری اوقات نویسندگان مقالات با تقسیم نیروها به «این طرف آب» یعنی خارج کشور، و «آن طرف آب» یعنی اشرف، بر می آشوبند که چرا مثلا «فعالان سیاسی ساده خارج کشوری!» و کسانی که از خطر دورند و یا از خطر گریخته اند میخواهند برای مبارزان و مجاهدان از جان گذشته راه آزادی تعیین تکلیف نموده، استراتژی تعیین کنند، و از آنان میخواهند سنگر را خالی نموده به خارج کشور بیایند و در امنیت و رفاه زندگی کنند!.از مجموع کلام این نوع نویسندگان بر می آید که میخواهند بقیه یا حمایت کنند و یا خاموش بمانند، یعنی بزبان ساده خفه شوند و اظهار نظری نکنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;گذشته از اینکه باید این مساله را بررسی کرد که ماجرای «این طرف آب آمدن در چه زمانی، با چه کسی، ودر اثر چه کارکردی» شروع شد و چه شد که اکثر نیروها و سازمانهای سیاسی و شخصیتهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و هنری مجبور شدند&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;چند ماهی پس از بهار سال شصت به اینطرف آب بیایند و بسیاری از آنان پس از سی سال و بسیاری پس از گذرانی سخت، در غربت بمیرند، باید دقت کرد که اکثر نویسندگان این نوع نوشته ها خود از اهالی این طرف آب هستند،همچنین باید به این مساله توجه شود که برخلاف نظرو اندیشه آنان، زندگی «فعالان سیاسی ساده در رفاه و امنیت!!» این سوی آب آنچنان که آنان میپندارند نیست، بسیاری از این فعالان سیاسی تقریبا بخش اعظم نقد حیات خود را در مبارزه و در کنار همان بخون نشستگان اشرف باخته اند و فعال سیاسی شدن آنان نه بخاطرروی آوردن به رفاه و امنیت، و فرار از مبارزه بلکه بخاطر اختلاف نظرواقعی در مسائل سیاسی و ایدئولوزیک و استراتژیک بوده است.البته می توان این حقیقت را پنهان کرد و دل خوش داشت که همه نکشیده و بریده اند و رو به زن و زندگی و رفاه و امنیت آورده اند ولی این نوع برخورد تنها خود آنها را گول خواهد زد و بس. واقعیت این نیست اگر چه لباسی از این نوع بر ان پوشانده شود،وواقعیت قابل بررسی است و بسا سخنها هست که میتوان در ترازوی داوری درست، آنها را سنجید و فهمید که چرا و بخاطر کدام بیماری &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;این همه فعال سیاسی ساده رفاه دوست و امنیت طلب پیدا شده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;با توجه به این نکته میخواهم دوستانه تاکید کنم که: در هر حال این فعالان سیاسی خارج کشوری به هیچ وجه نمی خواهند برای آن مجاهدان ستیهنده که در زیر ضربات لودر خامنه ای مالکی تکه پاره میشوند و در عنفوان جوانی جان میبازند تعیین تکلیف کنند، آنان نمی خواهند برای سازمان مجاهدین و سکاندار آن تعیین استراتژی کنند. &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;فعال سیاسی ساده رفاه طلب را چکار به دخالت در امور سازمانی این چنین و رهبری که اراده سیاسی واستراتژیک و ایدئولوزیک او در طول سی سال گذشته از سی خرداد سال شصت تا کنون یک سر سوزن تغییر نکرده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;این فعالان سیاسی ساده رفاه طلب، به هیچ وجه نمی خواهند مجاهدان اشرف سنگر خالی کنند و به اینطرف آب بیایند و دچار زندگی معمولی شده و یا در هیئت فعالان سیاسی ساده و بریدگان! زندگی را تمام کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;فعالان سیاسی ساده اگر باور بکنیم و پیش داوری را کنار بگذاریم و سعی نکنیم هر کسی را که عقیده اش با ما زاویه دارد دشمن ببینیم از آنجا که دشمنان مجاهدین نیستند و بسیاری از انان سالیان دراز یا مجاهد بوده و یا از زمره حامیان مجاهدین بوده و یا هستند و یا یک یا چند تن از نزدیکترین کسانشان در اشرفند میخواهند فقط بدانند که راه به چه مقصدی ختم میشود و تکرار این کشتارهای شقاوتبار به فرماندهی سلاخان حاکم ایرانی و عراقی و... تا کجا ادامه میابد و چه بهره ای نصیب انقلاب و تحول مردم ایران میکند؟ آیا این درخواست جرم است و شایسته تحقیر و این همه بر اشفتن و بر چسب زدن. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;فعالان سیاسی ساده بدون نفی آرمانگرائی و بدون تعیین استراتژی رفاه و بریدگی برای اشرفیان، فقط میخواهند بدانند استراتژی چیست تا ای بسا بتوانند در صورت فهم و قبول آن، به یاری بیشتر برخیزند. آیا این درخواستی نادرست است و ایا فقط و فقط با تکرار کشتارها و ارائه اجساد تکه پاره فرزندان مردم ایران میشود فقط درخواست نمود که : جای پرسش نیست فقط باید به جلو رفت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;در طول ماههای گذشته از یکسو شاهد سخنانی بوده ایم که مثلا: ما حاضر به منتقل شدن هستیم و حتی پول هواپیماها را هم خودمان میپردازیم. در کنار آن بارها اعلام شده است که: انتخاب آخر اشرفیان اشرف است و تا نفر اخر کشته میشویم و جابجا نمیشویم. کدام درست است.با کدام یک باید خود را تنظیم کرد. اگر واقعا اشرف و این سه هزار و پانصد چریک چنانکه گفته میشود نه تنها رقم زنندگان سرنوشت آینده ایران و سرنگونی ملاها هستند بلکه سد سدید در مقابل رشد انتگریسم و رقم زنندگان اینده خاورمیانه هستند به روشنی اعلام شود و چگونگی آن توضیح داده شود تا فعالان این طرف آب بدانند و سر تعظیم فرودآورند و با حل تناقشات خود به یاری این سازمان دهندگان آینده ایران برخیزند اما اگر کتاب تاریخ چیز دیگری میگویدو شرایط سیاسی این چنین نیست و اشرفیان نقشی این چنین ندارند، دو راه بیشتر باقی نمیماند . راه اول ماندن و ادامه کشتارها و سرانجام فرو رفتن کامل درخون تمامی اشرفیان به دست مالکی و خامنه ای و یارانشان است و رقم خوردن عاشورائی دیگر وپای فشدن بر &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;این که یک نیروی سیاسی حتی در شکست بر پرنسیبهای ایدئولوزیک خود استوار ماند و به دنبال حسین ابن علی مرگ سرخ را برگزید . راه دیگر درک شرایط تلاش برای جلوگیری از کشتارها ودر گام نخست &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;اعلام و تقاضای یاری خواستن از تمام احزاب و سازمانها و شخصیتها و نیروهای سیاسی ایرانی و خارجی برای جابجائی اشرفیان از کمین مرگ خامنه ای و مالکی و جستن راهی نو و تازه برای مبارزه، و قبول تغییر شرایط و پرداخت بهای لازم حتی در نقطه رهبری است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;توجه داشته باشیم که در بازی تاریخ و بر سر میز تاریخ در هر حال این بها پرداخته خواهد شد پس هوشیارا!و بزرگا! و دلاورا! آنکس که پیش از آنکه این بها بطور جبری از او ستانده شود مختارانه و دلاورانه بهای لازم را پرداخته و راهی دیگر پیش گامهای راهروان بگذارد .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;راه اول یعنی باقی ماندن در اشرف و رقم زدن سرنوشت پیروزمندانه و نیز راه سوم یعنی جابجائی و سیاستی دیگر پیشه کردن را میتوان مورد تامل قرار داد اما اگر بدون اینکه اعلام شود، کاروان&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;اشرفیان&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;بطور خواسته، وبدون اعلام به سوی عاشورائی دیگر روانه است باید بعنوان یک فعال سیاسی ساده ولی نگران سرنوشت انسانهائی که سالیان دراز بر سر آن بوده اند تا در بنای آزادی و دموکراسی &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;برای ایران سهم اصلی را داشته باشند بگویم که:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;حسین ابن علی یکباراز صلب فاطمه دختر پیامبر اسلام ونخستین امام شیعه و چهارمین خلیفه اهل سنت علی ابن ابیطالب زاده شد و عاشورا در تاریخ مذهبی و سیاسی، بر پایه قانونمندیهای خاص خود یکبار به وقوع پیوست و به تاریخ و فرهنگ مذهبی و سیاسی و نیز افسانه ها پیوست و زنده ماند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;بجز این در تفکر اسلامی شیعی همانگونه که طلوع و غروب خورشید و بر آمدن ماه «تعیینی» نیست و«تکوینی» است، یعنی اراده ما در آنها دخالتی ندارد و توسط قانونی دیگرو به اراده خدا و قانونمندیهای فرا انسانی بر می ایند و فرو میروند، مقوله رسالت و امامت محصور در دوازده امام اعلام شده ( که آخوندهای حرام لقمه تلاش میکنند ولایت فقیه را نیز به آن بچسبانند) و آنچه که بر آنها میرود در قاموس شیعه تکوینی است، بنابراین فارغ از بهره مندیهای اخلاقی وآرمانی، هر نوع کپی برداری ایدئولوزیک و سیاسی از ماجرای حسین و عاشورا، برای سازمانی سیاسی که خود را آلترناتیو و آینده ساز اعلام کرده و بر این پایه از حد اکثر حمایت و اعتماد ملت ایران در طول سالیان دراز برخوردار شده است جائی را در تاریخ ایران اشغال نخواهد کرد.اگر باور نمیکنیم برویم و تاریخ ایران وتاریخ تشیع را بنگریم. در دوران عباسیان و در سرکوب شورشها بارها و بارها کشتارها و خونریزیهائی شقاوتبارتر از ماجرای کربلا رخ داد.طبری اشاره میکند کم نبودند کاروانهائی که سرهای کشتگان شورشها را در حالیکه ریه ها و قلبهای آنان به سرها آویزان بود در شهرها میچرخاندند،استخوانهای هزاران کشته جنبش استاد سیس تا سالها پس از کشتار سی هزار نفره شورشیان در بیابان ریخته بود و در طول تاریخ ایران از اشغال ایران تا آغاز حکومتهای مستقل ایرانی در شمال و سیستان، بیش از دویست شورش و انقلاب خونین بسا گسترده تر از عاشورا اتفاق افتاد ولی هیچکدام اینها در تاریخ مذهبی و فرهنگی و عواطف مردم جای عاشورا را نگرفت و چرائی این خود بحثی جداگانه و نه چندان مشکل را میطلبد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;امید اینکه اشارات این حتی نه فعال سیاسی! ساده بلکه یک پناهنده سیاسی ساده که به اجبار سی امین سال زندگی در غربت را میگذراند و نه بر سر تعیین استراتژی است و نه خواستار انفعال هیچ کسی در مبارزه با حاکمان ایران، به درستی نگریسته شود و خیر خواهانه ارزیابی گردد. با امید به فردای آزادی و دموکراسی برای ایران چه ما باشیم و چه ما نباشیم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;اسماعیل وفا یغمایی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;یازده می دو هزار و یازده میلادی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-3147103653434635501?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/3147103653434635501/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=3147103653434635501&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/3147103653434635501'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/3147103653434635501'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_243.html' title='یاداشتک پنجاهم توجه به چند نکته ساده'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-6426567394639037087</id><published>2012-01-16T01:13:00.000-08:00</published><updated>2012-01-16T01:13:29.083-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='من باب اطلاع'/><title type='text'>یاداشتک چهل و نهم من باب اطلاع</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;من باب اطلاع&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="subOnvanSotonVasat"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;span class="nevisandehSotonRast"&gt;&lt;strong&gt;اسماعيل وفا يغمايي&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;!--&lt;div align="justify" style="MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 15px" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;                &lt;font color="#990000" face="Tahoma" size="2"&gt;                &lt;a href="biografi.php?nhonarmand=" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" onfocus="this.blur()" class="alink"&gt;&lt;/a&gt;                     &lt;/font&gt;&lt;/div&gt;--&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;img align="right" alt="" height="100px" src="http://www.didgah.net/didaks/3729gorban_11599.jpg" style="margin: 10px;" width="116px" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;عرض کنم که در مکه معظمه بیش&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;از دو ملیون گوسفند و در تهران مکرمه بیش از یک ملیون گوسفند به قیمت بیش از صد و&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;هفتاد و پنج میلیارد تومان راحل شده و به دیار باقی شتافتندو از رنج دنیوی راحت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;گشتند. تبریک به حجاج و تسلیت به گوسفندان و سپاس خداوند عز و جل را که فرشته رحمتش&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;را فرستاد و گوسفندی را، تا ابراهیم ابوالانبیا را از قربانی کردن اسماعیل باز دارد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;و گرنه خدا میداند که الان در کشورهای اسلامی چه خبر بود و چه سرها که بریده میشد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; . &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;اما در این آشفته بازار روزگار و پس از سی سال حکومت آخوندی و لرزهای فراوانی که&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;بطور واقعی در دین و ایمان ملت رخ داده یک نکته را نه اهل فن و جامعه شناسان و&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;فلاسفه ،بلکه گوسفندان بیزبان با خون خود گواهی میدهند. ما می توانیم عابد و مسلمان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;باشیم و هر شب چند دور تسبیح بیندازیم یا بر عکس بیدین و ضد خدا و هر چه می توانیم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;بکنیم، اما جامعه ایران و پایتختش که مرکز تلاطم اندیشه ها و شورشهای فکری و سیاسی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;است بازهم ریشه و آبشخور در دین و مذهب داردو البته می توان گفت حساب ملای حرام&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;لقمه از دین و ایمان مردم جداست و نیز دین مردم چندان مشابهتی با اسلام مدرن و نیمه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;مدرن ندارد ولی باید به ساخت و بافتها توجه کرد که در پایتخت کشور به ازای هر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;چهارده شهروند تهرانی یک گوسفند به ابدیت پیوسته است و در پایتخت اسلام در مکه فقط&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;دو برابر تهران گوشفند قربانی شده است.مطمئنا اگر آمار تمام گوسفندهای قربانی شده&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;در سراسر ایران برآورد شود به رقم بسیار تکاندهنده ای خواهیم رسید و نیز به این&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;نکته که بعضی چیزها را نمیتوان از کتاب اموخت بلکه فقط باید چشمها را باز کردودید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;و اما تا کمی روح گوسفندان شاد شود بد نیست سخنان چند تن از بزرگان را هم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;بخوانیم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;آلبرت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;اينشتين&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;سفره گياهخوار منظره اسارت حيوان و سلاخ خانه كشتار و خون و شكنجه طبيعت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;ماتم زده را نشان نمي دهد. خوراك او دورنماي باغ و بوستان و زندگاني روستايي و كشت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;و درو و جشن طبيعت را نمايان مي سازد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;صادق هدايت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;انسان به راستي سلطان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;جانوران است، چرا كه درنده خويي اش از آن ها فراتر مي رود. ما با مرگ ديگران زندگي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;مي كنيم. ما مكان هاي دفن هستيم! من از زمان كودكي خوردن گوشت را ترك كرده ام&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; ... .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;لئوناردو داوينچي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;عدم خشونت به والاترين اخلاق مي انجامد كه هدف كل تكامل&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;است. مادام كه از آزار رساندن به تمام موجودات ديگر دست برنداشته ايم، وحشي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;هستيم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;پل ولیندامک کارتنی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-weight: normal;"&gt;" &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;اگر دیوار کشتارگاه ها شیشه ای بود همه گیاهخوار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;می شدند. ما نسبت به خود و نسبت به حیوانات احساس بهتری خواهیم داشت وقتی که بدانیم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;در رنج آنها سهیم نیستیم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;."&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;توماس اديسون&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;مادامی که انسان ها قاتل بیرحم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;موجودات زنده رده پایین تر هستند، هرگز به سلامتی یا صلح دست نخواهند یافت زیرا تا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;زمانی که انسان ها حیوانات را قتل عام می کنند، یکدیگر را هم خواهند کشت. در حقیقت،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: normal;"&gt;آنکه بذر كشتن و رنج می کارد نمی تواند عشق و شادی درو کنند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-6426567394639037087?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/6426567394639037087/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=6426567394639037087&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/6426567394639037087'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/6426567394639037087'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_322.html' title='یاداشتک چهل و نهم من باب اطلاع'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-8106988584943523933</id><published>2012-01-16T01:05:00.000-08:00</published><updated>2012-01-16T01:10:45.122-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='استبداد آسیائی علی ناظر نظر بنده و ستون نظرات'/><title type='text'>یاداشتک چهل و هشتم.استبداد آسیائی!علی ناظر، نظر بنده و ستون نظرات</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3" style="text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;استبداد آسیائی!علی ناظر، نظر بنده و ستون نظرات&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="subOnvanSotonVasat"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;عرض کنم خدمت دوستان: که ما ملت شریف و بزرگوار ایران از هر رنگ و زبان و در هر محل و مکان حدود یک سی قرنی هست که از&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;مواهب دیکتاتوری لذت میبریم و کیف می کنیم. قبلش را خبر ندارم و نبودم ! ولی این حدود سی قرن را خبر دارم که استبداد و مخصوصا استبداد آسیائی چه پدری از ما ملت در آورده است.&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;اولش این استبداد عزیز از نوع شهریاری بود!&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;یک هزار و پانصد سالی با خوب و بدش ساختیم و زبان در کام کشیدیم و گاهی که زبان درازی کردیم زبان و چشم و گوش و سایر اعضای بریدنی را از دست دادیم &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و البته بزبان پهلوی اشکانی و ساسانی هی دعاهای واقعا قشنگ و از نظر ادبی جالب جوشن کبیر و جوشن صغیر را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;خواندیم ونالیدیم که&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;الهی انت القوی و انا الضعیف . فهل یرحم الضعیف الالقوی...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;خدایا تو گردن کلفت و قوی هستی و من ضعیف و مردنی پس چه کسی به ضعیف رحم میکند مگر ضعیف&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;تا به حول و قوه الهی و مدد چارده معصوم دعاهای ما ملت مستجاب شد و بعد از انکه آقا انوشیروان دخل مزدک و جنبش مزدک و مزدکیان را آورد و آلترناتیو طبیعی داخلی ایرانی حکومت را داغان کرد برادران عربمان سوار شدند بر اسب و شتر و &lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;قاطر و آمدند و اسلام عزیز بلافاصله اموی آمد وکسانی را که مقاومت کردند سرهاشان را،&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;و دستها و پاهایشان را، و کسانی را که مقاومت نکردند جاهای دیگرشان را یک مختصری! برید وشهریار خودمانی خودمان، اول شد خلیفه و بعد سلطان و خلاصه یک هزار و پانصد سالی هم استبداد عزیز سلطانی اسلامی را تحمل کردیم تا آخرین شاه راحل در سال سی و دو زد و به شیوه انوشیروان دخل دکترمحمد مصدق و نهضت ملی و در حقیقت سلطنت خودش را آورد و ایران را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;از آلترناتیو ملی و طبیعی خودش محروم کرد و دوباره باعث این شد که آلترناتیو&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;اسلام آخوندی این بار نه از عربستان و توسط شتر بلکه از پاریس و سوار بر هواپیمان! بیاید و الان سی و سه سالی هست که داریم از برکاتش کیف ف ف !! میکنیم.&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;صفا میکنیم و حظ میکنیم!. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;از برکات دیکتاتوری عزیز این است که اجازه نمی دهد آدم نظر بدهد. دیکتاتوری خودش نظر میدهد و کار ما را ساده میکند. مثلا نظر ما را خودش میدهد! غذای ما را خودش میخورد و لازم نیست ما زحمت بکشیم. پولمان را میگیرد تا ما سبکبار باشیم. زن و خواهر و دخترمان را میبرد و میفروشد تا ما بی سر خر باشیم. یعنی کمکمان میکند و کار ما را خودش انجام میدهد. دست آخر هم اگر باز مشکل داشتیم بقول شاه عباس که موقع دستور قتل میگفت راحتش کن!! آسوده اش کن!! از رنج خلاصش کن!! راحت و خلاصمان میکند تا اساسا از بار زندگی راحت شویم. از&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;دیگر مواهب و محسنات دیکتاتوری این است که ملت را هم در درون مقداری به اخلاق خودش متصف میکند. یعنی موجب میشود. در خانه، بابا به مادر زور بگوید. برادر نوک خواهر را قیچی کند.رفیق توی سر رفیق بزند.&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;ارباب دخل رعیت را بیاورد. رعیت با بیل توی سر الاغش بزند و الاغ هم در خانه با جفتک دخل میش و بزغاله را بیاورد و بزغاله به گربه شاخ بزند و گربه دنبال مرغ کند و الی اخر. دیکتاتوری فرهنگ دیکتاتوری را میسازد. میخواهم بگویم حواسمان به این باید باشد و پس از این مقدمه جناب علی ناظر سالها قبل اشتباه بزرگی مرتکب شد و پس از سه هزار سال دیکتاتوری تلاش کرد ستون نظرات را باز کند و امکانی بوجود بیاورد که بجز بزرگان بقیه هم نظر بدهند اما از ده سال قبل تا حالا چندین بار به دلیل این اشتباه تاریخی نزدیک بوده که به مرگ فجئه از دار دنیا برود!. علتش هم این است که بعضی رفقا از جمله خود فقیر! بطور معصومانه ای از آنجا که ژن سه هزار ساله دیکتاتوری وارد خونمان شده است ستون نظرات را که محل تنفس و تبادل افکار و نقد و بررسی است با سالن کشتی عوضی گرفته ایم و بجای کمک رساندن به یکدیگر و کمک برای رشد فرهنگ دموکراتیک گاهی سعی میکنیم سبیل و گیس هم را دود بدهیم و کار روی دست ناظر بگذاریم بطوریکه گاهی او هم به فکر افتاده پس از فاتحه ای بر گور دیکتاتورها&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و مرحوم ممد علیشاه قاجار که درب مجلس را بست اساسا درب این ستون را تخته کند و خیال خودش و ما را راحت کند.خوشبختانه تا حالا این کار را نکرده و چه خوب که نکرده. من معتقدم که نباید درب این ستون را بست.&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;نباید جلوی نظرات را گرفت ولی در عین حال معتقدم ما هم باید همتی بخرج دهیم و پس از سه هزار سال!! از این ستون نه برای دعواهای ذوقی و شخصی و تصفیه حساب بلکه برای رشد فرهنگ دموکراسی و نقد و بررسی استفاده کنیم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; بادا که در آینده ما یا نسل بعد از ما بتواندمثل مردم اینطرف دنیا نظر خودش را ابراز کند و برای کشتی گرفتن یا ورزش بوکس به باشگاههای مربوطه برود. آمین یا رب العالمین&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;اسماعیل وفا یغمائی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;بیست و هشتم می دو هزار و ده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-8106988584943523933?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/8106988584943523933/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=8106988584943523933&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/8106988584943523933'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/8106988584943523933'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_3991.html' title='یاداشتک چهل و هشتم.استبداد آسیائی!علی ناظر، نظر بنده و ستون نظرات'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-7218103408770187154</id><published>2012-01-16T01:00:00.000-08:00</published><updated>2012-01-16T01:00:17.425-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یاداشتک چهل و هفتم موجودات فضائی و نظرات پروفسور هاوکینگ و بنده'/><title type='text'>یاداشتک چهل و هفتم موجودات فضائی و نظرات پروفسور هاوکینگ و بنده!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;موجودات فضائی و نظرات پروفسور هاوکینگ و بنده!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="subOnvanSotonVasat"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;عرض کنم خدمت دوستان که: پرفسور هاوکینگ دانشمند&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;معروف چند روز قبل در یاداشتی اعلام کرد که موجودات آسمانی و فضائی حتما وجود دارند ولی بهتر است که کاری نکنیم که آنها بزمین بیایند چون باعث دردسر است. این دانشمند بسیار بزرگ اضافه کرد که موجودات فضائی اگر بزمین بیایند همان بلائی را بر سر ما خواهند آورد که اسپانیائیها بر سر آمریکای لاتین و مهاجرین اروپائی در آمریکا بر سر سرخپوستان آوردند. یعنی آنها خواهند آمد و همه چیز ما را به غارت خواهند برد جان ما را خواهند گرفت و زمین را ترک خواهند کرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;عیال بنده که از معتقدان به وجود موجودات غیر زمینی است و سالها در این زمینه مطالعه و تحقیق کرده است و بسیاری از علمای «موجودات فضائی شناس» را میشناسد، و کتابخانه اش پر از کتابهای مربوط به موجودات فضائی است معتقد است که موجودات فضائی دو جورند بسیاری آنها خوبند و بعضی هایشان بد، وموجودات فضائی خوب به بشر کمک خواهند کرد. او معتقد است چون راست و چپ هر دو خراب کرده اند ونیز چون دست آخر بخاری از سیاستمداران زمینی بر نمیخیزد باید امید به فضا بست که آنها بیایند و ما را نجات دهند. او &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;همچنین معتقد است اساسا جنس بشر توسط موجودات فضائی فابریک شده یعنی آنها ژنی را به موجودات زمینی در زمانهای دور تزریق نموده اند و بشر دو پا پدید آمده است و الان هم موجودات فضائی وجود دارند منتها رفته اند و مخفی شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;فقیر به او میگویم فارغ از اینکه من معتقدم جماعت آخوند رگ و ریشه دیگری دارد و خداوند همزمان با خلقت آدم و حوا و شیطان، برای اینکه شیطان زیاد رو داری نکند آخوند جماعت را هم خلق کرده است تا شیطان حواسش جمع باشد، اما اتفاقا در اسلام عزیز ما هم &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;«جماعت اجنه» &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;دو جورند. بر اساس روایات محکم خداوند متعال همراه با «آدم و حوا» خانم و آقائی بنام «مارجه» و «مارج» خلق نمود که اینها فرزندی بوجود آوردند. این دو چون خیلی طرفدار فیلمهای وسترن آمریکائی به بازیگری جان وین هنرپیشه آمریکائی بودند اسم فرزند خود را بنا به اشاره قرآن &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;«جان» یا به تلفظ اروپائی«ژان» گذاشتند. این جان را همانطور که خداوند متعال حضرت ابراهیم را به طور خودمانی «ابرام» و حضرت ابراهیم هم بطور خودمانی پسرش اسماعیل را «اسمال آقا یا اسی جان» صدا میزد در خانه &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;با اسم خودمانی «جن» صدا میزدند . این آقای ژان یا جان تعدادی فرزند پیدا کرد که خوبهایشان شدند « طایفه جن» و بدهایشان شدند« طایفه شیطان » و بر اساس تفسیر معروف القمی (جلد دوم صفحه دویست و چهل و شش) شیطان از فرزندان جان است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;اما اجنه خوب تمامشان مسلمان و شیعه و ختنه شده اند واجنه بد اکثرا بیدین و لائیک و ملی مذهبی و دموکرات و سوسیالیست &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;هستند و شاید هم این موجودات فضائی خوب یا بد هم همین اجنه هستند که در کتب مذهبی ما از آنها یاد شده است. در کنار این امت عزیز شیعه هم اگر چه معتقد نیست موجودات فضائی میایند ولی «تئوری آقا امام زمانش» شبیه همین تئوری نجاتبخشان فضائی هست و درست هم فکر میکند، چون من هم بعد از عمری تلاش و قدم زدن در وادی کفر و شک، از شدت یاس از سیاستمداران زمینی، دارم به تئوری امام زمان بر میگردم و خلاصه ای عیال!هر دوی ما اگرچه یکی ایرانی سابقا شیعه اثنی عشری و یکی اروپائی پروتستان بوده ایم &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;اما عقایدمان کم شبیه به هم نیست بنابراین فکر میکنم پیوندمان پایدار بماند و بپای هم پیر بشویم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="background: white; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-margin-top-alt: auto; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;اما فارغ از بحثهای بنده و عیال در مورد «اکسترا ترس» من نه بعنوان یک دانشمند فضا شناس بلکه بعنوان یک شاعر غربت نشین فکر میکنم هراس آقای هاوکینگ از خطرات موجودات فضائی حد اقل برای بخشی از ساکنان کره زمین اساسا نه موضوعیت دارد و نه جای وحشت. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="background: white; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-margin-top-alt: auto; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;دیشب کانال پنج تلویزیون فرانسه داشت رپرتاژی از صنعت ساعت سازی را نشان میداد و آدمهائی را که ساعت مچی شان بین سیصدهزار تا یک میلیون یورو قیمت دارد! و من از زیر چشم&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;به ساعت مچی خود که آنرا از کنار خیابان &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;دو یورو خریده بودم نگاه میکردم و احساس میکردم ساعت بیچاره من دارد&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;ازخجالت آب میشود وحال تیک تاک کردن ندارد! لاجرم دستی به سر و گوشش کشیدم و چون دیدم کسی در اتاق نیست&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;مثل &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;آقایانی که برای اینکه دل عیال را به دست بیاورند و بیشتر از او کار بکشند دستی به سر و گوش عیال میکشند و میگویند: « عزیزم!یک شاخه موی تورو نمیدم ده تا «آنجلینا جولی» و «مونیکا بلوچی» بگیرم!! گفتم : عقربه کوچیکه تورو نمیدم ده تا از این ساعتا بگیرم ! و او هم با خوشحالی تیک تاک کنان کارش را ادامه داد!!.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="background: white; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-margin-top-alt: auto; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;پروفسور هاوکینگ حتما خوب می داند که ما در چنین سیاره ای داریم زندگی میکنیم. سیاره ای که روز به روز دارد وضعش از زاویه انسانی خرابتر میشود . به قول کمال رفعت صفائی:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;این زمین نیست که به دور خورشید میگردد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;این جنایت است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="background: white; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-margin-top-alt: auto; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;زمینی که ازجمعیت شش میلیاردی اش اکثرشان زیر مهمیز هستند و حدود سه میلیاردشان گرسنه و تشنه اند که یک میلیاردشان و اقعا دارند از گرسنگی رنج می برند. پرفسور هاوکینگ خیلی خوب می داند بر اساس تحقیقات اهل علم و منجمله &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;جیمز دیویس، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه اونتاریوی غربی در کانادا&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt; وضع دنیا بسیار افتضاح است ایشان میگوید&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt; : در تحقیق&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt; خود&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;ما دریافتیم که نابرابری بسیاری وجود دارد، امری که انتظارش را داشتیم و آن قدر هم شگفت آور نبود&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;!&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;. وی همکار نگارش تحقیقی است که توسط نهاد تحقیقاتی &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="EN-US" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-ansi-language: EN-US;"&gt;WIDER&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; سازمان ملل در هلسینکی &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="EN-US" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-ansi-language: EN-US;"&gt;World Institute for Development Economics Research &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;صورت گرفت. وی ادامه می­دهد: اما به این نتیجه رسیدیم که توزیع ثروت جهان بسیار نابرابرتر از توزیع درآمد جهان, می­باشد. ایالات متحده با ثروت سرانه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;صد و چهل و چهار هزار د&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-ansi-language: EN-US;"&gt;ا&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;لری در سال 2000، ثروتمندترین کشور دنیا است. کانادا دارای ثروت سرانه هشتاد و نه هزار د&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-ansi-language: EN-US;"&gt;ا&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;لری می­باشد.این تحقیق تخمین میزند که چهل درصد از دارایی­های جهان را در سال 2000 فقط یک درصد ثروتمند ترین افراد بزرگ سال دارا بودند و هم چنین ده در صد ثروتمند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;ترین افراد بزرگ سال، هشتاد و پنج درصد &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-ansi-language: EN-US;"&gt;همه&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt; دارایی های دنیا را صاحب می­باشند. در مقابل، آن دسته ازجمعیت بزرگ سال دنیا که در رده نیمه پائینی جدول بندی قرار دارند، به سختی حتی یک درصد ثروت جهانی را دارا می­باشند&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="background: white; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-bottom-alt: auto; mso-margin-top-alt: auto; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;این نمونه و صدها نمونه مشابه نظیر آن نشان می دهد که اکثریتی وحشتناک از ساکنان زمین قبل از ورود موجودات فضائی چنان توسط موجودات قلدر و اربابان زمینی چاپیده شده اند و رسشان کشیده شده و تحت سرکوب و غارت قرار دارند که ورود موجودات فضائی و حمله و هجوم آنها چیزی را تغییر نمی دهد. در جهانی که یک قلم، از سال دو هزار و چهار تا حالاچند صد هزار عراقی مظلوم نابود شده اند و دخترکان هشت نه ساله دارند در مرز سوریه فاحشگی میکنند ورود موجودات فضائی چه وحشتی بر میانگیزد ، و اما اگر کسی باید از ورود موجودات فضائی بترسد نه جمعیت عظیم زمینیان تحت ستم، که &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;اربابان کنونی زمین هستند که در دزدی و چپاول هیچ مرزی را باقی نگذاشته اند . در طرف مقابل! در صورت آمدن موجودات فضائی به زمین به احتمال زیاد منهای طرفداران احمدی نژاد و خامنه ای و آقایان موسوی و کروبی و بجز طرفداران برخی از گروههای سیاسی که همچنان مستقلا مبارزاتشان را تا سی سال و سیصد سال دیگر ادامه خواهند داد، چند میلیارد انسان زمینی به موجودات فضائی خواهند پیوست و به آنها اعلام وفاداری خواهند کرد و همراه با آنهاسبیل اربابان کنونی زمین را دود خواهند داد. خطری اگر هست اینست&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و بنده به تمام شاعران که به طور معمول اکثرشان در صفوف محرومان میپلکند و شعر میسرایند و گرسنگان بیچاره را بزور مجبور میکنند که به اشعارشان گوش کنند سفارش میکنم از حالا سرودن قصائد غرای خود را در خیر مقدم به موجودات فضائی آماده کنند &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و امیدوار باشند که بزودی:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;میرسد آن دمی که در، هر تله یا که هر پرس&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;مژده دهند کامده، لشکر اکسترا ترس&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;جمعیت گرسنگان، شاد زمژده ی ظهور&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;رفته ز دست و پای هر، صاحب زور حس س! و پس س! &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;آن که نه خانه دارد و ،نی زر و کار و نان، به لب&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;خنده ای&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;ونداردا، در دل خویش استرس&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;وانکه چپانده است او بر همه کس ز فرط حرص&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;گور پدر سگش بنه تا که شود ز غم پرس.. الخ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;سوم ماه می دو هزار و ده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-7218103408770187154?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/7218103408770187154/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=7218103408770187154&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/7218103408770187154'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/7218103408770187154'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_1111.html' title='یاداشتک چهل و هفتم موجودات فضائی و نظرات پروفسور هاوکینگ و بنده!'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-5839271547010624023</id><published>2012-01-16T00:50:00.000-08:00</published><updated>2012-01-16T00:50:33.842-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یاداشتک چهل و ششم.ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی'/><title type='text'>یاداشتک چهل و ششم.ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="subOnvanSotonVasat" style="color: red;"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: Tahoma; font-size: x-small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;عرض کنم خدمت دوستان که این یکی دو روزه ماجرای برقع و نقاب و وضع قوانین جدید در بلژیک و فرانسه گرد و خاک زیادی راه انداخته و طرفداران برقع و نقاب را به داد و فریاد اسلاما و وا مذهبا و دین بر باد رفت انداخته است. بقول ایرج میرزای بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;در این شاهکار زنده پر تصویر و مردمشناسانه اش از ایام خود چه خوب مذهب، ملا، و مردم و تلقی شرع از مردم و زن را تصویر کرده است:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بر سردر کاروانسرايي&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;تصوير زني به گچ کشيدند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ارباب عمايم اين خبر را&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;از مخبر صادقي شنيدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;گفتند که واشريعتا خلق&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;روي زن بي نقاب ديدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;آسيمه سر از درون مسجد&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;تا سردر آن سرا دويدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ايمان و امان به سرعت برق&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;مي رفت که مومنين رسيدند &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;اين آب آورد آن يکي خاک&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;يک پيچه ز گل بر او بريدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ناموس به باد رفته اي را&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;با يک دو سه مشت گل خريدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;چون شرع نبي ازين خطر جست&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;رفتند و به خانه آرميد &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;ند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;غفلت شده بود و خلق وحشي&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;چون شير درنده مي جهيدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بي پيچه زن گشاده رو را&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;پاچين عفا ف مي دريدن&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;د&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;لبهاي قشنگ خوشگلش ر&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;امانند نبات مي مکيدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بالجمله تمام مردم شهر&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;در بحر گناه مي تپيدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;درهاي بهشت بسته مي شد&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;مردم همه مي جهنّميدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;مي گشت قيامت آشکارا&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;يکباره به صور مي دميدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;اين است که پيش خالق و خلق&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;طلاب علوم روسفيدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;با اين علما هنوز مردم&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;از رونق ملک نااميدند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;فقیر با کلمات نقاب و برقع وحجاب و امثالهم در شعر حافظ و سعدی و امثالهم آشنا شده بودم و بنابراین غافل از اصل قضیه چندان نه از نقاب بدم می آمد و نه از برقع که حتی خوشم هم می آمد. که حافظ فرموده بود.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;اگـر خـواهي كه جاويـدان جهان يكسر بـيارائي&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;صبا را گـو كه بـردارد زمـاني &lt;span style="font-weight: normal;"&gt;بـرقـع&lt;/span&gt; از رويت&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;و نیز&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;حاجت مطرب و مى نيست تو &lt;span style="font-weight: normal;"&gt;برقع&lt;/span&gt; بگشا, &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;كه به رقص آوردم آتش رويت چو سپند&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;و سعدی سروده بود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;گر ماه من برافکند از رخ &lt;span style="font-weight: normal;"&gt;نقاب&lt;/span&gt; را &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;من مست از او چنان که نخواهم شراب را&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;بعدها در داستانهای سمک عیار وحسین کرد و امیر ارسلان، ونیز سه تفنگدار و تولیپ سیاه آلکساندر دوما متوجه شدم گاهی اوقات مردان عیار و شبگرد هم نقاب میزنند و این تلقی ادامه داشت تا اینکه حضرت امام راحل بر قله بالا بلند جمهوری اسلامی طلوع فرمود . &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;چند ماهی بعد از ظهور ایشان بود که بزودی به ضرب توسری و چوب و چماق آن چادرهای معمولی و رنگینی که خواهران و مادران و دختران و زنان ما به دلیل فرهنگ معقول و قشنگ ایرانی - مذهبی خودشان و ذوق نساجان ایرانی، بر سر می کردند و درعید نوروز مثلا مادران و خواهر کوچولوهای شاد ما در شهرهائی مثل یزد و اصفهان و شیرازخیابانها و کوچه ها را تبدیل به رودی از چادرهای زیبای رنگین می کردند و در خانه نیز ما ها در خواب نیمروزی آنرا از مادر و خواهر امانت گرفته و در هشتی خانه در زیر آن چرتی شاهانه میزدیم و در بوی پاکیزه چادر خوابهای خوش میدیدم تبدیل کردند به چادرهای سیاه و روسریهای سفت و سخت بسته شده اسلامی سیاسی. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;البته مردم ایران چند سال بعد بمدد فرهنگ نیرومند اجتماعی ملهم از حافظ و سعدی و قرنها تلاش عارفان و شاعران و اندیشمندان ایرانی ...پیشروی ملاها را متوقف کردند که: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify" class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;ایران زمینش سفت بود و تشرشرات شدید ملایان به ریش مبارک خودشان پاشید! وگرنه ملاها الان همه زنها را نقابدار و مبرقع کرده بودند. و مردان را مجبور میکردند یک وجب ریش بگذارند و نیز گزارش استبرای داخل مستراحشان را به امام جمعه مل بدهند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;مدت زمانی بعد از آن امثال من و ما و دو سه میلیون ایرانی به جبر یا اختیار روانه خارجه شده ومتاسفانه، توریست! و خارجه نشین! گشتیم و حالا بعد از سی سال، نه در ایران که در لندن و پاریس و بروکسل و برلین و... نه تنها شاهد «ساندویچهای سیاه پارچه ای متحرک» مذهبی هستیم که شاهدیم حضرات می خواهند این اندیشه ، یعنی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;این کودهای شتر بار شده از اعماق بیابانهای قرون و اعصار را، دراروپا و با سوء استفاده از قوانین کشورهای اروپائی بر جوامعی که در آن زندگی میکنند تحمیل و تبلیغ کنند که خوشبختانه تا کنون بلژیک و سویس وفرانسه و نیز مسلمانان لیبرال وبخصوص بانوان مسلمان اهل این زمانه در برابر آن ایستاده اند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;من نمیخواهم وارد پایه های تئوریک قضیه بشوم که آیا سید المرسلین و خاتم النبیین چنین فرموده یا طور دیگری فرموده است،یا اینکه حجاب فاطمه زهرا یا زینب کبرا چه بوده است ومولا علی علیه السلام و خلیفه عمر رضی الله عنه چه نظری داشته و یا اینکه در قرآن چگونه نوشته شده و حجاب چگونه باید باشد. یا اینکه مثلا در برلین یا ماداگاسکار با قوانینی که در عربستان و توسط حضرت جبرئیل در چهاردقرن و نیمی قبل نازل شده چه باید بکنیم و چه نوع خاکی بر سر خود و زنانمان بپاشیم و یا اساسا تعریف کلمه ناموس چیست، آیا ناموس در درون کله است ویا در بیرون کله و درون شلوار! اینها همه قابل بحث است ولی فارغ از خطرات امنیتی نقاب و برقع! که معلوم نیست زیر آن بانوئی پنهان شده است با دو متر گیسو یا جناب بن لادن و ملا عمر با یک متر ریش جنبان و نیم متر بیضه آویزان و بمبی در بغل، میخواهم چیز دیگری را بگویم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;ما بجز توهینهای معمول به زنان و مردان که می تواند با کلمات یا به شیوه لات و لوتهاحواله دادن دست و پا! انجام گیرد نوع دیگری توهین را هم داریم که بدتر از آنهاست.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;به قول «دی. اچ. لارنس&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="color: black; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;1885- 1930 &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: black; mso-bidi-language: FA;"&gt;م»&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt; نویسنده شهیر درنوشته معروفش «پورنو گرافی یا وقاحت نگاری»،&lt;span style="color: #333333;"&gt; [ماخذ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: #333333;"&gt; کتابِ الفبا جلدِ دوم به همتِ غلامحسین ساعدی انتشاراتِ امیرکبیر 1352&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;] [&lt;a href="http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=20863"&gt;لینک به متن در دیدگاه&lt;/a&gt;] اندکی خود فروشانگی( به تعبیر او) و به تعبیر فرهنگ زیبای سعدی و حافظ داشتن «کرشمه و ناز و ملاحت» یا به تعبیر مبهم و عطر آمیز حافظ«آن» &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;شاهد آن نیست که موئی و میانی دارد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;بنده طلعت آن باش که آنی دارد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;آن، یا نمک، یا جذابیت زنانه و زنانگی،علیرغم ممنوعیتها و فرمولهای پوشالی حزبی و تعبیرهای موسمی ناپایدار، برای زنان چیز لازمی است و گرمائی زیبا به زندگی میبخشد و هزار سال دیگر هم ترانه&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;عاشقانه و اروتیک«امشب شب مهتابه» میرزا علی اکبر شیدا با صدای مرضیه، و گرمای یک بوسه عاشقانه قدرتش از تمام دستورهای حزبی در مورد زنان بیشتر خواهد بود که گفته اند« با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد» و من اعتقاد دارم« با عشق هر آنکس که ر افتاد ور افتاد» اما زنی یا زنانی که با مطلق کردن سکس و سکسی کردن بی قید و بند خود بدن خود را تبدیل به نمایشگاهی صرفا گوشتی برای دیدن میکنند توهینی سنگین را متوجه خود و دیگر زنان میسازند. &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;توجه به جسم و فیزیک چیز بدی نیست اما متوقف شدن در مرز فیزیک بدنی فراموش کردن اینکه این فیزیک جاودانه نیست وازخاک است و خاک خواهد شد مرکوبی است که راکبش شخصیت یا روان یا وجود درونی ماست، و توجه نکردن به شخصیت انسانی و احساسات که حاصلضرب اینها از جمله اروتیزم &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و سکس حقیقی زیبای زنانه و نیز مردانه را میسازد بجز توهین به زنان نیست. در همین جاست که لارنس کشاکشهای فیلمهای پورنو را با کاری که قصاب با گوسفند بر روی پیشخوان قصابی انجام میدهد یکی میداند. هیچ احساسی در کار نیست. طرفین یکدیگر را نمی ورزند.یکدیگر را نمیسازند. عشق نمیورزند. هیچ گونه بده و بستان احساسی که فراغ ازنظارتهای سکسی و دخالتهای خدا و پیغمبر و ملای سر گذر! به رابطه مشروعیت انسانی و عاطفی میبخشد در کار نیست فقط عضلات کار میکنند و غریزه میکوبد و می خروشد. درست عین کار قصابی که بجان گوسفند افتاده و دارد راسته و فیله اش را جدا میکند. بقول بزرگواری طرفین یا طرف« دارد مساله جنسی اش را حل میکند!» حتی با ازدواج! و رابطه زن و مرد در ته قضیه همین است و بس یعنی یک رابطه در پایه و مایه پورنو، والسلام!.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;نقطه مقابل و آن روی سکه این توهین به زنان، توهین به مردان توسط نقاب و برقع و نقابراران و برقع پوشان مکتبی &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;است. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;زنی که بیش از نود و پنج درصد بدن خود را میپوشاند و فقط بالاجبار چشمهایش را بیرون میگذارد، فارغ از دستور خدا و قرآن، اعلام میکند که «بیش از نود و پنج در صد جسم او، ادامه تشکیلات خاص سکسی و مستعمره سکس اوست». یعنی خداوند گویا ابتدا وقتی مشغول درست کردن گل بوده تا بابا آدم و ننه حوا را خلق کند اول از همه وسائل تذکیر و تانیث یا بقول رفیقی ادیب که عمرش دراز باد «سنبل میرزا»ی آنها را آفریده و حول این دو زن و مرد را ادامه داده است! یعنی رئیس کل و مرکز وجود ما این دو هستند. در کنار این اعلام و اعلامیه مکتبی، با پوشاندن این چنینی خود بدون هیچ کلامی و با زبان روشن بیزبانی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;به تمام مردان اعلام میکند «شما نیز جز یک آلت تناسلی خطرناک و مهاجم جیزی نیستید» چیزی شبیه&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;توپهای آماده شلیک ناوگانهای ارباب دنیا در خلیج حتما پارس، که &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;همیشه اماده بمباران ممالک ضعیف است! و باید از شما پرهیز کرد!فارغ از آنکه آن زن مظلوم افغانی یا آفریقائی که در زیر بار شیخ و فقیه و شوهر و پدروبرادر عقب افتاده اش مجبور به گذاشتن برقع است پیام آدمشناسانه نقاب و برقع در اروپا و خانمهائی که گاه ساعت رولکس بعضی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;شان یک قلم سی هزار یورو می ارزد و با ماشینهای سفارت فلان کشور در خیابانها پرسه میزنند جیزی جز این نیست که « انا الفرج و انت الذکر» «من یک دستگاه جنسی زنانه و تو یک دستگاه جنسی مردانه بیش نیستی».&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Courier New&amp;quot;, Courier, monospace;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;با این اندیشه سیاه و اندیشه های خرد و ریز اطراف آن که فارغ از مقوله انتخاب لباس که حق هر زنی است می خواهند برای چادر و روسری و دست دادن یا ندادن توجیهات صد من یک غاز مکتبی بتراشند وبه نشیمنگاه عقل و خرد آدمها بسپوزانند باید مبارزه کرد و به هیچ بهانه ای نباید کوتاه آمد که در درون این تفکر سیاه و زهر آگین ، با پایه عام یک و نیم میلیاردی انسانی اش چنان نیروی مهیبی پنهان است که اگر به آن رو بدهید در همین پاریس و لندن و بروکسل هم&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;با استفاده از فضای گندناکی که هرزابه های فرهنگ عریان سرمایه داری پدید آورده نقاب بر کله ها خواهد کرد و نیز شلوار از پای همه خواهد کند. در پایان نیز فاتحه ای برای مرحوم منتظری بخوانیم که در اواخر عمرش فتوای دست دادن زن و مرد را داد و شمعی در ظلمات به سهم خود بعنوان یک ملای نامدار شیعه بر افروخت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-5839271547010624023?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/5839271547010624023/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=5839271547010624023&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/5839271547010624023'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/5839271547010624023'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_16.html' title='یاداشتک چهل و ششم.ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-1593175210125806329</id><published>2012-01-15T23:01:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T23:01:46.508-08:00</updated><title type='text'>یاداشتک چهل و پنجم.مرگ و «بزرگمردی کوچک» که ابهت مرگ را شکست</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;مرگ و «بزرگمردی کوچک» که ابهت مرگ را شکست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="subOnvanSotonVasat"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;!--&lt;div align="justify" style="MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 15px" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;                &lt;font color="#990000" face="Tahoma" size="2"&gt;                &lt;a href="biografi.php?nhonarmand=" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" onfocus="this.blur()" class="alink"&gt;&lt;/a&gt;                     &lt;/font&gt;&lt;/div&gt;--&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;عرض کنم خدمت دوستان که: شاید و چرا شاید! حتما، چیزی قطعی تر از مرگ در عالم وجود، وجود ندارد. سیمون دوبوار، زنی زنانه( چرا وقتی میگوئیم مردی مردانه نگوئیم زنی زنانه) عیال همسنگ وگردنفراز سارتر &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;که بانوئی بزرگ بود و هست ،رمانی دارد با عنوان «همه میمیرند» که اسم این کتاب ماجرای حتمی بودن و قطعی بودن مرگ است و داستان دردناک کسی که نمی تواند بمیرد و باید رنج جاودانگی را تحمل کند، می خواهم همانطور که این خاتون بزرگ تاکید کرده فقیر نیزتاکید کنم، منهای حضرت حق و نیز نوعی «مدوزا» موجودی دریائی که معلوم شده نمیمیرد! (والبته سران اپوزیسیون خارج کشور که انشالله در افق جاودانگی درد مشترک را در خواهند یافت) همه میمیرند، روزگار همه به سر میرسد، از جانور و گیاه و سیارات و ثوابت راحل میشوند، و خورشید ما هم روزی تبدیل به ستاره ای تاریک خواهد شد و دیگر نخواهد درخشید. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;میشود از این همه ترسید و غصه دار شد که البته هیچ فایده ای ندارد و این قانون لایتغیر تغییری نخواهد کرد. طبیعت یا خدا یا راز، بسیار باهوشتر از این حرفهاست و فقط خودش میداند چه میکند و قوانین اش منجمله مرگ چه خواصی دارند! منجمله خاصیت تازه کردن آب جویبار زندگی ، که اگر مرگ نبود رندگی نبود، واگر مذاهب مرگ را به کابوسهای وحشت نیالوده بودند و اگر آدمیزاد در زندگی اش این همه بدبختی و فلاکت و جبر و فشار تحمل نمیکرد &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و می توانست کمی هم مثل آدم زندگی کند و طعم زندگی را بی سر خر بچشد،شاید تلقی دیگری از مرگ خود را نشان میداد و آدمها در تعادلی بهتر با مرگ و پدیده زوال تن برخورد میکردند. این تلقی الان هم وجود دارد ولی عمومی نیست چرا که پرچم تلقی از مرگ، نه به دست شعور و عاطفه انسانی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و اندیشه فلسفی و نیز دانش فیزیک و امثالهم که به دست کارچرخانان مذهب است و آنان نیز با قدرت تمام و با استفاده از ابهت مرگ میخ خود را بدجوری سفت کرده اند و سواری میگیرند و چهار نعل خلایق را میتازانند، و مرگ نیز مثل زندگی ممر درآمد آنان است. بگذرم و بحث در باره مقوله شیرین مرگ را به فرصتی دیگر واگذار کنم، و اما غرض از این مقدمه این بود که از خوانندگان گرامی دیدگاه و جناب ناظر گرامی اجازه بخواهم و اندکی در باره فوت هنگامه امینی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;یگانه دختر و عشق زندگی خانم مرضیه و ماجرائی را که در آرامشگاه شهرک اور سور اواز در پاریس در هنگام خاکسپاری او شاهد بودم بنویسم. شاید با توجه به اینکه ماجرا دربیست و نه اسفند اتفاق افتاد چندان برای یاداشت روز مناسب نباشد اما از آنجا که شان و ارج خاتون عزیزمرضیه که در کنار دهها هنرمند دیگر ذوق و وجدان موسیقائی سه چهار نسل را با صدای خود پرورانده و آنها را با صدای زیبای خود از جهان سیاه خشک اندیشی مذهب آخوندی &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;دور نموده و نیز شان و ارج هنرمند شریف و ارزنده تبعیدی و ملا ستیز هادی خرسندی، این اجازه را بدهد که یاداشت روز را به این مساله اختصاص دهم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;من چندان تلقی تاریکی از مرگ ندارم. مرگ و جهان پس از مرگ&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;ترسی در دل من بر نمی انگیزد، پس از سی سال جنگیدن و تحمل رنج برای نفی شکنجه و زندان و اعدام قبول خدائی که در جهنم آدمها را کباب کند همانقدر مضحک است که قبول خمینی و امثالهم بعنوان رهبر. مرگ برای من یک در بسته است و بس. دری رو به یک وادی دیگر که نمیدانم چیست . تاثیرات مثبت وجود مرگ را هم در زندگی خود حس میکنم. در سایه روشن مرگ من احساس میکنم من همین مشت پوست و گوشت و استخوان نیستم. چیزی عمیق تر و فراتر و عجیب ترم. زیرا میمیرم و زیرا میدانم که میمیرم و در سایه روشن این راز کمتر کسی را می آزارم. بیشتر، آدمها راو درخت و حیوان را دوست دارم. کمتر نگران داشتن و نداشتن هستم و بیشتر عمق ناپیدای زندگی را حس میکنم و خیلی تلقیهای شخصی دیگر، اما با اینهمه دوست ندارم زیاد در مجالس عزا و سوگ حاضر شوم و تسلیت بگویم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;اول اینکه احساس میکنم دردی را از کسی نمیتوانم دوا کنم و در برابر مرگ نمیشود کاری کرد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;دیگر این که اگر مرگ حق است چرا این همه سوگ و فریاد و چرا نباید مثل حضرت مولانا در پس تابوت گروهی رقصنده و نوازنده گماشت که هنگام وصل جانانان و رهائی از قفس تن فرا رسیده است و بجز این وقتی همه میمیریم ما نیز با مرحوم مرده فاصله ای نداریم فقط هنوز صدایمان نکرده اند و از بقیه داستان هم کسی با خبر نیست و جوابی جز جواب ساده مرحوم ابوی من ندارد که در جواب سئوال من از جهان پس از مرگ همانطور که داشت کتابش را میخواند گفت« میرویم میبینیم!» چرا این همه سوگ. با این همه از سنت گریزی نیست و نیز احترام بزرگان حقیقی زاد بوم واجب است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;بخاطر ادای احترام نسبت به هنگامه و مرضیه&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و رعایت سنت ،به تشییع هنگامه رفتم .&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;در گورستان شلوغ، سخت تحت فشار بودم. فشارهای مختلف، از دیدن رفقای سابق و لاحق که مثل خودمن گرد زمان بر سر و رویشان نشسته بود و نیز دیدن مرضیه که در سن هشتاد و پنج سالگی بر سر تابوت فرزند نوای سعدی بر لب داشت که «ای کاروان آهسته ران» و چهره های گرفته و فضای ابر و آفتاب، و اندیشه اینکه نسل ما چه سرنوشت شگفتی دارد و هر کدام در گوشه ای از جهان در سودای آزادی خاموش میشویم و ماجرا ادامه دارد، و نیز سیمای شوخ و رندانه و با نمک هنگامه و آن چشمان تیز و هوشیار که چند بار در خانه مرضیه او را دیده بودم و گاه گپی ، دربرابرجشمانم بود، و ماجرای دستگیری او و روزهای سنگینی که بر مرضیه گذشت و نیز شمع افروزیهای مرضیه در کلیسای اور سور اواز برای رهائی هنگامه که در هوای آنها تصنیف شمع را برای مرضیه سرودم و با آهنگی از طاهر زاده اجرا شد.&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;در این حال و هوا بودم که صدای مرضیه دوباره بلند شد و هنگامه را بخاک سپردند و نماز و باقی قضایا و فضائی سنگین که اگر چه با پخش یکی دو ترانه مرضیه مقداری شکست ولی همچنان مرگ، پولاد آسا و سرد بر گورستان زیبای کوچک اور سور اواز خیمه زده بود &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;تا این که هادی خرسندی پشت میکرفن رفت. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;هادی خرسندی از سالهای دانشجوئی من نام آور بود و من او را میشناختم و نوشته های کوتاهش را &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;که در آن سالها دریچه ای به سوی هوای آزاد بود میخواندم&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;ولی &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;او را تا دو ساعت قبل از آن که در ایستگاه قطار دیدم و رفتم &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;تاعرض احترامی نسبت به این طنز نویس شرزه تبعیدی بکنم ندیده بودم. یکی دو سال قبل از آن شعری سروده بودم که به او تقدیم کردم. صمیمانه و صریح در ایمیلی به من نوشت که «از این شعر خوشم نیامده!» واز صراحت و صمیمیتش کیف کردم و بر احترامش در دل افزودم .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;وقتی هادی خرسندی میکرفن را به دست گرفت واقعا مانده بودم که بر سر مزار و در آن حال و هوا چه می خواهد بگوید. آیا بنا بر سنت خود را اندوهگین نشان خواهد داد و مقداری تعارف را با دلسوزی قاطی کرده و یکی از آن سخنرانیهای معمول بر سر مزارها را رقم خواهد زد. ولی اینطور نشد. هادی خرسندی سراپا از هادی خرسندی پر است! یعنی خودش است، بدون هیچ نوع جنس قاطی از غیرجنس خودش. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;او با مقداری فشار که بر او سنگینی میکرد شروع کرد. مرضیه و هنگامه از دوستان قدیم او بودند. به احترام کلاه از سر برداشت اما دو سه دقیقه نگذشت که با اندکی مطایبت و شوخی و سر انجام خواندن شعر«خر هنگامه» خرکی که متعلق به دختر مرضیه بود و گویا بعد از مصادره اموال مرضیه او را نیز دستگیر کرده و به بازجوئی کشیده بودند وسرانجام اعتراف خرک که من اگر چه به هنگامه سواری میدادم اما از مریدان رهبر و ولی فقیه هستم، چنان فضای سوگ ئ اندوه را شکست که &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;احساس کردم مرگ &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در مقابل هادی لبخند زنان&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;زانو زد و به شکست ابهت هولناکی که دکانداران دین و خرافه بر دوش او افکنده بودند اعتراف کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="background: #fefcf6; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;خدايا خود تو ميداني که مخلص&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-weight: normal;"&gt;به دور از باور مرضيه بودم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="background: #fefcf6; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: #414141; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;من آن خوش نغمه را هرگز نديدم&lt;br /&gt;نپنداري خر مرضيه بودم&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="background: #fefcf6; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: #414141; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;الاغي مال بعد از انقلابم&lt;br /&gt;که در بوم و بر مرضيه بودم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="background: #fefcf6; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: #414141; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;نه در دررفتنش بودم شريکش&lt;br /&gt;نه من همسنگر مرضيه بودم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="background: #fefcf6; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: #414141; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;شعور درک موسيقي ندارم&lt;br /&gt;وگرنه نوکر مرضيه بودم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="background: #fefcf6; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: #414141; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;ندارم جُرم مخصوصي جز اينکه&lt;br /&gt;الاغ دختر مرضيه بودم&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="color: #414141; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="background: #fefcf6; direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: #414141; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;به قرآن دوستدار رهبرم من&lt;br /&gt;خدايا حضرتعبّاسي خرم من!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;در فضای تازه گورستانی که دیگر گورستان نبود بلکه آرامشکاه پیکر و جسم هنگامه و نه روان و شخصیت انسانی او بود و در حالیکه اکثریت حاضران و منجمله خود مرضیه علیرغم سوگ لبخند بر لب داشتند به مردی شریف و کوچک اندام که با سیمای قلندرانه اش در گوشه ای ایستاده و با چند دوست مشغول صحبت بود نگاه کردم و بی اختیار بیاد تیتر فیلم معروف هنرمند نامدار داستین هوفمن فیلم«بزرگمرد کوچک» افتادم. هنرمند ارجمند ما نیز بزرگمردی کوچک است کوچک در پیکر ولی بزرگ در جان و جسارت و ذوق و صراحت، آنچنان که هم در برابر رژیم پلید ملایان سی سال است خوش رزمیده است و هم با طنز نیرومندش حال و هوای مرگ را در اوج سوگ و اندوه از جانها میزداید. چنین باد تا هست و روزگارش خوش و عمرش دراز باد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-1593175210125806329?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/1593175210125806329/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=1593175210125806329&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/1593175210125806329'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/1593175210125806329'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_4519.html' title='یاداشتک چهل و پنجم.مرگ و «بزرگمردی کوچک» که ابهت مرگ را شکست'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-2011773631358408410</id><published>2012-01-15T22:57:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T22:57:45.533-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یاداشتک چهل و چهارم یا مقلب القلوب و الابصار والا یا ایها الساقی'/><title type='text'>یاداشتک چهل و چهارم یا مقلب القلوب و الابصار والا یا ایها الساقی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;یا مقلب القلوب و الابصار والا یا ایها الساقی !&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="subOnvanSotonVasat"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;!--&lt;div align="justify" style="MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 15px" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;                &lt;font color="#990000" face="Tahoma" size="2"&gt;                &lt;a href="biografi.php?nhonarmand=" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" onfocus="this.blur()" class="alink"&gt;&lt;/a&gt;                     &lt;/font&gt;&lt;/div&gt;--&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;شب عید است وپایان&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;یکسال دیگر. با سال هشتاد و هشت &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;خداحافظی میکنیم وچون میدانیم مهمانی است که نمیتواند برگردد! الکی تعارف می کنیم و میگوئیم &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;- مفتخرمان کردید. بازهم تشریف بیاورید! منزل خودتان است. جانا زرفتن تو دانی چه ماند بر دل- از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل. البته اگر کسی از مهمان دلخور باشد می تواند در دل، جای آتشی را با پشکلی عوض کند که از کاروان هم آتش بجا می ماند و هم پشکل شتران..&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و به سال هشتاد و نه سلام عرض میکنیم. و اضافه میکنیم &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;خوش آمدید. صفا آوردید.بفرمائید. باز هم منزل خودتان است. خوش آمدی که خوش آمد مرا ز آمدنت.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;معلوم نیست کی صاحبخانه است و کی مهمان؟! ما یا او؟آیا زمان بی پایان و یا من و شمای فنا پذیر!؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;چه ما بخواهیم و نخواهیم زمان میگذرد زمان بسیط بی پایان که نه سر دارد و نه ته، چیزی است مثل خدا، یا زروان که همان زمان بی پایان است و مکتب زروانیسم بر آن متکی است. ما انسانها، البته همه نه!! علیرغم هارت و پورتمان! وکبر و غرور خنده دار مان و بی نهایت طلبی هایمان خیلی کوچکیم و گذرا ، من که به این ایمان آورده ام&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و احساس میکنم هیچ هیچم . ما آدمهای کوچک فسقلی ! در پهنه زروان بی پایان ،برای اینکه سر گیجه نگیریم و رشته کار از دستمان در نرود و دیوانه نشویم، آمده ایم و در این چند روزه هستی زمان را نامگذاری اش کرده ایم که امروز مثلا یکشنبه است و فردا دوشنبه و امسال سال هشتاد و هشت و بعدی هشتاد و نه. سالها قبل رفیق شاعری در بحثی جالب یقه یکی را گرفته بود که:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;از کجا که امروز واقعا یکشنبه باشد و دوشنبه نباشد . اصلا کی می تواند ثابت کند که روز اول هستی چند شنبه بوده؟ و واقعا همه در جوابش در ماندند ولی در هر حال و با تمام این مباحث بقول برادر دانشمندمان روانشاد بزرگ انگلس( نقل بمعنا) در کتاب شریفه و مستطاب «دیالکتیک طبیعت» یکسال را از دست دادیم تا بتوانیم یکسال زندگی کنیم که برای هر لحظه زندگی باید یک لحظه مرد و طول زندگی هر انسان به اندازه طول مرگ او در زمان است تا وقت وقتش برسد و ببینیم چه خواهد شد و مردگان از قید زمان راحتند و همه در عرض هم و به همین علت خیام بزرگ که ریاضیدان و زمانشناس بوده می فرماید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;فردا چو از این دیر کهن در گذریم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;با هفتهزار سالگان در گذریم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;یعنی به نظر من خیام می خواهد بگوید تا نفس آخر را کشیدیم همعرض میشویم با کسی که هفتهزار سال قبل فوت کرده و من با اتکا به همین شعر خیام آرزو دارم منجمله &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;پدر و مادری را که بیست سال درد دوری مرا تحمل کردند پس ازآنکه بقول دکتر ساعدی اندکی &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;فوت فرمودم و جراحات ناشی از ضرب وشتم نکیر و منکر و عوارض نیمسوز بر طرف شد، هم عرض خود بیابم و عذر تقصیر بخواهم وبا توجه به حوادث ایام عمر خود آن شعر معروف را &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در حالیکه با انگشت اشاره بخودم اشاره میکنم برای هردو بخوانم که:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;به علی گفت مادرش روزی....&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;بگذرم و بروم سر اصل مطلب.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;سال نو را خدمت تمام دوستان تبریک میگویم. با مسلمین همصدا یا مقلب القلوب میخوانم! و با مسلمین مقلد حافظ&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;بجای مقلب القلوب، ساقی را &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;صدا میزنم که:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ساقیا آمدن عید مبارک بادت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;و : ساقیا لب را شراب آلوده کن- بوسه ای ده و زغمم اسوده کن .. تا بعد ببینیم اوضاع به چه سمتی پیش میرود! &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;در سال نو، با اهورا پرستان سرود آتش میخوانم و با کفار و مرتدین و اته ها و کمونیستهای بی دین و با دین! و ناسیونالیستهای غیر شوونیستی که بیش از حقوق خود به حقوق ملیتهای ایرانی از جمله ملیت کور و کچل فارس اعتقاد دارند زمزمه نوروزی سرخ ارتداد سر میکنم و می گویم عید همه مبارکباد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;باید به همه تبریک گفت.به همه ی آحاد گوناگون فکری و ملیتی و مرامی الا آخوندهای حرام لقمه حکومتی که نوروز را سالهاست پای بند دیروز، آنهم دیروز آخوندی کرده اند. نوروز را باید به همه تبریک گفت به دلایل متقن ونه از سر سازشکاری و خوشخیالی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;معلم بزرگواری داشتیم که معتقد بود مرحوم عرفی شیرازی سازشکار بوده زیرا سروده است:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;چنان با نیک و بد سر کن که بعد از مردنت عرفی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در دنیائی که در هندوستان بر سر یک مسجد، که سابقا معبد هندوها بوده و بعد مسلمانها مسجدش کرده اند و در دور تسلسل حملات هندوها و مسلمانان تا حالا دو سه هزار هندو و مسلمان مادر مرده گرسنه کون برهنه بخاطر یک مشت خشت و خاک کشته شده اند نمیشود چندان با نیک و بد دو طرف سر کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;این حرف او راست بود و راست است اما در رابطه با نوروز ماجرا دیگر است. در مملکتی مثل ایران با این طول و عرض و تاریخ و با این رنگارنگی ملیتها و مذاهب و سنتها ماجرا دیگر است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;در مملکتی که در تکه اول تاریخ خود اهورا پرست بوده است و فارغ از ظلم و ستم سلاطین، یکی از دو امپراطوری بزرگ جهان و پرورنده دو پیامبر، زرتشت و مانی و یک مصلح، مزدک، و بسا چهره های دیگر،و همین نوروز هم بازمانده این دوران است صبح نوروز باید به سلام آتش و اهورا رفت! و سرود اشم وهو ی ساخته استاد پور داوود را خواند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;بامداد شد بانگ زد خروس &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;از سرای شه برزدند کوس &lt;br /&gt;چرخ شست نک روی آبنوس&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;موبدا تو هم خیز و روی شو &lt;br /&gt;خوان اشم وهو،گو یتا اهو &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;گو یتا اهو،خوان اشم وهو...&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;ودر مملکتی که علیه گه کاری ملایان قدیم و جدید و و باریش و بی ریش مرتجع حقه باز، وافتضاحات و جنایت اسلام سیاسی حکومتی، چه سنی و چه شیعه اش، از سوی دیگر اسلام مربوط به مردم مظلوم و معتقد، چه شیعه و چه سنی اش تبدیل به فرهنگ و هوای زندگی معنوی توده ها شده و علیرغم اینکه بابک خرمدین قهرمان مبارزه بیست و پنجساله مسلحانه سرنگونی طلبانه استقلال جویانه با مامون و معتصم بود ولی مزار امام رضای مظلوم و مسموم، بنا بر اعلام یونسکو همین امروز هم بزرگترین و شلوغترین مرکز زیارتی جهان است و سازمان مجاهدین رزمنده ضد آخوندش اسم دومین عملیات بزرگ خود علیه آخوندها را نه عملیات بابک خرمدین که &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;عملیات&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;آفتاب خراسان می گذارد، و در جنبش سبزش مخالفان فریاد میزنند « یا حسین / میر حسین» و چماقداران نعره میکشند« یا علی/سید علی» و اسم شاه سابقش محمد رضا ، و اسم پدرش رضا و اسم شاه در تبعید کنونی اش هم رضاست یعنی هر سه همنام آفتاب خراسانند! در این مملکت! باید توجه کنیم که بجز اینکه گذشته از بزرگان ، در رابطه با ما کوچکها ، همان اول تولد اسلام عزیز از بالا در گوشمان اذان می گوید&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و از پائین همه ما را سنت میکنند و بقول یزدیها بر سر نفسمان مندیل میبندد تا یادمان بماند کار دست کیست!! دین با همه چیز بصورت فرهنگی آمیخته &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;است و به همین دلیل متقن باید:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;صبح عید با شیعه و سنی و مذهبی این ملت رفیقانه مقلب القلوب را خواند و صورتشان را بوسید و اسعدالله ایامکم گفت و ابوبکر و عمر و علی و امام باقرشان را بخوبی یاد کرد!، اما یادمان باشد که:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;از انجا که در روی دیگر سکه، یک اسلامی وجود دارد که سرش در دست ارتجاع تاریخی مذهبی و تنه و دمبش میان مردم است و این مذهب، در کار ریش تا جیش واز ذکر یعنی دعا، تا ذکر یعنی آلت تناسلی ما دخالت میکند و از قبل از تولد تا بعد از مرگ ما را با هزاران دخالت از صبح تا شب زیر نظر دارد و بقول عبید زاکانی بزرگ(نقل به مضمون) هر دو روز یکبار دست در شلوار زن و مرد مومن ومومنه میکند تا ببیند موی زهار یعنی فلانجای اشخاص از یک دانه جو بلندتر شده یا نه، تا دستور نوره کشی را صادر کند وتا نماز درست باشد! باید حتما صبح عید به در خانه حافظ و سعدی و خیام و فروغ و شاملو و نیما ودر غربت فعلی به در خانه هادی خرسندی و اسماعیل خوئی و نعمت آزرم ومینا اسدی وشهر نوش پارسی پور و استاد یار شاطر و &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;... رفت و با آنها پیمانه ای صبوحی زد و ماچهای صدا دار غیر شرعی نمود تا روی آن مذهب مزاحم زیاد نشود که اگر به او رو بدهیم هم ملت را می برد جبهه به کشتن میدهد . هم دختر نه ساله مان را صیغه میکند هم دستمان را میبرد و هم بقول روانشاد بازرگان زنمان را بر ما حرام میکند وکلید اتاق خواب ما را در جیب لباده مبارک گذاشته و کرررکرررکر و هررر و هرر و هر به ریش زن و مرد ما میخندد ، شاد از اینکه ماتحت مقدس ملوکانه مبارک را بر کرسی رسول اکرم نهاده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;در این مملکت باید صبح عید با ترکها ترکی بخوانیم با کردها کردی و با لرها لری برقصیم با بلوچها و گیلک و مازندری و عرب و ترکمن همصدا شویم و دهل و غژک و سرنا و کمانچه بزنیم و به بارگاه مقدسین و مقدسات مسیحی و کلیمی و زرتشتی و بابی و بهائی و شیخی و صوفی و درویش و اسماعیلی و شیطان پرست ایران برویم و صورت همه را ببوسیم و بگوئیم مخلص شمائیم و عیدتان مبارک. این مملکت ماست. قرنهاست این چنین بوده . با همین تنوع و رنگارنگی و بدی و خوبی و سایه روشنها ی رنگین و عطر آلود و الان با همین سایه روشنها و رنگارنگی هایش اسیر یک مشت ملای قرمساق حرامزاده حکومتی و یاران ملاست و هم در جنگ با ملاست. صبح نوروز همه کنار هم بایستیم. همه زمزمه های یکدیگر را بخوانیم. همه شربت و شراب و نقل و نبات یکدیگر را بخوریم و همه به هم نیرو بدهیم و بعد به جلو نگاه کنیم. سال هزار سیصد و هشتاد ونه جلوی ماست و جلادان بوم بر حضور دارند باید اگر هنوز اهل مبارزه و میهن و مردمیم و به خیل آنهائی که صرفا در شخص شخیص خودشان خلاصه نشده اند نپیوسته ایم و بیرون از حودمان ادامه داریم، باید با آنها بجنگیم و ننگشان را از این مملکت ، ما و فقط ما مردم ایران، چه در داخل و چه در خارج از ایران پاک کنیم. پس ای خواننده عزیز بوسه ی کاتب این سطور را بده! و ماچ را بستان! و این شراب بنده! که از سبوی مولانا حافظ کش رفته ام و تو نیز شربت خود را که از مشک سقای کربلا بیادگار داری مرحمت فرمای و بیا تا در آغاز سال با هم همصدا شویم که یا مقلب القلوب و اسعدالله ایامکم و الاا یا ایها الساقی &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و الخ. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;نوروزتان مبارک.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;بیست و نه اسفند دو هزار و ده میلادی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-2011773631358408410?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/2011773631358408410/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=2011773631358408410&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/2011773631358408410'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/2011773631358408410'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_6999.html' title='یاداشتک چهل و چهارم یا مقلب القلوب و الابصار والا یا ایها الساقی'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-2103284574620521515</id><published>2012-01-15T22:54:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T22:54:16.122-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یاداشتک چهل و سوم.مقوله مرحوم دادشاه  و گریزی به چیستی ات قهرمان ملی'/><title type='text'>یاداشتک چهل و سوم.مقوله مرحوم دادشاه  و گریزی به چیستی ات قهرمان ملی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;و گریزی به چیستی ات قهرمان ملی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="subOnvanSotonVasat"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;span class="nevisandehSotonRast" style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;!--&lt;div align="justify" style="MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 15px" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;                &lt;font color="#990000" face="Tahoma" size="2"&gt;                &lt;a href="biografi.php?nhonarmand=" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" onfocus="this.blur()" class="alink"&gt;&lt;/a&gt;                     &lt;/font&gt;&lt;/div&gt;--&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-ansi-language: EN-GB; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;عرض کنم خدمت دوستان! چون فقیر هرچه را به نیت خیر می نویسم گذشته از تشویقات اندک! مورد نقدیات و اظهار مرحمتهای درشتناک و پرگردوخاک فراوان قرار میگیرم که: فلانی حرفی برای گفتن ندارد و لا جرم ترهات می بافد و الخ... می خواهم نخست عرض کنم که: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;حرف برای گفتن زیادست و زبانم هم میخارد، ولی چون نمیخواهم در شرایط خطیرباعث دلخوری شوم و آزردگی خاطر ایجاد کنم لاجرم بقول برخی! ترهات می بافم، و باید همین را هم شکر کرد که در صورت ترهات نبافتن و بافتن چیزهای دیگر مشکل ایجاد می شود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;نکته دوم اینکه چون در مثل مناقشه نیست، حکایت فقیر حکایت آن ملائی است که رفت جائی روضه بخواند. روضه اش را خواند و طبق معمول نوبت به آن رسید که سرور جوانان بهشت مولا حسین علیه الصلاه والسلام شهید شود و ملت اشکی بریزند&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و ملا پولی بگیرد. ملا گریه کنان گفت: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;- ظهر عاشورا شمر لعین حرامزاده خنجرش را کشید و... &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;که کسی سقلمه ای به گرده آقا زد که: آقا شمر اینجا کلی فک و فامیل دارد از شمر نگو که سر پرست روزنامه کیهان اگر چه در حلال زادگی اش شک است ولی هم از طرف پدر و هم از طرف مادر اولاد شمر است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ملا&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;دوباره گفت: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ظهر عاشورا حرمله ی بی پدر مادر... &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;که باز کسی دیگر سقلمه ای زد که اقا حرمله اینجا کلی هوادار دارد و اخیرا یکی از اخلافش شعبه حزب جمهوری اسلامی را در اینجا سر و سامان داده ویکی از فامیلهایش هم نماینده ولی فقیه در اینجاست. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ملا ی بیچاره برای مرتبه سوم صدا به روضه بلند کرد که &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ظهر عاشورا خولی مادر بخطا... &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;که باز کسی تذکر داد که بابا خولی اینجا کلی فامیل دارد ورئیس کمیته محل پشت شانزدهمش به خولی میرسد و دخترش هم زن رئیس بنیاد شهید است که خود آن رئیس بنیاد شهید هم از نوادگان شمر ابن ذی الجوشن است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ملا آمد از سنان بن انس صحبت کند نشد که امام جمعه از اولاد سنان بود آمد از عمر سعد بگوید گفتند رئیس مجلس خبرگان از تخم و ترکه اوست خلاصه ملا به هر دری زد نشد و عاقبت خسته و عصبانی از طول روضه و اینکه نمی تواند مولا حسین را شهید کند و برود دنبال کارش داد زد: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;آخه فلان فلان شده ها! من چه خاکی به سرم بریزم و چطور آقا را شهید و روضه را ختم کنم؟ بگم مولا حسین ظهر عاشورا در هوای شصت درجه سرما خورد و به شهادت رسید!؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;غرض از این مثل این است که قبل از همه چیز از اصناف مختلف طرفداران &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;این و آن و نیزمرحوم دادشاه عذر تقصیر می خواهم اما بروم سر حرف اصلی. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;چندی قبل، دستگیری آقای عبدالمالک ریگی توسط رژیم جبار ملایان پلید نه تنها بحث گروه و سازمان او را بر سر زبانها انداخت و اظهار نظرهای فراوانی در مورد اوقلمی شد، بلکه یکمرتبه نام و نشان مرحوم دوستمحمد بلوچ ملقب به دادشاه نه تنها در بلوچستان، بلکه در سراسر ایران و در آنسوی مرزها تا اروپا و آمریکا و استرالیا و آفریقا سر از زیر غبار زمان در آورد و زمزمه «قهرمان ملی بلوچستان» وقهرمان مردم مظلوم بلوچستان، در باره دادشاه طنین انداز شد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;من نمی خواهم ریز وارد قضیه بشوم.قضایا روشن است و از ماجرای دادشاه پنجاه و دو سال بیشتر نمی گذرد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;اینکه رژیم شاه در فاصله سالهای 1325 تا 1336 &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;با اینکه بارها کمتر از حکومت ملایان خونریز بود،به بسیاری عیوب کبیره از جمله رها کردن بلوچستان در چنگ فقر و فلاکت و نیز سرکوب جنبش مصدق ( که شرایط سیاه ظهور جمهوری اسلامی منجمله حاصل این سرکوب است) مبادرت ورزیده شکی نیست. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;اینکه دادشاه مورد ظلم و ستم از جانب خوانین قرار گرفته و حتما یک بلائی به سرش آورده اند که یاغی شده واضح و مبرهن است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;اینکه کلمه یاغی در میان بلوچها بار منفی ندارد می تواند درست باشد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;اینکه خوانین مختلف از ماجرای دادشاه سود بردند و با دربار زد و بند کردند و موجب فرجام کار دادشاه شدند مورد قبول است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;اینکه زن و فرزند دادشاه را بناحق به زندان انداختند صحیح است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;اینکه عده ای در بلوچستان از دادشاه خوششان می اید حتما درست است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ولی اینکه کسی فکر کند شادروان زنده یاد دادشاه و امثال او چه در بلوچستان یا هر استان دیگر ایران می تواند «قهرمان ملی بلوچستان» یا سراسر ایران باشد واقعا باعث شرمندگی است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;تاریخ بپایان نرسیده و قرار نیست در روزگار ما تمام شود. گویا ما برای دموکراسی و آزادی رنج میکشیم و آرزوی همه این است که در پرتو دموکراسی و عدالت، سراسر ایران روزگاری رنگ سعادت ببیند . بنابراین حواسمان باشد داریم چه چیزی را تبلیغ میکنیم و به چه فرهنگی دامن می زنیم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;«قهرمان» وقتی به فضیلتهای قهرمانی آراسته باشد دیگر منطقه ای نیست و فراتر از منطقه، قهرمان سراسری می شود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;برای من مشهدی یا یزدی یا اصفهانی یا اهل آن روستای گمنام دشت کویر، ستارخان و تختی ودکتر فاطمی و مصدق و امثالهم ترک یا تهرانی یا نائینی نیستند. اینها آمیخته با خاک سراسر ایران و پرتوهای ماه و ستارگانی هستند که بر سراسر ایران پرتو می افکنند. اینان میخ پرچهای استوار یا بهتر بگویم کوههای سر بلندی هستند که ریشه هایشان سراسر ایران را به هم پیوند داده و &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;از لق و لوق شدن تمام ایران جلوگیری میکنند و بگذارید صریحا بگویم که ستم ملی سر جای خود باید ریشه اش را برکند و سوزاند و در ایران آینده بدون دخالت اجنبی حرامزاده و با رای ملت سرنوشتشان را به دست خودشان سپرد ولی: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;کسی که می خواهد ستارخان را تنها باگلبولهای خون و لهجه آذری اش و فاطمی را به اینکه نائینی است و تختی را به اینکه تهرانی است به طور بیولوژیک ارزیابی کند دارد عقب ماندگی ذهنی و نوعی ناسیونالیسم زهوار در رفته ای را نشان می دهد که عهدش سپری شده است و اگر گل کند و موفق شود جز ضرر و زیان و بیشتر از همه برای ملیت مربوطه ببار نخواهد آورد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;با عرض معذرت میخواهم بگویم: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;آخر قهرمان ملی که گاو بلغاری یا حمار قبرسی یا چغندر هرات و گلاب قمصر کاشان و قطاب و باقلوای یزد و چاقوی زنجانی نیست که با ترکیبات شیمیائی خون و عناصر بیولوژیک نژادی اش و ریشه های اسپرماتوزوئید شخصی و جغرافیائی اش بررسی شود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;بابک خرمدین بدون شک ترک و ترک نژاد،&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;در هنگامی که مامون با ماجرای ولایتعهدی امام رضا بازی سیاسی خود را جلو می برد و همشیره اش را به عقد امام جواد در می آورد تا بر سر ایرانیان شیعه افسار بزند، طی بیست و پنجسال نبرد، و آن شهادت دلاورانه سخنش با خلیفه این بود که من استقلال و رهائی تمام ایران را می خواهم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;یعقوب لیث سیستانی همراه با نبرد با دستگاه خلافت به شاعران دستور داد از این پس به زبان پارسی شعر بگویند و به خلیفه پیام داد یا ایران را مستقل میکنم و یا می میرم و یاشکست می خورم و به نان و پیاز بسنده میکنم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;مردم تبریز که در تبریزی بودنشان تردیدی نیست! وقتی شاه اسماعیل شکست خورد و تبریز به چنگ ترکان عثمانی افتاد آنقدر شوریدند و جنگیدند که پادشاه ترک عثمانی دمبش را روی کولش گذاشت و رفت و فهمید ترک و آذری ایرانی را نمیشود قورت داد . &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;میرزا کوچک رشتی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;اگر به گیلان بسنده می کرد و نمیخواست ندای آزادی ایران را زمزمه کند مطمئنا سرش را از دست نمی داد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;و ستار خان که فرزند مردم آذربایجان و عمیقا آذری است قهرمان مردم بندر عباس و کویر لوت هم هست .او آسمانی است بالای سر همه و آسمان را نه می شود قومی کرد و نه منطقه ای. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در دورانی که اروپا دارد مرزهایش را یکی می کند و فرانسه از گویان بعنوان خاک فرانسه یاد می کند و در ایالت گال انگلستان که نود درصد چیزهایش منجمله زبانش با سایر نقاط انگلستان تفاوت دارد مردم بر انگلیسی بودن و وحدت خود تاکید میورزند، روی آوردن به ناسیونالیسم منطقه ای (حتی به بهانه ظلم و ستم ملای حرام لقمه و جمهوری کثافتش)، در مملکتی با تاریخی و جغرافیائی سی قرنه، نهایت عقب ماندگی را نشان میدهد. به همین دلیل اگر زنده یاد دادشاه قهرمان ملی بلوچهاست حتما من هم می توانم به او افتخار کنم همانطور که به همسایه اساطیری او رستم دستان هم افتخار می کنم و حکیم طوس با اینکه بلوچ و سیستانی نبود عمرش را روی نوشتن سرگذشت او که سمبل روح ملی ایران در حفاظت از خاک ایران و تمامیت ارضی و استقلال ایران است تمام کرد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;با این توضیحات می خواهم عرض کنم حواسمان جمع باشد که علیرغم هر چیز &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و اینکه هر ملت یا ملیت یا قوم و قبیله ای حتما در کنار خوبی های خود بدیهائی هم دارد و حتی در کنار اهورا مزدا جناب اهریمن و در کنار خداوند حضرت ابلیس&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;خود را می نمایاند و در شروع هر قرائت قران ، قاری نخست از شر شیطان به خدا پناه می برد !،و در وجود هر یک از ما این دو در جدالند و پنجه در پنجه، اما قهرمان ملی سمبل عقب ماندگی ها وتاریکی ها و بیرحمی ها و خشونتهای یک قوم یا یک ملت&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;یا یک ملیت نیست. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;قهرمان ملی سمبل زیبائیها، درخشندگی ها، انسانیتها و فضیلتهاست. به همین علت قهرمان ملی نمی تواند سر آدمها را حتی آدمهای بد را جلوی دوربین فیلمبرداری یا عکاسی مثل گوسفند ببرد و لبخند بزند قهرمان ملی نمی تواند شکم زن حامله را پاره کند، کارگر زحمتکش را دار بزند، زن مردم را بگیرد و برای استفاده شخصی ببرد. و یا در کنار مبارزه به قاچاق مواد مخدر و تریاک و هروئین دست بزند . &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;از این نمونه های درشت بگذرم که ماجرای قهرمان ملی شدن مشکلتر از اینهاست و مثل عبور شتر از سوراخ سوزن است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;یاد پهلوان جعفر یزدی، پهلوان میاندار ریز نقش ورزیده شصت و چند ساله زورخانه خواجه خضر یزد در سالهای چهل و پنج و چهل و شش، با آن قبای یزدی و شال کمر و دستارپیچیده بر سر و ریش سپیدش یاد باد. چهل سال از آن دوران گذشته . پهلوان جعفر به خاک پیوسته و دوستدارانش امثال من تن و توش دوران جوانی را از دست داده و سالخورده شده اند ولی سخنان گاه و بیگاه او پس از پایان ورزش هنوز زنده و پر طراوت است. او منجمله در توصیف پهلوان، که با این لقب تمام ورزشکاران را مورد خطاب قرار میداد می گفت. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;پهلوان کسی است که وقتی از کسی از مردم فاصله دارد قد و قامتش شگفتی آور است ، وقتی از دور او را میبینی مثل کوهی میماند ولی هر چه به کسی نزدیکتر می شود با کمال حیرت&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;کوچکتر و کوچکتر می شود. تنش کوچکتر میشود و روح ورزشکاری و انسانی اش قد میکشد و چون در مقابل تو قرار می گیرد می بینی از تو کوچکتر است و با این تمثیل معنای تواضع و افتادگی ورزشکاری را توضیح می داد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;با تاسی به سخن پهلوان جعفر می خواهم بگویم .قهرمان ملی مال مردمخور نیست، دروغگو نیست، حقه باز و ریا کار نیست،مال و جان و ناموس و اطفال مردم را بازیچه منافع شخصی نمی کند، چاپلوسی نمی کند و تملق نمی گوید،چاپلوسی و تملق نمی پذیرد، از شنیدن حرف حق ناراحت نمیشود، حرف مفت نمیزند و نمیشنود، با مظلومان سر سخت و با ظالمان و قدرتمندان نرم نیست، دین و آئین و کتاب و سنتهای مردم را به بهانه های گوناگون به بازی نمی گیرد و دجال بازی در نمی آورد و عقول و شعور افراد را فلج نمی کند، تنها مرگ و وارد شدن در مداری دیگر را برای دیگران توضیح نمیدهد بلکه می پذیرد که این فرجام خود او نیز هست،کوهی را کاهی و کاهی را کوهی نمیکند،از خطاهای خود عذر تقصیر می خواهد ودر سر بلندیهای خود و فضائل خود متواضع است.... بنده می خواهم همین طور دو سه صفحه دیگر از خصائص قهرمان ملی و صفات ثبوتیه و سلبیه قهرمان ملی را بر شمارم و مقداری در قضیه ریز تر شوم ولی از آنجا که ممکن است به بعضیها بر بخورد قضیه را مثل آن ملائی که عرض کردم درز می گیرم و از منبر بدون شهید کردن مولا حسین علیه السلام والصلوه پائین می ایم و بر میگردم به مرحوم دادشاه و هوادارانش و می گویم: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;عزیزان مقداری دقت کنید که انشالله خداوند در دنیا و آخرت شما را مورد رحمت خود قرار دهد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="color: red; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;سیزدهم مارس دو هزار و ده می&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-2103284574620521515?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/2103284574620521515/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=2103284574620521515&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/2103284574620521515'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/2103284574620521515'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_6106.html' title='یاداشتک چهل و سوم.مقوله مرحوم دادشاه  و گریزی به چیستی ات قهرمان ملی'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-482608128566762636</id><published>2012-01-15T22:47:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T22:47:31.603-08:00</updated><title type='text'>یاداشتک چهل و دوم.«درس شناخت» ،«همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3" style="text-align: center;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;«درس شناخت» ،«همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="subOnvanSotonVasat"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;!--&lt;div align="justify" style="MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 15px" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;                &lt;font color="#990000" face="Tahoma" size="2"&gt;                &lt;a href="biografi.php?nhonarmand=" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" onfocus="this.blur()" class="alink"&gt;&lt;/a&gt;                     &lt;/font&gt;&lt;/div&gt;--&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;عرض کنم خدمت دوستان که: شاعری فرموده است« به عمل کار بر آید به سخندانی نیست». شاعر دیگری که اگر چه کمونیست نبوده ،چون هنوز مارکس نبوده! ولی چپ تر از شاعر اولی بوده گفته است « دوصد گفته چون نیم کردار نیست»، در باره روز قیامت هم میگویند روزی است که دفتر« اعمال» گشوده میشود و خداوند نگاه میکند که چه کرده ایم و کاری به حرفهائی که زده ایم و کارهائی که نکرده ایم مثلا نمازی که نخوانده یا روزه ای که نگرفته ایم و حجی که نرفته ایم و امثالهم ندارد! بنابراین شعرائی امثال بنده که خارجه نشین اند و فقط حرف مینویسند، ونیز اپوزیسیون خارج کشور خیالشان از جانب روز قیامت راحت باشد! که اساسا مورد بازپرسی قرار نمیگیرند! و یکسره روانه بهشت میشوند، چون ترازوی الهی نمی تواند حرفها را وزن کند و اعمال را وزن میکند و اگر می توانست حرفها را وزن کند تازه خطر پاره شدن بند ترازو وجود داشت. و نهایتا خداوند از خیر توزین میلیونها تن حرف میکذشت.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;القصه، در زندان سیاسی مرحوم مغفورشاه نورالله مرقده!! &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;هم که بما درس شناخت می دادند، &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;نه تنها چیزهای موریس کونفورت و نیکی تین و پاولف و آلکسیس کارل و نیز مرتضی مطهری و علامه طباطبائی و جلال الدین فارسی و حبیب الله پیمان و مهندس بازرگان ودکتر سحابی و... &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;را درستایش عمل تلمذ می کردیم(خوشبختانه هیچ چیز از خمینی نمی خواندیم!) بلکه شناخت اسلامی و شناخت سازمان مجاهدین را هم می خواندیم استاد مجاهد در بند ما، منجمله معنای شناخت شناسانه این حرفهای مولا را در نهج البلاغه برای ما جوانهای تازه وارد تشریح می نمود.برای ما جقلیهائی که سال پنجاه و چهار، بیست بیست و یکساله بودیم وبعضی آنقدر جوان، و جوجه هفده هجده ساله، که ممنوع شده بود&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;تی شرتمان را موقع ورزش در آوریم، چون بودند آخوندهای نردوست و نرینه بازی که دور از عیال ، ذکر توبه بر لب، سینه آفتاب درحیاط بند سیاسی زندان وکیل آباد مشهد مینشستند و در کنارواعظ طبسی شیخ میلیاردر کنونی ، بمصداق شعر شریفه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;دستت چو نمیرسد به بی بی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;دریاب کنیز مطبخی را&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;شیخانه و دیوار در پشت و خصیتین در مشت وچشمها به اندازه گاو بیچاره نموده درشت! چشمی میچراندند و حالی میکردند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در هر حال استاد مجاهد ما که الان خارجه نشین است و ساکن پاریس به بنده که من هم خارجه نشینم و ساکن پاریس ،و مجاهد زبل نو جوانی که آنموقع حق نداشت تی شرتش را در آورد و الان مرد پنجاه ساله ای است و ساکن سوئد &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;وجند تای دیگر که یا ساکن آخرتند و یا اینجا و آنجا نفسی میکشند می فرمود&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;«العلم بلاعمل کالرمی بلا وتر» یعنی علم بدون عمل کمان بدون تیر است ، یعنی چیزی شبیه هاون بدون دسته !و تفسیر میکرد که صدمن حرف وهزار تا تریبون و بلند گو یک پاپاسی نمی ارزد&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و باید عمل کرد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;بعد از سی و چهار سال از آنموقع که طبسی میلیاردر شد و هاشمی نژاد و شیخ عباس موسوی قوچانی یکی در مشهد و یکی در جبهه وصال نسوان گویا به شرف شهادت نائل شدند و عسکر اولادی پول فراوان بدست آورد و دو سه تا از آن آخوندها هم حاکم شرع شدند و رفقای مسلمان و کمونیست سابقشان را تیرباران کردند دارم فکر میکنم :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;با این همه بدبختانه اگر در عرصه عمل خبر مبری از همبستگی نیست و هرچی هست کمان بدون تیر است که به درد پنبه زنی میخورد، ولی خوشبختانه در عرصه حرف این روزها خیلی ها مینویسند و میگویند که بجنبیم وعمل کنیم و همبستگی کنیم که دارد دیر میشود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;فقیر نمی دانم دیر شده یا نه! نمی دانم امکان همبستگی وجود دارد یا نه. نمیدانم ظرفیت همبستگی وجود دارد یا نه ، اما میدانم در هر حال همبستگی خوبست و این را هم در جنبش چند ماهه اخیر مردم ایران و همبستگی ملی در داخل کشور دیدم و درود گفتم و هم در فیلم &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;حس کردم و آخر فیلم &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;هم ناودان وارشرو شر گریه کردم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;ماجرا از این قرار بود که با عیال رفته بودیم فیلم سیصد و پنجاه میلیون دلاری آواتار را &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;که تا بحال و ظرف چند هفته بیش از سه میلیارد دلار سود داشته ببینیم. ماجرای فیلم ساده بود. ساکنان زمین ،(بخوانید ارتش معظم جهاندار بزرگ] رفته بود به کره ای دیگر تا مواد آن کره را حتی با نابودی ساکنان آن بدست آورد. فرض کنید مثلا چیزی مثل حمله به افغانستان برای موقعیت سوق الجیشی و عراق برای نفت!.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در کره مربوطه بجز بومیانش جانورهای عجیب و غریبی وجود داشتند که دایناسورهای وحشتناک ما &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;نزد انها پشه هم نبودند. گرگهای غول آسا، کرگدنهائی نیرومند تر از تانک که میتوانستند با ضربه کله شان تانک سی تنی را به هوا پرتاب کنند، اسبهای ششپائی به اندازه فیل.پرندگانی که هلی کوپتر و هواپیما را به منقار میگرفتند ومثل فندق خرد میکردند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;این حیوانات عجیب و غریب که نمونه هایشان را در حوزه علمیه هم نمی شود پیدا کرد هر کس از اهالی را میدیدند میخوردند. اینها با همدیگر هم دشمن بودند و هر کدام هر کدام را میدیدند از آنجا که خودشان را بر حق و سایرین را باطل می دانستند بزبان خودشان ( که برای من کاملا قابل فهم بود!) به طور سیاسی . ایدئولوژیک به او می گفتند:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;نامرد! خائن!شوهر دوست! اقلیتی!سلطنت طلب! مزدور! نوکر امپریالیسم! واداده!رژیمی! اکثریتی!موسوی چی!خورده بورژوا! کروبیست!زن دوست!بیشرف! پفیوز! نفوذی! استالینیست! آمریکائی! اسرائیلی! شاهی! توده ای! ضد انقلاب! ایده الیست! پلورالیست!&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و امثال این چیزها و اگر می توانستند میخوردندش. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;این قضیه اختلافات بین انسانها و جانوران و میان خود جانوران ادامه داشت تا اواخر فیلم که دشمن خارجی حمله کرد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;جنگ عجیبی در گرفت. لشکریان خارجی مال و جان و ناموس و درخت و حیوان را مورد حمله قرار دادند. واقعا وحشتناک بود همه چیز داشت نابود میشد و میسوخت . کارگردان در نمودن چهره کریه جنگ شاهکار کرده است.اما در همین هنگامه ناگهان معجزه ای رخ داد! «معجزه همبستگی ملی!» و نه تنها اهالی آواتار دست به دست هم دادند بلکه دایناسورها و کرگدنهای چند صد تنی و مرغان هلی کوپتر خوار و گرگهای ده متری که دندان هاشان درخت چنار را که سهل است حتی کمر آیه الله اردبیلی و مرحوم حاج مصطفی را هم قطع میکرد همه با هم و با اهالی آواتار متحد شدند و اهالی آواتار سوار بر این جانوران به لشکریان امام امت حمله ور شدند و چنان جنگی کردند و حماسه هائی آفریدند که باید رفت و دید و اینجا بود که من شروشر شروع کردم به گریه کردن. عیال من که خیلی تعجب کرده بود با ناراحتی گفت :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;- چی شده تو گریه می کنی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;فقیر همانطور شرشر کنان و هق هق زنان گفتم:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"&gt;- &lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;ببین عیال! کرگدنهای کله چکشی و دایناسور و گرگ درختخوار و اسب ششپا و فیل سه خرطومه &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و کرکسهای شترچهار کوهانه خوار ،با هم &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و با انسانهاعلیه دشمن خارجی که دارد دخل همه را می آورد همبستگی ملی کردند ولی ما بعد از سی سال در خارج کشور از این موجودات هم عقب تریم و همبستگی ملی نمی کنیم وداره در این خارجه عمرمون تموم میشه و دوباره شر و شراشکم سرازیر شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="FA" style="color: #3366ff; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;چهارم مارس دو هزار وده&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-482608128566762636?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/482608128566762636/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=482608128566762636&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/482608128566762636'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/482608128566762636'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_2439.html' title='یاداشتک چهل و دوم.«درس شناخت» ،«همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-9185756204164699778</id><published>2012-01-15T22:38:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T22:38:26.333-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم'/><title type='text'>یاداشتک بیست و پنجم.میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="subOnvanSotonVasat"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;!--&lt;div align="justify" style="MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 15px" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;                &lt;font color="#990000" face="Tahoma" size="2"&gt;                &lt;a href="biografi.php?nhonarmand=" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" onfocus="this.blur()" class="alink"&gt;&lt;/a&gt;                     &lt;/font&gt;&lt;/div&gt;--&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;هیچ دین و آئین زنده و سرحال و پرزاد و ولد و پر تکاپوئی مانند اسلام میخ خودش را تا بیخ در نقاط مختلف زندگی روزانه، هفتگی و سالانه پیروانش نکوبیده است. انگار رئیس کل این آئین رحمت و رهائی از صبح تا شب و از شب تا صبح نگران بیوفائی پیروان خویش است.این میخ که البته با تمام طول و عرض و قطر، تمامش میخ رحمت است و نباید در آن شکی روا داشت از قبل ازتولد ما و از زمانی که&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;ابوی و والده ماوشما و البته به اذن اسلام وملا و محضر دار مسلمان محله&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;به حلالیت دست پیدا کنند و البته با زمزمه نام پاکیزه خدا و فراری دادن شیطان حرامزاده که میخواهد دخالت کند، واسطه نزول من و ما بر زمین خاکی شوند شروع میشود. بعد از تولد ما اسلام اسممان را از میان مقدسین و مقدسات خود انتخاب میکند و در گوشمان اذان میگوید. چند هفته بعد به امر اسلام باید ختنه شویم و این ابزارکی که بخش عظیمی از فقه نگاهش متوجه خطاهای آن است همان اول کار تنبیه لازم را بشود . همزمان نظر قربانی و یا دعائی توسط والده به قنداقمان می آویزند. در طول دوران زندگی بارها به یاری دوازده امام و چهارد معصوم از خطرات نجات پیدا میکنیم. بزرگتر که شدیم برای اینکه خدا را فراموش نکنیم باید روزی هفده بار در پنج نوبت خم بشویم و سجده کنیم تا یادمان نرود که مسلمانیم.موقع خوابیدن باید دعا بخوانیم. موقع برخاستن باید بسم الله بگوئیم. وقتی تعجب میکنیم میگوئیم ماشاالله. وقتی امیدواریم میگوئیم انشالله. وقتی میترسیم میگوئیم لاحول ولا قوه الا بالله. وقتی عیال احتمالی آینده را در کوچه نظاره میکنیم میگوئیم فتبارک الله. اگر گناهی مرتکب شویم میگوئیم استغفرالله و میرویم امامزاده محل و دخیل میبندیم، وقتی میخواهیم شروع کنیم میگوئیم بسم الله. وقتی کار بخوبی تمام میشود میگوئیم الحمدلله،وقتی میخواهیم بلند شویم میگوئیم یا الله. بار که میخواهیم بلند کنیم میگوئیم یا علی. فریاد مدد که میزنیم میگوئیم یا ابوالفضل و یا حسین.در سقاخانه محل وقتی آب میخوریم میگوئیم سلام بر حسین. وقتی به زندانمان میاندازند میگوئیم یا موسی ابن جعفر، وقتی در غربت گیر میکنیم غریب الغربا را صدا میزنیم، سمبل مریضهامان زین العابدین بیمار است و سمبل علم و دانشمان امام جعفر صادق،در زورخانه با مدح علی و ضرب مرشد بر و بازویمان را میپرورانیم،به حضرت عباس قسم میخوریم که به وعده وفا کنیم، ماه رمضان را یکماه روزها روزه ایم و شبها دعا خوان. ماه محرم را باید لباس سوگ بپوشیم و سینه بزنیم و روضه و نوحه گوش کنیم. ماه ذی الحجه باید به حج برویم. موقعیکه عطسه میکنیم میگوئیم یرحمک الله.با پای چپ باید وارد مستراح شویم که در صورت سکته با سر در توالت نیفتیم، موقعی که میشاشیم باید استبرا کنیم. بعد از تغوط باید رعایت طهارت اسلامی را نمود تا صدای چینی شنیده شود. در کوچه میگوئیم سلام علیکم و رحمت الله و برکاته و جواب میشنویم و علیکم السلام و رحمت الله و برکاته ،وقتی خداحافظی میکنیم میگوئیم فی امان الله، سالی چهارده بار جشن تولد چهارده معصوم را میگیریم،و بیشتر از این در سوگ آنها مینشینیم،اگر کار خطائی بکنیم اسلام شلاقمان میزند اگر خطا بزرگتر باشد ممکن است دستمان را ببرد و یا دارمان بزند!اگر کار خوب بکنیم اسلام و الله ثوابش را یاداشت میکنند تا بعدا بپردازند. نمیخواهم سرتان را درد بیاورم واقعا میشود صدها و صدها مورد دیگر از انعکاسات نیرومند اسلامی را در لحظه لحظه زندگیمان در هر روز و هر هفته از آغاز تا پایان زندگی ببینیم، وقتی داریم به خیر و خوشی میمیریم میایند بالای سرمان قران میخوانند و آب تربت در حلقمان میریزند ووقتی که مردیم در انتهای شستن بدون اجازه ما مقداری پنبه به دستور اسلام در برخی نقاطمان میگذارند تا مبادا خرابی ببار آید . سر قبر ملا می آید و حتی اگر مسلمان خیلی معتقدی هم نباشیم اعتقادت لازم را به گوش ما که دیگر نمیشنود میتپاند و وقتی که کار تمام شد روی قبرمان سنگی میگذارند و بالایش مینویسند انا لله و انا الیه راجعون تا میخ اسلام سفت باشد و کسی مرده ما را به نام خودش ثبت نکند و حتی ماهها پس از مرگمان ماجرا با نمودارهای اسلامی ادامه دارد تا کی و کجا کلک کار کنده شود و دست از سرمان بردارند البته اگر ماجراهای اسلامی ما بعد القبر شروع نشود. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;این اندکی از بسیار! خودتان میتوانید ادامه دهید &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و این می تواند خود زمینه تحقیق جالبی بشود که به ما بفهماند اسلام چگونه با هزاران تار و هزاران پود و در روندی پیچیده در طول هزار و چهار صد سال مانند آبی که قطره قطره فرو چکیده تا اعماق شخصیت و روح و روان جامعه ما، در فرهنگ ما، درسماع و جماع و خوردن و نوشیدن و پوشیدن و آرشیتکتور و معماری و نوای سازها و موسیقی و نحوه آرایش زلف زنان و ریش و سبیل مرادانمان نشت و رسوخ نموده است.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;قبل از ادامه مطلب دو نکته را توضیح میدهم. اول اینکه ممکن است شما شخصا این را قبول نداشته باشید. مهم نیست و حق با شماست ، شما میتوانید این را برای خودتان قبول نداشته باشید ولی وقتی از انسان کلی و اجتماعی در جامعه خود صحبت میشود میتوانیم حقیقت راببینیم. دوم اینکه من در اینجا در پی مقوله حقانیت و یا عدم حقانیت اسلام &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;نیستم ودارم از یک واقعیت &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و فهم آن صحبت میکنم. از واقعیتی که موجب میشود گاه رهبران بزرگترین سازمان اپوزیسیون ایران که بیشترین کشته را در زیر تیغ آخوندها داده اند خاضعانه و با دیدگانی اشکبار و قلبی مومن بروند و لیست شهدای بخون خفته خود را به محلی که شیعیان را اعتقاد بر این است امام دوازدهم در آنجا غیب شده است تقدیم کنند و ملتی که سی سال در زیر فجایع ملایان مسلم و شیعه جان کنده با فریاد الله اکبر در پشت بامها ویا حسین&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و میر حسین در خیابانها بمیدان بیاید و نمونه های فراوان دیگر از این قبیل که خود میتوانید بجوئید و بیابید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;بحث مفصل است و من نه میخواهم و نه میتوانم در اینجا مفصل بحث کنم و بنویسم. میخواهم بگویم با توجه به میخ اسلام و فرو رفتن این میخ تا بیخ و اعماق جامعه و در زوایای مختلف نبایست بدون مسئولیت با آن در افتاد و مردم را آزرد و گیج کرد. جابجائی یا تعویض این میخهای عظیم الجثه فرهنگی اگر باید جابجا شود زمان میطلبد و حوصله و جانشین و باید توسط خود مردم&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و با کمک فرزانگان مسئول صورت گیرد. اما در کنار این به تمام کسانی که میخواهند از حضور این میخها در درون جامعه ایران استفاده یا دانسته و نادانسته سوء استفاده کرده وبجای پیدا کردن راه حلی دموکراتیک و عقلائی برای حل مشکلات جامعه ایران، از این میخهای فرهنگی ایدئولوزی بسازند یا ایدئولوزی ساخته شده را بکار گیرند باید گفت دارید اشتباه میکنید. باید با این جماعت چه در طیف راست و یا چپ و یا میانه سرسختانه و افشاگرانه مبارزه کرد و گفت ، کافیست دیگر و لطفا میخ محکم اسلام عزیز را بعنوان فرهنگ بخش عظیمی از مردم به مردم و اگذارید و اگردر دنیای سیاست و مبارزه واقعا حرفی برای گفتن دارید در حیطه ای بر زبان آورید که راه نفس دیگران را نبندد و برای همه و نیز برای آنانکه فارغ از اندیشه&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و آمال و آرزوی مردم کوچه و بازار، شناختی دیگر از اسلام دارند قابل فهم باشد. انشالله که چنین باشد و استغفرالله و نعوذ بالله اگر این نباشد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span class="apple-style-span"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: red; font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;یادداشت‌های روز "، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های روز سایت دیدگاه" قید کنید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-9185756204164699778?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/9185756204164699778/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=9185756204164699778&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/9185756204164699778'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/9185756204164699778'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_9212.html' title='یاداشتک بیست و پنجم.میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-7458322679069721272</id><published>2012-01-15T22:34:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T22:34:32.149-08:00</updated><title type='text'>یاداشتک هفدهم.ملایان بر لب باغچه نعنا!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat" style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;ملایان بر لب باغچه نعنا!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span class="nevisandehSotonRast" style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;اسماعيل وفا يغمايي &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;!--&lt;div align="justify" style="MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 15px" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;                &lt;font color="#990000" face="Tahoma" size="2"&gt;                &lt;a href="biografi.php?nhonarmand=" onclick="NewWindow(this.href,'mmm','550','500','yes','center');return false" onfocus="this.blur()" class="alink"&gt;&lt;/a&gt;                     &lt;/font&gt;&lt;/div&gt;--&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: black;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;عرض کنم خدمت دوستان که در مثل که مناقشه نیست و با عرض معذرت از موش: میگویند «موشه به سوراخ نمیرفت جارو هم بسته بود به دمبش»، و این حکایت موشهای نمادین هرزابه های تاریخ، یعنی ملایان جابراجنبی تبار حاکم است که قصد دارند در حالیکه:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;آید از ملک ایران زمین&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;غرش خلق ایران بگوش&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و در حالیکه ملت ایران &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;یکصدا میغرد: بروید و گورتان را گم کنید! ، تاریخ ایران را زیر قیچی گذاشته و میخواهند بقول خودشان تاریخ شاهنشاهی را از کتابهای درسی،&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;و احتمالا بعدا از جاهای دیگر حذف نموده و حافظه تاریخی را تخلیه نموده و برای انباشتن فضولات تاریخی خود آماده نمایند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در اینجا بازهم باید دست به دامن ضرب المثل بشوم و این بار از یکی از ضرب المثلهای مردم با صفای یزد کمک بگیرم. یزدیها ضرب المثلهای بسیار تند و تیز و شیرینی دارند، از جمله در مواردی که یکنفر خیلی افتضاح بکند و به فضاحت خود بنازد میگویند«فلونی اقده خوش چٌسه که لو کرت نعنامچسه» یعنی:فلانی آنقدر خوش چس و از خود راضی است که میرود و لب باغچه ای که نعنا کاشته اند میچسد».&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;میدانیم که زبان وسیله تفهیم و تفاهم است و زبان مردم کوچه و بازاردر تفهیم و تفاهم بسیار قدرتمند تر از زبان کلاسیک است بنابراین نباید از بکار گرفتن زبان نیرومند مردم خجالتی کشید، در هر حال منظور این است که ملائی که در جنایت و خیانت و نابودی ایران روی جبارترین شاهان را سفید کرده است رفته است لب باغچه نعنا و میخواهد تاریخ ایران را قیچی کاری کند. در این باره و مقایسه شاه و شیخ بیشتر از این صحبت نمیکنم که نیازی نیست و به تجربه همه میدانند که شیخ بسا مرتجع تر از شاه و سیستم ولایت فقیه و امامشاهی در هر شکل و با هر نام و رنگ آمیزی هزار بار گندیده تر از شاهنشاهی است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;اما اندککی &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;ملا را دم کرت نعنا تنها بگذاریم و برویم سر مقوله تاریخ و تاریخ شاهنشاهی. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;تاریخ را نه میشود ساخت، نه میشود تغییر داد،نه میشود جعل کرد. تاریخ را میشود کشف کرد و شناخت و از آن تجربه اندوخت. شاید تعجب کنید که چرا میگویم تاریخ را نمیشود ساخت!کمی توضیح میدهم،اگر منظورمان از تاریخ تاریخ سررسید چک و سفته یا تاریخ قرار با پزشک وتاریخ بالای نامه نباشد، وقتی میگوئیم تاریخ ، یعنی با چیزی که در گذشته قرار دارد روبروئیم،تا جائیکه به موجودیت واقعی و نه خیالی تاریخ مربوط است تاریخ چیزیست سپری شده و وقوع یافته و به همین دلیل هم وقتی میگوئیم این یک مساله تاریخی است یا این یک بنای تاریخی است یا... ذهن بلافاصله متوجه زمان سپری شده میشود.تاریخ زمان حال و تاریخ آینده وجود ندارد. بلکه ما فرض میکنیم که وجود خواهد داشت یا اینطور خواهدشد. زمان حال و حوادث آن وقتی تبدیل به تاریخ و مقوله تاریخی &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;میشود که در گذشته قرار بگیرد، و تاریخ آینده را ما بعنوان تمثیل بکار میبریم چون چیزی که هنوز نیامده و معلوم نیست چیست، چطور میشود تاریخ باشد. بحث در این باره زیاد و بسیار جالب است و گاه راهی به فلسفه و فیزیک و مقوله زمان و امثالهم میبرد ولی اگر همین اندازه تصویر و تصور از تاریخ را قبول کنیم و بدانیم تاریخ چیزی است اتفاق افتاده و واقع شده، و موجود در زمانهای سپری شده، متوجه خواهیم شد که:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;ملای کنار باغچه نعنا هر چه هم حبوبات وسبزیجات خام وغذاهای فیبر دار و حتی چوب پنبه یا بقول قدیمی ها تخم مورچه که بسیار نفاخ است بخورد &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;کاری از پیش نخواهد برد وبجز نواختن ریش مبارک خویش، نمیتواند نه چیزی از تاریخ را تغییر دهد و نه چیزی از آن را حذف کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;نکته بعدی اینکه در باره تاریخ و حوادث تاریخی و شخصیتهای تاریخی نمیشود فقط و فقط قضاوت اخلاقی کرد. چنگیز خان خاک ایران را به توبره کشید ولی در مغولستان و چین یک قهرمان و نقشی چون کورش ایران و محمد اعراب و پطر کبیر روسها و شارلمانی و ناپلئون فرانسویها را دارد. چرا که قبایل و طوایف گسسته و پراکنده را سامان و سازمان داد و به آنها هویت تاریخی داد و دارای نام و نشانشان کرد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;یا دریک برخورد تاریخی اگر بخواهیم قضاوت اخلاقی بکنیم باید تعداد کشتگان فزون از شمارکشتارهای بیرحمانه و قاطعانه ناپلئون&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;را ببینیم و ارتش هخامنشی را که ظرف پانزده سال ده دوازده دولت را فروریخت و امپراطوری خود را ساخت تماشا کنیم، ولی در یک قضاوت تاریخی، ناپلئون کسی است که در سطح جهانی شدیدترین ضربات را به بنیادهای فئودالیزم زد و راه را برای بورژوازی که مرحله ای بالاتر است گشود وکورش قبایل و طوایف پراکنده را سامان و سازمان داد و بنای بزرگترین امپراطوری روزگار خود را ریخت که بدون شک فعل و انفعالات تاریخی عمومی ناشی از آن تازیانه بر گرده تاریخ بی تحرک روزگار کشید و در یک نگاه کلی به حرکت عمومی تاریخ شتاب بخشید و نیز ایران را&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;سده ها قبل از میلاد مسیح بر پهنه تاریخ متولد کرد .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;بجز این و فارغ از برخی اشکال جمهوریت که در گذشته ها خود را نشان میدهد، مقوله جمهوری و رژیمهای جمهوری، اساسا سر و کله اشان با انقلاب کبیر فرانسه پیدا شد و اساسا هم در قرن بیستم شایع شد و پر و بال گسترد. قبل از آن در سده ها و هزاره های روشن و تاریک تاریخ، در تمام جهان متمدن، سیستم حکومت سیستم شاهی و پادشاهی در اشکال مختلف خودش، و البته با تمرکز قدرت و قدرت مطلقه و سیستم اشرافیت و طبقه بندی خاص خود بوده است. گاهی در منطقه کوچکی شاهک ها بوده اند، گاه در یک شهر شاهشهر وجود داشته و گاه شاه و سرانجام شاه شاهان. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;میشود تمام اینها را نقد کرد و بررسی نمود و نقاط ضعف و قوتشان را دید، ولی این که سیستم دیگری وجود نداشته قابل تردید نیست که تاریخ اینگونه بوده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;مقوله قضاوت صرف اخلاقی، و شکاف در تاریخ، ودشمنی با تاریخ گذشته بصورت غیر علمی و ابلهانه، و امثال اینها، اساسا حاصل تلاشها و سمپاشی های آخوندهائی است که خودشان در زمره اجانب بوده وهستند ولی گویا طلب ارث پدرشان را از تاریخ ایران دارند. گویا این ملت باید تمام گذشته و واقعیت گذشته اش را نفی کند، تا مشتی ملا و روضه خوان و فقیه، که نه به طور عقیدتی و فکری تخم و ترکه ایرانند و نه حتی بطور خونی و نسبی اجدادشان ایرانی بوده اند بر گرده تاریخ ایران سوار شوند وبا برپائی سیستم امامت و ولایت فساد و خسرانی را موجب شوند که شاهدش هستیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;حال شما چه فکر میکنید؟ آیا ملایان به دلیل قضاوت اخلاقی و نگاه اخلاقی به تاریخ می خواهند دوران شاهنشاهی را حذف کنند؟ یا اینکه از اول جمهوری خواه!! بوده و وجود شاهان را ننگ تاریخ میدانند و از موضع باصطلاح چپ میخواهند ریش و سبیل تاریخ ایران را اصلاح کنند. قبل از این فهمیدیم که نه، مساله اینها نیست پس ماجرا چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ماجرا این است که در یک فرایند و تجربه تاریخی سی ساله، ملتی که سده ها در زیر وزن مقدس مذهب از صافی ایرانیت عبور کرده،شاکر و سپاسگذار، در حال گذرو گذران بود، به نوعی متوجه پیشینه تاریخی و فرهنگ گذشته خود که همواره ژنهای آن در فرهنگ و ادبیات وسنتهای ملی زنده بود، شده است. واین ماجرا آنقدر بالا گرفته که سر از شعارهائی نظیر: استقلال آزادی جمهوری ایرانی در آورده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;البته مقوله جمهوری ایرانی بیان عواطف شعار دهندگان نسبت به میهن و تاریخ خود در بیزاری از رژیم ولایت فقیه است و نه توضیح سیاسی یک جمهوری تعریف شده ولی همین شعار نشان میدهد که چقدر اوضاع پدیده ای بنام جمهوری اسلامی خراب و کارش زار است که فرزندان و نوه های کسانی که برای جمهوری اسلامی جلوی گلوله رفتند و جان دادند دیگر جمهوری اسلامی نمیخواهند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;این شعار در عمومیت خود معنای نفرت از عواطف مذهبی را نیز ندارد که در همین هنگامه،مثلا شعاردیگری با مضمون «یا حسین» به نام «میر حسین» میچسبد و غریو الله اکبر هم علیه ملایان از فراز بامها بر میخیزد. ولی معنای سیاسی &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;شعار جمهوری ایرانی ،همراه با امواج و سیلابهای نیرومند متکی بر فرهنگ ملی بقول معروف دو ریالی ملایان را انداخته است که فرهنگ، تاریخ، موسیقی، سنتهای ملی و امثالهم و سرانجام پیشینه تاریخ ایران با مهر شاهنشاهانی مثل کورش و داریوش فارغ از کارکردهای خوب یا بدشان، و سیمای کسانی چون آرش و کاوه و رستم خطرناک است! چه باید کرد؟ باید حافظه تاریخی را شست! باید تاریخ ایران را ممنوع و مهدور الدم اعلام کرد. تاریخ را که نمیشود به زندان انداخت و تیرباران کرد! ولی به باور ملایان میشود تاریخ را حذف کرد و نخستین و مهمترین نقطه شروع، حذف تاریخ از کتابهای درسی است.در اینجا این سئوال پیش می اید چه قسمت از تاریخ ایران را باید حذف کر&lt;span class="mw-headline"&gt;د.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="mw-headline"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;از آغاز تاریخ ایران، اگر آغاز آن را تشکیل دولت ماد، بعنوان پلی بین اقوام و قبایل پراکنده قبل از ماد، و امپراطوری هخامنشی بدانیم دو هزار و هفتصد و سی و هفت سال میگذرد. نخستین شهریار ماد،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;دیاکو در (۷۲۸ پ.م.) به شاهی رسید و شهر همدان (هگمتانه آنروزگار) را پایتخت خویش قرار داد .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;باید دید از این دو هزار و هفتصد و سی و هفت سال چند سالش مشروع و حلالزاده و اسلامی و چقدرش نامشروع و حرامزاده و شاهی است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;بدون تردید بخش اولش که از پادشاهی دیاکو شروع میشود و در عبور از سلسله های ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی با حمله اعراب و سقوط یزدگرد سوم ساسانی خاتمه میابد نامشروع است چون اساسا اسلامی نیست.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;بخش دومش که با خلافت خلیفه دوم عمر ابن خطاب شروع و سرانجام با سلسله های طاهریان و سامانیان وصفاریان وسی چهل سلسله ریز و درشت دیگر تا پایان دوران محمد رضا شاه در سال 1357 ادامه پیدا میکند بازهم شاهنشاهی است ولی تفاوتش این است که اکثریت قریب به اتفاق شاهان مسلمان شیعه یا سنی بوده اند . &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;آخوندها با این چه می خواهند بکنند؟. طبعا حدود نهصد سال اول این دوران بجز دوران حکومت علی ابن ابیطالب بر ایران دهشاهی نمی ارزد چون تمام شاهان به اضافه خلیفه دوم و سوم سنی بوده اند. در این دوران شاید آخوندها حکومت علویان گیلان و مازندران و سربداران خراسان را بتوانند تحمل کنند یعنی از نهصد سال حدود صد سالش مشروع است. از دوران ظهور صفویان و شیعی شدن ایران تا دوران محمد رضاشاه، اگر ملایان مقداری لیبرال باشند، شاید منهای دوران اشرف افغان که سنی بود، و بجز دوران پهلوی که بهر حال شاهانش دشمن امام راحل و پدر امام راحل بودند، شاید بشود بقیه اش را پذیرفت. یعنی از این بخش تاریخ ایران که حدود پانصد سالی میشود اگر لیبرال گونه برخورد شود چهار صد سالش را میتوان قبول کرد! خب جمع بزنیم!.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;صد سال و چهار صد سال میشود پانصد سال ، سی و یکسال جمهوری اسلامی را هم که اضافه کنیم میشود پانصد و سی ویکسال، دوران کریمخان زند را هم، که هم به ملاها جیره و مواجب نمیداد و هم همولایتی زنده یاد شاهپور بختیار بود کم بکنیم چیری حدود چهار صد و شصت هفتاد سال از تاریخ ایران می ماند یعنی حدود پنج ششم تاریخ ایران &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;به حول و قوه الهی حذف میشود.پس همین جا باید تکبیر گفته و پروردگار را شاکر باشیم که این اجانب صادر شده از جبل عامل و امثالهم را نصیب ما کرده است تا ما را از پنج ششم تاریخمان خلاص کنند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;اما آیا ملایان موفق میشوند؟. ملایان بدون شک موفق نمیشوند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;تجربه اسکندر مقدونی با تمام قدرتش میگوید نه!.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;تجربه حکومت صد و بیست ساله سلوکیان یونانی تبار و صفیر تیرهای جانشکاف سواران پارتی و نهضت مجدد فرهنگ ایرانی میگوید نه!. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;تجربه اشغال ایران توسط اعراب و شعله ور شدن صد شورش ظرف دو قرن و استقلال مجدد ایران میگوید نه!.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;تجربه هضم مغولان و تیموریان درفرهنگ ایران میگوید نه! و بالاتر از همه خروش ملت ایران در سراسر ایران در جنبش کنونی میگوید نه! ملایان موفق نخواهند شد و آنانی که باید از صحنه ایران حذف شوند اجانب حاکم بر ایرانند و بس و حذف خواهند شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;بیست و هشت سال پیش در بیست و هفت سالگی دربهاران آشفته و توفانی عمر، کوههای کردستان در شعر بلندی بنام «سرود ما» که در مجموعه شعر «ما بیشمارانیم» منتشر شد سرودم که آنچه میرود شیخ است و آنچه میماند ایرانست و ملت ایران و امروزدر پنجاه و شش سالگی پس از سالیان دراز &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در عمری که بی تاسفی دیگر رو به خزان همان را تکرار میکنم.ملایان از مردم ایران و در داخل ایران شکست میخورند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;روزی رسد ز راه، نه چندان دور&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;دریای خلق یکسره برخیزد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;مردار بیشمار دد آئین را&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;از قلب پاک حویش برون ریزد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ایران بجای ماند جاویدان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;با کوهها و جنگل و صحراهاش&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;با رودهای مست و کف آلوده&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;با موجهای سرکش دریاهاش ....&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="IT" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-indent: 1.3pt; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-7458322679069721272?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/7458322679069721272/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=7458322679069721272&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/7458322679069721272'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/7458322679069721272'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_2672.html' title='یاداشتک هفدهم.ملایان بر لب باغچه نعنا!'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-7490143144446717426</id><published>2012-01-15T22:28:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T22:30:07.912-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست'/><title type='text'>یاداشتک شانزدهم.مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;table align="center" bgcolor="#ffffff" cellpadding="3" cellspacing="3"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span class="onvanMotevasetSabzSotonVasat"&gt;مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: right;"&gt;&lt;span class="nevisandehSotonRast" style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;&lt;strong&gt;اسماعيل وفا يغمايي &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;div dir="rtl" style="margin: 2px 10px; text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;عرض کنم خدمت دوستان که &lt;/span&gt;می بخشید اگر در طول این نوشته کوتاه مجبورید کلمات مراد علی و مرید علی را بارها بخوانید. هر چه تلاش کردم دیدم نمیشود حذفشان کرد و تعدادشان را تقلیل داد. با این اشاره نوشته را شروع می کنم .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;صدها سال قبل، خیلی قبل از اینکه کلمات فرمانده و سرباز، رهبر و عضو، قائد و احتمالا مقئود!!، رئیس و مرئوس و امثال اینها پیدا شود یا رایج گردد سر و کله &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;شخصیتهای تاریخی و سیاسی عقیدتی «مراد علی» و «مرید علی» پیدا شد و رشد کرد و تبدیل به یک سنت، یا بهتر است بگویم یک ظرف پولادین اجتماعی- تاریخی شد. این پدیده &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در ایرانزمین گرامی ما، بخصوص از زمانی که طلایه میمون و مبارک سپاهیان آزادی بخش اسلام بقول هدایت کاروان اسلام پیدا شد و بقول فروغ فرخزاد، ملک کیان شد: سرزمین شیخ ابودلقک تنبک تبار تنبوری، پولادش بارها آبدیده و آبدیده تر شده است و در هر گوشه و کناری که سرک بکشیم خودش را نشان می دهد. بقول شاعری که نامش را نمیدانم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;هرکجا مینگرم جلوه کند نقش نگار&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;کاش یک بوسه دهد زین همه رخسار امشب &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;خوبست فقیر از خودم شروع کنم. در دوران نوجوانی، سالهای چهل و شش و هفت، در زمره همکلاسها و همسن و سالهای من&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;کسی بنام آقا مهدی وجود داشت که مراد علی من و همسن و سالهای من بود و حدود ده پانزده تا مرید علی داشت. آقا مهدی ما جوان بالا بلند چست کاغ یعنی نیرومند لاغر اندام و چالاکی با عضلاتی خشک ولی پولادسان بود که در هنرهای مختلف از جمله شناوری و فوتبال و کشتی و کوهنوردی و امثالهم کم نظیر بود . او با چهره ای شبیه به کلینت ایستوود و همان قد و قامت و ریش و پشم او در فیلمهای وسترن، &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;متصف به صفات اخلاقی خوبی مثل پاکدامنی و دست و دلبازی و حمایت از ضعفا و سرکوب لات و لوتهای مزاحم مردم،&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;در شهر ما محبوب خیلیها بود. آقا مهدی فارغ از صحنه بیرون، در خلوت خودش انسان درویش مسلک و اهل خدا و عبادتی بود که تومنی هفت صنار با شخصیت بیرونی پر شر و شورش فرق داشت. ما در آغاز رفیق و سپس بدون اینکه خودمان هم بدانیم مرید او شدیم. قبولش داشتیم، روی حرف او حرفی نمیزدیم، پیشنهاداتش را بدون بروبرگرد می پذیرفتیم و اعتمادمان در رابطه با او چنان قوی بود که هر چه او می گفت نه تنها می پذیرفتیم بلکه آنرا وحی منزل می دانستیم از پذیرفتن آن کیف می کردیم ومی گفتیم: اهه! آقا مهدی گفته! مگه میشه درست نباشه! ما حتی چنان حلقه ارادت او را در گوش داشتیم که وقتی از دستمان عصبانی میشد و به ما بد و بیراه می گفت بیشتر کیف می کردیم که آنقدر مورد مرحمت اوئیم که &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;ما را لایق بد و بیراه گفتن می داند خلاصه از بد و بیراه آقا مهدی دچار نشئات روحانی غریبی میشدیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;رفیق ما که اگر زنده است زندگانیش با عزت و سلامت همراه باد، تا وقتی مراد علی ما بود مشکلی برای ما ایجاد نکرد و مقداری از خصوصیات خوب خود را هم به اطرافیانش منتقل کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;این نوع مراد علی ها و مرید علیها و انواع دیگرش مثلا در خانقاه و محافل و مجالس انس مشکلی ایجاد نمی کنند. &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;دنیا دنیای انتخاب است! کسی دوست دارد مرید باشد و از آقای خودش مرحمتی ببیند و آرامش دنیوی و رستگاری اخروی اش را به باور خودش بیمه کند اشکالی ندارد، اما وقتی مراد علی و مرید علی از حیطه دنیای رفاقت شخصی و خانقاه و مسجد و میکده عبور می کنند و سیاسی میشوند و در دنیای سیاست و مبارزه و انقلاب و حکومت جائی را اشغال می کنند یا می خواهند اشغال کنند از آنجا که دیگر کارشان مربوط به خودشان یا مراد و مریدشان نیست برای خودشان که نه! ولی برای دیگران دردسرهای کم و زیاد و در صورت قدرت داشتن خطرات فراوانی ایجاد می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;خواننده گرامی البته توجه دقیق &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;دارد که فقیر دارم مختصری در باره یک معضل اجتماعی- روانشناسانه- مذهبی به طور عام صحبت می کنم. توضیح بیشتر اینکه منظور بحثکی در مورد پدیده«مراد علیگری» و «مرید علیگری» سیاسی است و مراد علی و مرید علی خاصی عجالتا مورد نظر من نیست بلکه خواننده خود می تواند پس از خواندن نوشته، رفته و شخصیت مورد منظور خود را یافته یا این پدیده را در خود نظاره نموده &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;مورد دقت نظر و تامل و تدبر وافی و کافی و شافی قرار دهد، در هر حال:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;مراد علی یا مراد علیهای سیاسی معمولا با تکیه بر سنن رگ و ریشه دار&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;اجتماعی و مذهبی و با اتکا بر امواج تلاطمهای سیاسی سر و کله اشان پیدا می شود. آنها می توانند یک پدیده ریز یا درشت تاریخی باشند. آنها می توانند انسانهای خوبی باشند و بدون آنکه خودشان بخواهند، گاهی با فشار و ضرب و زور مرید علیها اجبارا به مرحله مراد علیت هل داده شوند. در جامعه ما به تحقیق بر فقیر روشن شده است که حتی وقتی مراد علی هم وجود نداشته باشد همیشه به اندازه کافی و حتی بیشتر از کافی، به دلیل عقب ماندگی سیاسی ناشی از حکومتهای سرکوبگر، و جهل و تنبلی ذهنی و خرافات، مرید علی وجود داشته است، و وجود مقادیر معتنابهی مرید علی، لاجرم وجود و ظهور مراد علی را نه تنها مستحب بلکه واجب عینی می سازد. و از قدیم هم علما فرموده اند که از خدا بعید است که بندگان سرگردانش را بدون قیم و ولی رها کند. مراد علی های سیاسی به یمن کثرت مرید علی ها و فشار و خواهش و زور و ضرب و مصلحت، می توانند از جایگاه یک مراد علی ساده! هی بالا و بالاتر و بالاترتر بروند بطوریکه گاهی سر از عرش در آورند و مشاهده کنند که به به! واقعا به به! حضور خلوت انس است و کسی جز ایشان و خود خداوند و جود ندارد و مرید علیها هم حتی با کثرت میلیونی شان آنقدر آن پائین پائین هستند که اساسا نه قابل مشاهده اند و نه ارزش مشاهده شدن دارند یک مشت شپشند که آن پائینها دارند میلولند تا مراد علی در باره شان چه تصمیمی اتخاذ کند. اینجا دیگر باید شاهد یک جهش یا موتاسیون عجیب و غریب در پدیده مراد علیگری &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;بشویم که شرح آن و توضیح مختصاتش را باید جداگانه &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و با در نظر گرفتن اصول دیالکتیک مورد بررسی قرار داد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;مرید علیهای سیاسی هم، البته میتوانند در ابتدا آدمهای خوبی باشند و به دلیل اعتماد به دنبال مراد علی راه افتاده باشند ولی تردید نکنیم مرید علیها اکثرا اگر دچار ناتوانی ذهنی نباشند بدون شک دچار تنبلی ذهنی هستند. واقعا حال میدهد که آدم سر بر آستان مراد علی خویشتن بگذارد و افسار و مهار را بسپارد دست او و خیالش راحت باشد که کارها به طریق احسن دارد جلو میرود و اشکالی در کار نیست و حتما همانطور خواهد شد که باید بشود و مدت زمانی که براین روال بگذرد و سر و ریشی از مرید علی سفید بشود دیگر هر چه پیش آید خوش آید! و بقول شادروان محمد علی فردین در یکی از فیلمهایش&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;توی ماشینیم ولی شاد و غزلخون میرویم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;دسته جمعی مون به سوی شهر تهرون میرویم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;آخ برم راننده را شور و حال بنده را&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;گاز و فرمونو برم اون کلاچ و دنده را&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;در این حالت اگر ماشین مربوطه به بیراهه برود و یا توسط راننده به دره ای هم پرت شود و تمام سرنشینانش به درجه رفیع شهادت برسند اساسا مهم نیست .خطا عین ٍصواب است و ثواب، مهم این است که دنیا و آخرت آدم حفظ بشود. بقیه چیزها باد هواست و اهمیتی ندارد بقول شاعر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;جان چه باشد که فدای قدم دوست کنم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;این متاعی است که هر بی سر و پائی دارد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;در این نقطه فراتر از لوحه معروف کورش و نیز قوانین مصوبه مربوط به حقوق بشر که اس و اساسش مربوط به احترام به مال و جان و ناموس و اعتقاد و آزادی انسانهاست مرید علی وارد خطه ای دیگر در عالم سیر و سلوک می شود و چنان غرب جذبات و سکرات و مه و دود و دم میشود که دهشاهی برای این حرفها ارزش قائل نیست و همانطور که امام راحل فرمود اقتصاد مال خر است او هم می فرماید این بحثها مال خرها و آدمهای بی عمل و الکی خوش است و بجای این چیزها دائم بدین بیت شیخنا سعدی مترنم است که&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;ما غلامان خیل سلطانیم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;و.. گر دلارام میزند شمشیر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;سر ببازیم و رخ نگردانیم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;و غافل از اینکه، پدر من! چرا برای ارضای خود به خانقاه و محافل درویشان نپیوستی ؟ چرا به زورخانه نرفتی؟ اینجا خانقاه و گود زورخانه نیست که در سکرات خویش غرقی! اینجا دارد از پیکره حیات و تاریخ ملتی خون میریزد! اینجا چند ده میلیون آدم دارند رنج می کشند، اینجا سر نوشت ملتی دارد پس و پیش میشود و سرنوشت ملت نیاز به سکرات و جذبات شخصی من و شما ندارد بلکه نگریستن به واقعیات و حقایق اجتماعی، و هماوردی اذهان و اندیشه ها و خرد جمعی و اعتقاد به پروسه آزمایش و خطا و تصحیح، و نقد و بررسی، و شعور و دانش و تحمل تفاوتها را می طلبد، و کشاکش و چالش و نگاه درست سیاسی و اجتماعی و تاریخی!، ولی این حرفها کجا و مرید علی کجا! او در عوالم خودش غرق است و چنان زهوار در رفتگیهای فکری ناتوانیهای مرید علیگری را، با شراکت و متصل شدن به نیروی مراد علی خود، ترمیم بخشیده و در این پیوستگی فرش به عرش سرخوش است که گوشش به هیچ چیز بدهکار نیست، که می داند در صورت پرت شدن و قطع شدن از نیروی مراد علی، چنان تهی خواهد ماند که می شود او را از هر آت و اشغالی پر کرد. وضعیت مرید علی ، بلانسبت و دور از جان معنویت گرایان، در این حالت به وضعیت کاریکاتوریزه شده انسان خدا پرست شبیه است. انسان خدا پرستی که مثلا نماز می خواند و یا زمزمه نیایشی سر می کند، با مدد ایمان و اعتقاد خویش و قبول بندگی در یک بده بستان ظریف در پناه نیروی خدای خود قرار می گیرد و به نوعی در نیروی لایزال او شریک میشود. دراینجا این اعتقاد شخصی است و نیز طرف معامله وجود بینهایتی است، عظیم ترین کلام و مفهوم فلسفی ای است که ذهن انسان پیرامون آن پر و بال زده و &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;موجت خنگی آدم نمیشود اما در نوع مراد علی و مرید علی، ضعفها و ناتوانیهای مراد علی که گاه فضاحت بارتر از ضعفهای مرید علی است، گاه چنان افتضاحی ایجاد میکند که مرید علی مادر مرده را به اعماق لجنزاری در پی لجنزاری هدایت می کند. مرید علیها معمولا راه را در این حال و هوا و در سکر و مستی مفعولیت کامل ذهنی و مقبولیت ناشی از آن سپری می کنند. در این زمینه ذکر خاطره ای بی مناسبت نیست.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;سالها قبل رفیقی عزیز در پی شفای سرگردانی معنوی فقیر، بمن پیشنهاد کرد مراد او را ببینم و از آستان آن بزرگوار همت بطلبم که مطمئنا دردم درمان خواهد شد. به او گفتم تو می دانی که فقیر در حدود بیست سالگی بعد از پرسه زدنهای فراوان فکری با پیوستن به یکی از جریانهای پیشرو مذهبی سیاسی ایران سالهای پنجاه، یعنی مجاهدین، ایده مذهبی را با عمل، همزمان پذیرفتم و پس از حدود بیست سال به کناری گذاشتم . آیا مراد تو می تواند مشکل مرا حل کند؟ گفت حتما حل می کند. پرسیدم چطور حل می کند با بحث و فحص؟ گفت نه! تو وقت ملاقات میگیری ، و وضو گرفته و با لباس طیب و طاهربه سرای آقا میروی به دو زانوی ادب مینشینی بعد آقا می آید و تو باید مترصد آن باشی که سرخود را فراز کند و به گوشه چشمی در تو بنگرد. با همان نگاه اول مشکلات تو حل خواهد شد. گفتم حالا آمد و با نگاه حل نشد زیرا من تجربه اش را دارم و خیلیها فقیر را نگاه نگاه کردند که مشکلاتمان حل شود ولی حل نشد که نشد! بنابراین چه باید کرد؟ به راحتی گفت حل میشود و اگر حل نشد معلوم میشود شایسته هدایت نیستی و هنوز در ضلالتی و خسر الدنیا والاخره. من از آن دوست تشکر کردم و در دل ذکر یا زرشک گرفته و گفتم به دلیل اینکه می ترسم تردیدم در ضلالت خودم تبدیل به یقین شود از زیارت آن بزرگوار عذر می خواهم اما همانجا به طور مبهم احساس کردم&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;که مفعولیت ذهنی مرید علی گونه یعنی چه! و البته در آن وادی، این مفعولیت چندان خطرناک نیست که آقای خانقاه از انسان خانقاه چیزی جز صلح و آرامش و در حلقه درویشان بودن را نمی طلبد، اما در رابطه با مریدعلیهای سیاسی اگر روزگاری دستشان به جائی بند شود و بازی روزگار چنانکه به نفع خمینی و خامنه ای چرخید بچرخد می توانند در قوام بخشیدن به سلطه ظلم و تباهی، مفعولیت را تبدیل به فاعلیت نموده و تا جائی بتازند که عقل مات و مبهوت بماند همانگونه که اینروزها از جنایات و فجایع مرید علیهای خامنه ای که اکثرشان صاحب ریش و پشم و از مداحان اهل بیت هستند، در قتل و تجاوز و رذالت مبهوتیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;مرید علی ها می توانند بخیال خودشان کمونیست، اگزیستانسیالیست، آنارشیست و یا دارای ایسم های دیگری باشند اما در مملکتی که قرنهاست ملایان به طور عمیق و دقیق و کامل به ملتی باورانده اند( اگر کس دیگری جز ملایان باورانده اند لطفا مرا خبر دهید) مراد نهائی بشریت در حوالی جمکران پرسه می زند و در چاه سامرا نهان شده و می اید تا بشریت را کلهم اجمعین نجات دهد و این باور را تبدیل به مقوله ای کاملا سیاسی کرده اند، باید بیشترین مرید علیهای سیاسی را در میان مذهبیون و خاصه شیعیان اثنی عشری جستجو نمود. آن باور عظیم مکتبی که تمام شیعیان مرتجع و انقلابی در تایید آن می کوشند و هر دو دسته اشان در انتظار ظهور آن مراد اعلی هستند خیلی راحت با ترکشهای عقیدتی خود می تواند اذهان را برای پذیرش مراد علیهای دیگر در میان مرید علیها آماده نماید. مرید علیها اگر ده تا دکترا و مدرک از دانشگاه کمبریج و اکسفورد هم داشته باشند در ته ذهن بسیارخرافی وبیسواد و عقب مانده اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;عقب ماندگی و خرافی بودن مرید علیها از آنها موجوداتی بسیار دگم به وجود می آورد که می تواند ما را به این اشتباه دچار کند که اینان انسانهائی پولادین و سر سخت و صاحب اراده اند! نه اینطور نیست اینها دگم اند و بس و دگماتیزم در اکثر اوقات زرهی دو لایه از پولاد و تقدس می پوشد که هیچ سلاحی در آن کارگر نمیشود. آدم دگم، اعتقادش ریشه در خود دگمهای کور و ناشناسش دارد و نه در شعور و منطق و واقعیت بیرونی، به همین دلیل کسی حریفش نمیشود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;مرید علیهای واقعی و کاملا از آب گذشته با دگمها و خرافه ها و در دگمها و خرافه هایشان زنده اند و روزی که دگمهایشان در هم بشکند کار خود آنها هم تمام است و به پایان میرسند یا خودکشی می فرمایند یا دچار دیوانگی می شوند بنابراین تلاش برای عوض کردن مرید علیهای حقیقی آب در هاون کوبیدن و باد در غربال بیختن است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;این وضع مرید علی هاست اما مراد علی ها وقتی پایشان از خانقاه و میکده و دیر مغان بی خطر، به کرسی قدرت سیاسی ختم شود همانگونه که علیرغم تمام تواضع ریاکارانه و پر فریبشان دوالپاوار (موجودی افسانه ای و انسانما با پاهای دراز چرمین که چون بر شانه کسی سوار شود پاهایش را به دور گردن او میپیچد و دیگر نمیتوان از دستش نجات پیدا کرد) بر گردن مرید علیها پیچیده بودند و نمی گذاشتند مرید علی بدبخت لحظه ای آسوده بماند اینبار پاهای چون دوال خود را به گرد گردن یک ملت و یک میهن خواهند پیچید و پاسخگوی هیچ کاستی و ضعف و بلاهت ودروغ و جنایت و شارلاتانیزم سیاسی و عقیدتی نخواهند بود تا آنکه پس از سالیان و فجایع و قربانیان بسیار، ملتی بر خیزد و او را چون خلطی چرکین بر زمین اندازد و از شر وجود او برهد، چیزی که در ایران کنونی در رابطه با فقیه اعظم در حال شکل گرفتن است. مراد علیها و مرید علیها دو پدیده مقعر و محدب ، چیزی مثل یانگ و یینگ چینیها و ژاپنیها &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;یا مشیانه و مشیانک ایرانی ها هستند که علیرغم تفاوهای کیفی همدیگر را تکمیل می کنند مثلا این یکی مفعول مطلق و آن دیگر فاعل مطلق ولی هیچکدام بدون دیگری قادر به ادامه حیات نیستند به همین دلیل مراد علی حتی اگر روزی هزار بار در ذم خرافه و جهل و ارتجاع سخن سر کند از آنجا که نیاز به مرید علیهائی انباشته از همین آفات دارد در ژرفای اندیشه خود جز مدافع و جستجو گر جهل و خرافه و ارتجاع و عقب ماندگی نیست. در باره مراد علی و مرید علی باز هم نکات بسیار باقی است که به همین اندازه اکتفا می کنم و سخن آخر اینکه پدیده مراد علیگری و مرید علیگری سیاسی، خوشبختانه در پایه های خود، به دلیل کشاکشهای سیاسی و اجتماعی و بخصوص رشد اندیشه نسل جوان در ایران کنونی ضرباتی حسابی خورده ولی هنوز خطر کاملا رفع نشده هنوز مراد علیها و مرید علیهای سیاسی هستند. همین دور و اطراف و نیز دورترها پس هوشیار باشیم و پناه ببریم به پروردگار من شر الوسواس الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنه والناس.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-7490143144446717426?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/7490143144446717426/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=7490143144446717426&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/7490143144446717426'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/7490143144446717426'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_2098.html' title='یاداشتک شانزدهم.مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-1872718668589677358</id><published>2012-01-15T22:14:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T22:14:15.885-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یاداشتک شماره دوم:بالاخره یک طوری خواهد شد'/><title type='text'>یاداشتک شماره دوم:بالاخره یک طوری خواهد شد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;h3 class="post-title entry-title"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red; font-family: arial; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;یاداشتک ها/یاداشتک دوم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/h3&gt;&lt;div class="post-body entry-content" id="post-body-6332079621537736263"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red; font-family: arial; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: blue; font-size: large;"&gt;ب&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;الاخره یک طوری خواهد شد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;از سخنان ابوی مرحوم بنده&lt;/span&gt;شش سال پس از برجها ، بن لادن ، تروریزم!وباقی قضایا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;بعنوان شروع صحبت خدمت شما باید بگویم که، ابوی فقیر در آخرین روز حیاتش در حوالی 95 سالگی در خانه شخصی اش که از ان دل نمی کند و هر روز تحت محبت و رسیدگی یکی از فرزندان فراوانش بود تحت رسیدگی هفتمین خواهر بنده که بسیار کنجکاو است بود. هفتمین همشیره بنده پس از تر و تمیز کردن و راست و ریس کردن ابوی و تراشیدن ریش و سبیل او( چون ابوی دیگر چشمش درست نمی دید) از او می پرسد: آقاجان! با این اوضاع دنیا و با تجربه ای که شما دارید فکر می کنید آخرش چطور خواهد شد؟ ابوی خدا بیامرز که انشالله خداوند طبق وعده اش و بر اساس روایات متواتر اسلامی او را در بهشت به مردی چهل ساله و والده را به عیالی شانزده ساله تبدیل کرده باشد ، لبخند غریبی زده و عمیق ترین و فیلسوفانه ترین حرف زندگی اش را بعد از سالها مطالعه چند باره کتابخانه بزرگش و تجربه های فراوانش می زند ومی گوید: نگران نباش دختر جان! بالاخره یک طوری خواهد شد!. و بعد از ظهر همانروز در کمال آرامش و هنگام خواب عصر به سفر رفت.این را بدان علت اشاره کردم که ،شش سال قبل القاعده و بن لادن و اهل بیتش در میان بهت و حیرت عالمیان و بنام نامی الله واسلام، برجهای مربوطه سمبل اقتدار بزرگترین امپراطوری جهان را زدند و کوبیدند و پنج ششهزار انسان بیگناه را با وضعی فجیع کشتند. البته این کلمه بیگناه را از روی عادت به کار می برم و فکر می کنم این جمله ناقص است ونباید باعث شود فکر کنیم که با تکیه بر آن گویا می شود بقول ملاها انسانهای باگناه را مثلا به نحوی که اینروزها در ایران با یک محاکمه سرپائی دارشان می زنند، باید کشت! که منظور این نیست! بگذرم! قضیه برجها از اولش کمی شک و شبهه بر انگیز بود که چطور می شود افغانستان فقیر و عقب افتاده که در قرن سوم و چهارم هجری دارد نفس می کشد، و رژیم طالبانش ارمغان خود آمریکا وپاکستان است، به رهبری بن لادن که گویا از اعضای سابق سیا و خانواده اش از رفقای قدیمی خانواده محترم بوش بوده اند باید قویترین کشور جهان را بکوبد!. در هر حال با مقادیر زیادی روغن کرچک قضیه را قورت دادیم و گوشهایمان را در برابر حرفهای کسانی هم که در اغاز کار مسحور قدرت بیضه اسلام حتی از نوع ارتجاعی اش شده بودند گل گرفتیم،و در انتظار ماندیم تا ببینیم چه خواهد شد!. بعد از قضیه برجها از آنجا که بین بسته شدن ماست و دروازه شهر!! در منطق جهانداران همیشه ربط و ارتباط وجود دارد، امریکا بجای اینکه انگشتش را به طرف مرکز صدور تروریزم د راز کند، و یا توجه بفرماید که در پاکستان فقط هفده هزار مدرسه اسلامی و قرانی طرفدار بن لادن و اهل بیتش وجود دارد !بعد از اینکه رفت و افغانستان را کوبید و کرزای را از کیسه در آورد و یک جمهوری اسلامی دیگر را علم کرد، یکمرتبه سر حمار را بجانب عراق و صدام و چرخاند که این بابا سلاح اتمی و چه و چه دارد وخطر اصلی اینجاست وبین بن لادن و صدام حسین کلی ارتباطات مشکوک وجود دارد و باید پدرش را درآورد. هرچه اهل شعور به گوشش خواندند که پدر جان! صدام البته دیکتاتور هست و خشن هم هست و حدود ده پانزده هزار سرود در باره اش سروده اند وچند ده هزار تن عکسش را چاپ کرده و بر در و دیوار چسبانده و صدها مجسمه از او ساخته اند ، و نیز صدام مثل همه کسانی که قدرت مسموشان می کندخودش را موجودی تاریخی میداند و هزار عیب و ایراد دارد، ولی به پیر و پیغمبر قسم که رژیمش گذشته از انکه تنها رزیم لائیک خاور میانه است تنها سد محکم در برابر انتگریزم و اسلام گرائی عهد بوق است و اگر این رژیم فرو بریزد و قضایا انطور که بوش و همراهانش فکر می کنند جلو نرود خاور میانه در خون و آتش فرو خواهد رفت، ودر دنیائی که پس از سی سال تلاش عرفات با انتخابات مردمی در فلسطین، حماس بر سر کار می آید! و در ترکیه نوعی دیگر از اسلام دارد باد در سبیل می اندازد، الاغ خامنه ای از پاکستان تا اسرائیل خواهد تاخت بگوشش فرو نرفت که نرفت. القصه عراق در خون خود شسته شد و صدام و کسانش کشته شدند و در حول این ماجرا بیش از ششصد هزار عراقی با کله های بر خاک افتاده خود برجی را تشکیل اده اند که ارتفاعش از مجسمه آزادی بلند تر است، حالا از شمار سربازان کشته شده خارجی ، امواج جنایات هر روز و هر شب، سر بریدنهای تلویزیونی! دامن زدن به فرهنگ قساوت و توحش، فحشا و فساد و قحطی و بی امنیتی و به فحشا کشیده شدن دخترکان نوجوان عراقی در کنار جاده های سوریه و در هتلها و هزار درد بی درمان دیگر که عراق را در خود فرو برده بگذریم که واقعا نفس آدم را بند می آورد. شش سال پس از ماجرای برجها جناب بن لادن دارد در میان دریائی از جسد کرکری خودش را می خواند و پیامهای هراس انگیز می دهد. بر اساس اخبار و گزارشات تلویزیونی در افغانستان از کابل و یکی دو شهر دیگر که بیرون بروی سر و کله طالبان همه جا پیداست! هوادارانشان مشغول کاشتن تریاک و تهییه انواع مواد مخدرند و تره برای کسی خرد نمی کنند و ملاهایشان در روستاها هر وقت لازم باشد دست و پا می برند و گردن می زنند.نفس انگلیس در عراق پس رفته و دارد سربازهایش را بیرون می کشد واز طرف دیگر بوش بر شمار سربازهایش بناچار می افزاید و آینده آبستن حوادثی است که اگر مجبور نباشیم و مسئولیت خطیری بر عهده نداشته باشیم راحت نمی شود مثل بعضی ها با قاطعیت در مورد آن قضاوت کرد.در این وسط جالب است که به یمن کار بن لادن و فرو ریختن برجها و الباقی قضایا اگر چه بن لادن سرجایش نشسته! و طالبان دارند تریاکشانرا می کارند و هزاران مدرسه دارند ظلمت غلیظ شده و ناب را بعنوان شریعت در مغزها میریزند اما به لطف حضرت حق بسیار کسان و گروههائی که خود قربانی تروریست بودند و بیش از همه با تروریزم و البته مسلحانه جنگیده بودند (چون با تروریزم مسلح نمیتوان با گل و بوسه مبارزه کرد) در لیست تروریستی جهانداران قرار گرفتند و هر بلائی که لازم بود بر سرشان آمد. اینده البته اینطور نمی ماند و به قول ابوی مرحوم بنده بالاخره یک طوری خواهد شد! اما گاهی فکر می کنم آیا صاحبان کنونی جهان در ترسیم مجدد جغرافیائی نو برای جهان و تقسیم کیک مربوطه برای بنای جهانی دیگر آیامی دانند چه می کنند یا نمی دانند؟ بنده با تمام کم عقلی ام گاهی فکر می کنم که نخیر نمی شود که ندانند! پس اگر می دانند چه می کنند باید برویم و دنبالش بگردیم و بفهمییم که واقعا چه می خواهند بکنند، و در سطح جهانی و تاریخی و در زمانی که بقول فوکویاما یکی از دهها مشاوران وتئوریسینهای دور و بر جناب بوش تاریخ به آخرش رسیده ،چه آشی می خواهند برای جهان و از جمله خاورمیانه بپزند . در اینصورت شاید بشود جای واقعی بن لادن را نه در کوههای افغانستان و پاکستان بلکه در جدول فعل و انفعالات جدیدجهانی پیدا کرد و قضایا را روشن تر دید.با این همه و قبل از اینکه در یاداشتکهای اینده احتمالا به این مسائل هم پرداخته شود خطاب به عزیز بابا بوش باید گفت: اخوی! می خواهی با تروریزم بجنگی دست و پنجول پاکیزه و مطهرت درد نکند ولی تو که می گویند انسان بسیار با سوادی هم هستی باید بدانی که دموکراسی را به صورت شیاف و کپسول خارجی نمی توان به ملتها چه عقب افتاده و چه جلو افتاده استعمال نمود. برای دموکراسی نخست باید باور داشت که دموکراسی و آزادی حتما چیز خوبی است و برای همه خوبست که البته جهانداران این را حتما قبول دارند و ما نباید اساسا بد بین باشیم!.دیگر اینکه باید قبول داشت که دموکراسی باید توسط نیروهای سیاسی درون مردم و مبارزه ای آبرومند و بدون دخالت خارجی باید سر و کله اش پیدا شود و برای اینکار نباید هر کس یا گروهی را که سالها علیه تروریزم جنگیده اند بعنوان تروریست غل و زنجیر زد ودر عوض به دنبال مذاکره با راس شر بود و فکر کرد اهالی جهان سوم گوسفندانی هستند که در نفرت از چوپانگرگهای داخلی اسلامی و غیر اسلامی نیاز به شبانی از آنسوی دنیا دارند که بجای فلوت و نی، آکوردئون و جاز برای گوسفندها می نوازد و نه دینش به دین آنها می خورد و نه رنگ زلفهایش و نیز چشمهایش ! و اساسا نمی داند پا به کجا و به میان چه مردمی گذاشته است من شخصا گمانم این است این را هم جهانداران قبول دارند! حالا اگر شما می گوئید قبول ندارند نگران نباشید و حرف ابوی مرحوم مرا آویزه گوش بفرمائید که اوضاع یک طور دیگری خواهد شد که بعدا در باره آن گپ خواهیم زد. زنده باشید&lt;br /&gt;یازدهم سپتامبر دو هزار و هفت میلادی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-1872718668589677358?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/1872718668589677358/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=1872718668589677358&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/1872718668589677358'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/1872718668589677358'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_2172.html' title='یاداشتک شماره دوم:بالاخره یک طوری خواهد شد'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-5314813865097085308</id><published>2012-01-15T22:11:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T22:11:21.491-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه به اخوی'/><title type='text'>یاداشتکها.یاداشتک شماره یکم.نامه به اخوی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial;"&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;یاداشتکها&lt;br /&gt;یاداشتک شماره یکم&lt;br /&gt;نامه به اخوی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #000099;"&gt;به دلیل اینکه قراراست اخوی نامه ای نوشته و توضیحاتی بدهند عجالتا وبه احترام ایشان نامه از وب حذف میشود.اسماعیل وفا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial;"&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;چهارده سپتامبر دوهزار و هفت ا&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-5314813865097085308?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/5314813865097085308/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=5314813865097085308&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/5314813865097085308'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/5314813865097085308'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post_15.html' title='یاداشتکها.یاداشتک شماره یکم.نامه به اخوی'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-4056715970116922181</id><published>2012-01-15T22:07:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T22:09:19.311-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یاداشتک شماره صفر و اذن دخول'/><title type='text'>یاداشتک شماره صفر و اذن دخول</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;h3 class="post-title entry-title"&gt;&lt;div class="post-header"&gt;&lt;div class="post-header-line-1"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&amp;nbsp;&lt;a href="http://www.azkk.com/KIDS/images/FIGURING%20BILL.gif"&gt;&lt;img alt="" border="0" closure_uid_rknz19="2" src="http://www.azkk.com/KIDS/images/FIGURING%20BILL.gif" style="cursor: hand; float: left; margin: 0px 10px 10px 0px; width: 200px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color: red; font-family: arial; font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;یاداشتک ها&lt;br /&gt;یاداشتک شماره صفر و اذن دخول&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;div class="post-body entry-content" id="post-body-2443901735500465628"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-family: arial;"&gt;&lt;strong&gt;عرض کنم پس از مدتها قلمفرسائی و بعد ازهمکاری های سالیان با دوستان و رفقای اهل قلم و سیاست کیاست، وبعد تر از آنکه سیاهی سر و ریش فقیر خرج جوهر و کاغذ نوشته ها گردید، و سن از پنجاه گذشت و علیرغم حرف شیخنا وسیدنا سعدی فرصت خواب که به دست نیامدهیچ!حتی به دلیل عداوت دشمنان و محبت های دوستان چرتی هم نتوانستیم بزنیم !و به قول حبیب یغمائی: شب خیالات و همه روز تکاپوی حیات/ خسته شد جان و تنم زین همه تکراریها /فکر کردم بدک نباشد این آخر عمری و پس از سی سال غربت خودمان یک گوشه کوچک دنجی داشته باشیم تا درآنجا گاهی یاداشتکی نوشته وبرخی حرفهای لازم را بزنیم .علم کردن این گوشه دنج چند علت دارد که یکی دوتا از مهم ترینهایش این است از آنجا که ما تخم و ترکه اردشیر و دارا! پس از سی سال تبعید و غربت هنوز مثل آدمهای اصولی اختلافاتمان را داریم واز توی سر و کله هم زدن خوشمان می آید ، همیشه دعوا داریم و البته این دعواها به سایت ها هم می کشد که باز هم البته! نه دعوا کردن عیبی دارد و نه کشیدن دعوا به سایتها! ولی وقتی خود آدم سایت مستقلی ندارد و دو نفر دیگر در مطلبی که بالا یا زیر شعر و مقاله تو درج شده دارند اجداد و آباء یکدیگر را جلوی چشم هم می آورند مقداری از این مشت و لگدهای سیاسی از کادر مقاله مربوطه خارج شده و به سر و کله تو هم می خورد، چرا که تو در آن سایت می نویسی ولاجرم یا خودت آستینها رابالا می زنی ووارد دعوا می شوی و یا اینکه تماشاچیان منتظرند موضع خودت را اعلام کنی! که با کدام طرفی که این خودش دعوای جدیدی را ایجاد می کند !بنابراین گوشه مستقلی لازم است تا بدون اینکه با سایر سایتها و وبلاگها قهر باشیم مواضع مستقل خود را داشته باشیم و دوم این که ممکن است فقیر یا امثال فقیر حرفهائی داشته باشیم یعنی شطح و طامات وکفریات و مطالب ناخوشایندی که یا سایر سایتها علاقه ای به درجشان نداشته باشند و یا اینکه به دلیل مراعات برخی نکات درج این مطالب آزارشان بدهد، بنابراین به طور اورژانس وجود یک سایت و وبلاگ مستقل لزوم خود را نشان میدهد تا ما حرفمان را بزنیم واندیشه مان را زندانی مسائل روی میز نکنیم و دیگران بتوانند یا درجش نکنند یا اگر درجش کردند مسئولیتش به گردن فقیر باشد. دارم فکر می کنم مرحوم فردوسی پس از سی سال شاهنامه اش را نوشت و رفت و سرش را زمین گذاشت و نفسی به راحتی کشید.از طلوع تاریک جمهوری اسلامی سی سال سپری شده است و ما شاهنامه که هیچ حتی یاداشتکهایمان را هم به دلائل شرعی و عرفی ننوشتیم پس تا دیر نشده بنویسیم و ببینیم چه خواهد شد و کی خوشش خواهد آمد و کی بدش ،پس یا علی مدد.اسماعیل وفا یغمایی نهم سپتامبر دو&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; هزار و هفت میلادی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="clear: both;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-4056715970116922181?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/4056715970116922181/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=4056715970116922181&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/4056715970116922181'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/4056715970116922181'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2012/01/blog-post.html' title='یاداشتک شماره صفر و اذن دخول'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-2457746647068198117</id><published>2012-01-15T14:50:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T14:54:38.438-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جهانی که به پایان رسیده است'/><title type='text'>جهانی که به پایان رسیده است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;جهانی که به پایان رسیده است&lt;br /&gt;&lt;span style="color: blue;"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Times, &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;, serif; font-size: large;"&gt;چند روز پیش هرکدام از کانالهای تلویزیون را که باز میکردم، داد و قال و بزن و بکوب فراوان بود که بیستمین سال ویرانی دیوار برلن است!. مبارک باد. البته دیوار کشیدن چه به دور یا میان یک کشور، و چه دور اندیشه ها و کله ها، و چه به دور شخصیتها و رهبران، نکوهیده وناپسند است و باید با هر وسیله از بیل و کلنگ گرفته تا مقاله وشعر، ویرانش کرد، ولی در رابطه با دیوار برلن، وقتی که آدم کمی فکر میکند به این میرسد که باید دید دیوار را اساسا چه کسانی کشیدند؟ چه کسانی خراب کردند؟ دود این دیوار کشی به چشم چه کسانی فرو رفت؟ سود آن به جیب چه کسانی ریخت. اینچنین مثل و به قول مرحوم شاه شهید ناصرالدینشاه قاجار خیالات میفرمایم واز این کانال به آن کانال میروم.&lt;br /&gt;شب خوبی نیست. منهم تنها و بی حوصله ام و میخواهم شب را طوری بگذرانم که کله مبارک کمتر مرا آزار دهد.روز غریبی گذشته است. صبح رفته ام اداره کار! بعد از دو سه ساعت معلوم شده آن بابائی که یکسال تمام تلاش میکرد برای من کار پیدا کند لیسانسیه شده یعنی بیکار شده است و بیرونش کرده اند.بیاد آن ضرب المثل معروف میافتم که وقتی پیشنماز این چنین بشود وضع پسنماز معلوم است. یکساعتی جلوی نفر جدید که شکر خدا خاتونی جمیله و به دلیل اوضاع خراب بازار کار، خوش اخلاق است مینشینم.نیم ساعت او حرف میزند که من گوش نمیکنم و سرم را تکان تکان میدهم که یعنی به حرفهایش گوش میکنم و نیم ساعت هم من حرف میزنم که احتمالا او گوش نمی کند و سرش را تکان تکان میدهد یعنی اینکه دارد به حرفهای من گوش میکند. بالاخره بعد از یکساعت کار تمام میشود. موقع رفتن میپرسم فکر میکنید تا دفعه بعد باشید؟! میخندد و قرار بعدی را میگذاریم و از اتاق بیرون میآیم. محشر کبری است و خیل بیکاران دنبال کار میگردند. یکی میگوید سیصد هزار تا آگهی کار وجود دارد و یک میلیون تقاضا!! از اداره کار میایم بیرون! تا برسم به مترو، چهار عدد گدا مشغول کار و به قول یکی از گدایان عهد جوانی من مشغول سیدی اند. از قدیم گفته اند: گدائی کن تا محتاج خلق نشوی! تعداد گدایان روز به روز دارد بیشتر میشود علی الخصوص تعداد گدایان الله و اکبر گو که از فرصت استفاده کرده و گویا از فک و فامیلها و هر کسی را که دچار نقص عضو بوده وارد بازار کار کرده اند. تعداد دزدها هم زیاد شده است که بقول دبیر عربی دوران دبیرستان آقای چیتی: السارق والسارقه اولئک من المقربون و فی جناتهم خالدون!. رقمی اعلام شده است که دزدی سه و نیم درصد درمغازه ها افزایش پیدا کرده و این یعنی میلیونها دلار و یورو. از پله های مترو میروم پائین ودوباره بر میگردم بالا.پیاده راه میافتم. سر راه به یکی دو جا سر میزنم تا مظنه بازار کار دستم بیایدولی خبری نیست. در خیابان آیه الله دنیس!! یا دنیس مقدس که هم محل کار و تلاش صدها نفر کارگر و مغازه دار است و هم خراباتی از خراباتهای عروس شهرهای عالم، اضافه بر خواتین محلی، خواتین چشم بادامی چینی مثل مور و ملخ ریخته اند سر چهار راه و دور و بر ورودی و خروجی متروها . هفت هشت ماهی است که این پدیده خود را نشان میدهد و آشنائی که اهل همان ولایت است برایم توضیح داده است که گویا بزرگان این ولایت در آنجا فروشگاههای بزرگ زنجیره ای راه انداخته اند ودر عوض از آن ولایت بزرگ هم مقادیر زیادی خاتون روانه اینجا شده اند تا یک لقمه نان حلال برای خود و مقادیری ارز برای ولایتشان دست و پا کنند. پشت چراغ قرمز منتظر سبز شدن آن هستم که یکی از آنها میاید به سراغم و شکسته بسته میگوید« انجام عشق!». نگاهش میکنم و میگویم«نه، مرسی» و یادم میاید که چقدر برای عشق غزل گفته ام وسالها از زبان حافظ و سعدی و رهی و پژمان وصدای بنان و خونساری و قوامی و مرضیه و... از عشق شنیده ام، حالا تولید جدیدی از عشق و مفهوم آن را باید در این خیابان و در این سر پیری پشت چراغ قرمز شاهدش باشم، و فکر میکنم با چه بدبختیی کتاب «زردهای سرخ» را در زندان مشهد قایم میکردیم تا بخوانیم و چیزکی از انقلاب چین بدانیم و حالا....،میروم مغازه ترکها یک قوطی پنیر میخرم و میاندازم در کوله ام و بعد روزنامه ای میگیرم ومیروم کافه روبروی مغازه تا قهوه ای بخورم.&lt;br /&gt;روزنامه را نگاه میکنم. صد هزار نفر در اسپانیا ماه گذشته بیکار شده اند. یکنفر خودش را پس از بیکاری در کارخانه دار زده و در مقابل یکنفر دیگر تفنگش را برداشته و صاحب کار و پسر او را کشته است. و اخباری از این قبیل و در کنارش پروژه رشد اقتصادی و قرار است قرادادهای چند میلیاردی با عراق بسته شود و نیروهای دول مختلف در افغانستان زیاد شوند و در عراق تعداد زیادی انفجار رخ داده و در پاکستان نیز همینطور و سیصد چهار صد نفر کشته شده اند. در ایران چند نفر را اعدام کرده اند و قرار است در مدارس کشورهای اروپائی برای جلوگیری از حاملگی ناخواسته کمک فکری بدهند و نیز قانونی تصویب بشود که والدین حق نداشته باشند اطفالشان را حتی تهدید به زدن بکنند و در کنار اینها قرا ر است مسئله صدور نفت عراق راه اندازی شود و پرزیدنت آمریکا فرصتی دیگر به ایران داده است.&lt;br /&gt;قهوه میرسد بر میدارم و مینوشم خبرهای بعد از قهوه بهتر است. خواننده معروفی موفق شده است سه کیلو از وزنش را در مدت یک هفته کم کند و کرم جدید ضد پیری زمان را به عقب میراند بطوریکه در شصت سالگی اگر خانم باشید میتوانید چهل ساله بنمائید. در برزیل با دو هزار دلار باسن و پستان را تعویض و برخی نقاط دیگر را تعمیر میکنند. صفحه کناری تبلیغ قرصی را کرده است که موجب میشود به اصطلاح یکی از دوستان سنبل میرزای آقایان ظرف مدت دو ماه سه اینچ دراز شود. سعی میکنم رابطه کرم آنتی پیری را در صفحه مقابل با این سه اینچ ، و انفجارهای افغانستان و پاکستان و مواضع پرزیدنت و بیکار شدن مامور اداره کار و اینکه چرا هشتاد درصد ثروت دنیا دست هفتاد خانواده است واینکه در سودان بعضیها از گرسنگی تاپاله شتر میخورند و برخی قضایای دیگر پیدا کنم که راه بجائی نمیبرم. ادامه میدهم و روزنامه که تمام میشود غروب سر و کله اش پیدا شده است. راه میافتم و چند دقیقه بعد از جلوی سینمائی میگذرم و پوستر بزرگ فیلم تازه پایان جهان که سر و صدای زیادی به پا کرده است توجهم را جلب میکند.با اینکه ششماهی است سینما نرفته ام ولی میدانم صبح ها سینماها ارزانترند و شبها گرانتر، ولی هوس کرده ام امشب بروم و ببینم چطور جهان پایان میابد. جیبهایم را میکاوم و پول بلیط را سر هم میکنم وبلیط میخرم وارد میشوم و می نشینم.&lt;br /&gt;تقویم قوم منقرض شده و پیشرفته مایا که گویا کورتس اسپانیائی و میسیونهای کلیساآنها را بیرحمانه سلاخی کرد بسیاری چیزها و تحولات آسمانی مثل خسوف و کسوف و رد شدن ستارگان ذوذنب یعنی دنباله دار را درست پیش بینی کرده فقط تا دسامبر سال 2012 ادامه یافته و بعد بطور ناگهانی قطع شده است.&lt;br /&gt;عده ای معتقدند مایاها فهمیده اند که در دسامبر سال 2012 اتفاقی میافتد و زمین به حول و قوه الهی ریق رحمت را سرمیکشد و راحل میشود و به همین دلیل سکوت کرده اند. عیال بنده که علاقه زیادی به تحقیق در مورد موجودات فضائی دارد معتقد است موجودات فضائی حمله میکنند و دخل زمین را میاورند ولی من برای او توضیح داده ام تا احمدی نژاد و بوش هستند و شیر پاکخورده هائی امثال آنها، هیچ احتیاجی به موجودات فضائی نیست و اصلا موجودات فضائی از ترس انها به زمین نمی آیند و در آغاز کارهم، شیطان بیچاره همینها را حس کرده بود که حاضر نشد سجده بکند ولاجرم خداوند هم به او گفت بدون شک تو رژیمی هستی و با اطلاعات آخوندها کار میکنی و با اردنگی بیرونش کرد.&lt;br /&gt;فیلم شروع میشود. فیلم خوبی است با مایه های دفاع از زمین و محیط زیست و نشان میدهد که کثافتکاریهای ضد محیط زیست میتواند تمام این تمدن پرعظمت در بسیاری موارد چرکین را با تمام جلال و جبروت مضحکش فروکشد و نابود کند.چیزی که شاعر نامدار اکتاویو پاز در روزهای واپسین عمرش هشدار داد و گفت خطر اصلی فاجعه محیط زیست است و نه چیز دیگر.&lt;br /&gt;تصویرها و حوادث بدجوری آدم را بیاد سوره تکویر و صدای عبدالباسط میاندازد. اذ الشمس کورت و اذ النجوم سیرت.... و نیز شبحی از قیامت و تصاویر توراتی در مکاشفات آخر تورات.&lt;br /&gt;وسطهای فیلم چشمهایم فیلم را میبیند و سرم در جای دیگر است. جائی بسیار دور از زمین و دارد زمین را از آن دورها، خیلی دورها مینگرد و این شش هفت میلیارد انسان ومیلیاردها جنبنده دیگری را که بر غباری در حاشیه کهکشان دارند نفس میکشند.&lt;br /&gt;راستی چه سوداها! و راستی با بودن یا نبودن این غبار چه چیزی کم یا زیاد میشود.&lt;br /&gt;کله مبارک حالا هزاران سال دور از سالن سینما دارد بعنوان دهمین سیاره دور زمین میچرخد و فکر میکند و جای ستاره شناسان خالی که از پشت تلسکوپها کله چرخان مرا ملاحظه کنند. بازهم مساله خدا و لاخدا و اینکه افسار وجود دست کیست؟ اصلا دستی هست؟ و اگر نباشد؟ و اگر باشد چی؟ چرا باید نگاهبان این وجود باشد؟ بیاد پایان ماجرای شهر لوط میافتم و اینکه میگویند ابراهیم یقه خدا را گرفت که اگر چند نفر آدم درست و حسابی در این شهر باشند نابودی شهر ظلم به آنهاست . خدا گویا فرمود برو پیدا کن!! اگر یک آدم درست و حسابی هم یافتی مخلصت هم هستم و شهر را نابود نمیکنم و ابراهیم متاسفانه نتوانست پیدا کند!! مرحوم عمو شیخ ملای شوخ و با صفای روستای ما که اکثر شبها تا نیمه شب ندیم ابوی مرحوم من بود میگفت:&lt;br /&gt;ابراهیم رفت و رفت و گشت و گشت و در یک خرابه ای یک ملای پیری البته نه ملای مومن و پرهیزگار مسلمان!! بلکه از همان آخوندهای شهر لوط را دید که خوابیده با خودش گفت صبر کنم تا این ملا بیدار شود شاید نمازی چیزی بخواند و خدا بخاطر او هم که شده شهر را خراب نکند. بالاخره ملا بیدار شد و خمیازه ای و دستی به ریش سفیدش کشید وهنوز درست خواب از کله اش نپریده بود زیر لب گفت:&lt;br /&gt;این کله سحری اگر یک آدم گردن کلفتی پیدا بشود و کنده ما را بکشد واقعا کار خیر کرده است! وصدای نعره خدا بلند شد که: ابراهیم دیدی حالا !!و خداوند ترتیب کار را داد و شهر را کن فیکون کرد. بعد میروم سراغ ماجرای نوح که این فیلم تکرار مدرن آنست.ماجرای نوح ظاهر بیرحمانه ای دارد،بخصوص وقتی در تورات آن را باز میخوانیم وحشتمان میگیرد که خداوند یکمرتبه ویرش میگیرد ترتیب تمام بندگان را بر زمین بدهد ولی در جائی با تفسیر عارفانه ای که توفان نوح را خلق جدید و به روز کردن جهان و سمبلیک دانسته بود مقداری قضیه برای من قابل تحمل شد. حالا از محیط زیست که واقعا وضعش خطرناک است و هیچ بعید نیست موجب بشود که فجایع بسیاری ببار آید بگذریم ، فارغ از محیط زیست آیا جهان نیازمند خلق جدیدی نیست. روزگاری کاروان تاریخ از برده داری به بورژوازی رسید و کار خلق جدید را قرار بود سوسیالیسم به عهده بگیرد اما چنان خرابکاریهائی شد که دیوار چین را تعمیرات کردند و دیوار برلن را فروریختند.&lt;br /&gt;فیلم تمام میشود . بیرون میایم و مترو میگیرم ومیروم به خانه.ساعت یازده است ولی ذهنم سخت هوشیار و بیدار است. شب خوبی نیست. منهم تنها و بی حوصله ام و میخواهم شب را طوری بگذرانم که کله مبارک کمتر مرا آزار دهد.روز غریبی گذشته است.&lt;br /&gt;هوس دویدن به سرم میزند. لباس میپوشم و میروم بیرون و نرم نرمک شروع به دویدن میکنم .یکربع بعد درد زانویم که همیشه در اول کار خودش را نشان میدهد تمام شده است و در غم انگیز ترین بلوار نیمه شب جهان دارم میدوم. شبحی ازروشن تاریک حاشیه خیابان بیرون میاید و میگوید :هشت یورو! دخترکی سیاهپوست است که ادامه آفریقای غارت شده پس از قرن پانزدهم است و پانصد سال است دارد در خیابانهای جهان روزگار میگذراند. از او میگذرم. در ایستگاه اتوبوس سه نفر منتظرند که با هیچ اتوبوسی از جایشان تکان نمیخورند!. آنها برخلاف قبلی پوستی بسیار روشن و موهای بلوند دارند و بعد از فرو ریختن دیوار برلن مرئی شده اند.چهل یورو!.&lt;br /&gt;تند تر میدوم تندتر.یک دو سه چهار... بکش... شیر... دور پنجم.... همه با هم هستیم به سی وپنجسال قبل پرتاب شده ام یا سی پنجسال قبل به حالا پرتاب شده است تمام زندانیان بند یک سیاسی زندان وکیل آباد دوران شاه دارند در بولوار میدوند داریم در بولوار میدویم و در هر چند ده قدم رگباری و تیر خلاصی... عباس رستگار... احمد رضا شعاعی... علی صبوری...باباپور نغمه.... حیدر الهی.... رضا شلتوگی....و...و... دیگر صدای تیرها بگوش نمیرسد. همه را کشته اند. از صد و سی تن زندانی سیاسی دوران شاه بیش از صد تن را آخوندها کشته اند. عسکر اولادی و طبسی و دو سه تا ملای دیگر که در هنگام دویدن قدم میزدند یاحمام آفتاب میگرفتند در تاریکی پودر و محو میشوند.صدائی از گلویم بیرون می آید که برای خودم نا آشناست! بغضی که میترکد! بغضی که بر خلاف نظر آقای محمد هادی گرامی در مقاله اش«وقتی که اسماعیل ابراهیم را به قربانگاه میبرد» بغضی در سینه و از مسعود رجوی و امثال مسعود رجوی نیست که آنانکه مرا میشناسند و منجمله خود آن بزرگوار میدانند من اهل کینه و بغض نیستم که اگر بودم کار آسان بود ، بلکه اگر بغضی هست بغضی است نه درسینه و از کینه،بلکه در گلو و حاصل این راه دراز و این همه رنج جانسوز وحکایت این ملت و میهن با کشتگانش و زندگانش.&lt;br /&gt;خیس عرق احساس میکنم دوباره تنهایم. میایستم که خسته ام، ودیگر نه آن جوان بیست و چهار ساله بل مردی پنجاه هفت ساله، و از بیست و چهار سالگی تا همین حالا برای تغییر گوشه ای از این جهان دویدم و دویدیم و میدویم و میدویم و میدویم.&lt;br /&gt;به سر کوچه خود که میرسم ساعت از یک گذشته است.میفهمم و میبینم و میدانم که جهان برای ما، نه برای شخص ما، بلکه برای نوع ما آدمها،( اگر پس از سالها و سالها تبدیل به خرده بورژوائی شاکر نشده باشیم) و برای آن لایه ای که ما برای نجات آن لایه عمر را سپری کردیم و هنوز هم میکنیم، مدتهاست به پایان رسیده است و نباید نگران دسامبر سال 2012 میلادی باشیم. دو غول زنده خوار ارتجاع خامخوار و جهانخوار پخته و پخته خوار دست در دست هم میگویند و اعلام میکنند که جهان آنها ادامه دارد و جهان اکثریت ساکنان زمین مگر در خدمت دولت ابد مدت آنها بپایان رسیده است.چاره چیست؟ شاید بنای جهانی دیگر و قبل از آن اندیشیدن به بنای جهانی دیگر اگر جدی باشیم، و گرنه همان به که چائی خود را بخوریم و زمزمه کنیم آرمان رهائی تخم لقی بود که مشتی خیالپرداز شکستند و ما را به دردسر انداختند.&lt;br /&gt;هجده نوامبر دوهزار ونه میلادی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-2457746647068198117?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/2457746647068198117/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=2457746647068198117&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/2457746647068198117'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/2457746647068198117'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='جهانی که به پایان رسیده است'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-5194791794510107831</id><published>2010-11-25T02:02:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T14:48:24.796-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یاداشتی بر یاداشت همنشین بهار. اسماعیل وفا یغمائی'/><title type='text'>یاداشتی بر یاداشت همنشین بهار. اسماعیل وفا یغمائی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TO41fKmS0BI/AAAAAAAALKg/OVuj8UNeUDs/s1600/106lumr.jpg"&gt;&lt;img alt="" border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5543427000876847122" src="http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TO41fKmS0BI/AAAAAAAALKg/OVuj8UNeUDs/s400/106lumr.jpg" style="cursor: hand; display: block; height: 295px; margin: 0px auto 10px; text-align: center; width: 400px;" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: red; font-size: 180%;"&gt;یاداشتی بر یاداشت همنشین بهار&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-size: 180%;"&gt;مشکل اصلی ولایت و سلطنت است و بس&lt;/span&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: times new roman;"&gt;&lt;a class="l" dir="rtl" href="http://www.google.fr/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=2&amp;amp;ved=0CBoQFjAB&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.asre-nou.net%2Fphp%2Fview.php%3Fobjnr%3D12304&amp;amp;ei=gAzuTJvLIdOahQfXt9iqDA&amp;amp;usg=AFQjCNGHJxNGoeALWdhBuEBivrvcIfly_Q"&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;ای کاش تقی شهرام زنده می ماند.همنشین بهار &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: arial; font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;یاداشت همنشین بهار دوست گرامی سالهای دانشگاه، اشاراتی کوتاه به مشکلی بس عریض وطویل دارد. باید نوارها راو گفتگوهای اعضا و مسئولان دو سازمان سیاسی آن دوران را شنید و بعد هم فراوان اندیشید، فراوان و فراوان و فراوان.&lt;br /&gt;بازیگران و نقش آفرینان آن روزگار همه به سفر رفته اند و تنها صداست که مانده است ولی واقعیت این است که متاسفانه هنوز هم، بسا ماجراهای آن دوران، و بخصوص شدت ضربات ویرانگری که بر پیکره سازمان مجاهدین فرود آمد و چند و چون آن و آنچه بر قربانیان آن رفت به دلائل شناخته شده، و ناشناس،و نیز مصلحت روزگار در پرده ابهام قرار دارد وهر کسی براساس اعتقادات و تحلیل و تفسیر خود ساز خود را میزند و از یک بررسی همه جانبه و منصفانه و راهگشا خبری نیست.&lt;br /&gt;شهرام و همفکرانش به نظرمن، در گام اول «جنایتی سیاسی»و بزرگ را مرتکب شدند که بسا بزرگتر از«جنایات انسانی» یعنی کشتن شریف واقفی ولباف و دیگران و ویرانی بسیاری از اعضای مجاهدین بود. ویرانگریهای شهرام و همفکرانش ، همفکرانی که البته در برابر او توان نفس کشیدن نداشتند و مقهور قدرت مطلق او بودند، منجمله باعث ضربه ای شد که در چند شهر خراسان دهها نفر از نیروهای سازمان مجاهدین و منجمله خود فقیر به اسارت ساواک در آمدیم و سلولهای ساواک مشهد و بند عمومی لشکر هفتاد و هفت خراسان ئ سلولهای آن لبریز از انواع و اقسام آدمها، از دانش آموز و دانشجو و ملا و حتی چوپان و کشاورزانی شد که به نوعی در ارتباط با مجاهدین بودند و هفته های متمادی شلاقهای بازجویانی چون ناهیدی، عضدی، رجبی، مسعودی، بابائی بالا میرفت و پائین می آمد تا زبان افراد را بگشایند. نیم بیشتر افرادی که در زیر شلاق قرار داشتند از جمله، هادی کاملان، علی صبوری، اسماعیلزلده، حیدر الهی وعلی باقر زاده،عباس رستگارو بسیاری دیگرآنها در دوران خمینی و پس از آزادی از زندان شاه تیر باران شدند ودر شکنجه گاه جان باختند.&lt;br /&gt;فراتر از این ضربات که در برخی شهرهای بزرگ مشابهش وجود داشت ،ضربه سنگین وشدید به اعتماد مردم همان چیزی که حمید اشرف به آن اشاره میکند، زلزله ای بود که ملاها بعدها در کشتارهای خود از آن سود فراوان بردند. این ضربه باعث شد که صفوف تقریبا همراه و همگام نیروهای مجاهدین و شریعتی وطالقانی و دکتر پیمان و بازرگان ودکتر سامی و هواداران نهضت آزادی وحتی هوادارن دکتر بنی صدر که در سال پنجاه و چهار چندان شناخته شده نبود و بسیاری نیروهای دیگر در سطح جامعه به نفع نیروی گسترده ولی غیر فعال آخوندها شروع به تجزیه شدن که بسیاری از ملایان نیز تا قبل از این ایام سنگ مجاهدین شیعه مسلمن را به سینه میزدند.&lt;br /&gt;داستان بسا دردناکتر از این چیزهاست و باید رفت و خواند و بررسی کرد تا روشن شود که چه بر اعضائی که جلویشان ماموران ساواک قرار داشتند و پشت سرشان ماموران کشتن شریف و صمدیه و امثالهم رفته است.&lt;br /&gt;شهرام و هفکرانش اگر از درون کتابها ،ادراک سطحی مارکسیسم، سطحی خواندن کتابها و تفسیر به رای، و فرمولهای براق و تیز و تند روسی و چینی و غرور سگین چریک بودن و اسلحه بستن و هیچ قانونی جز قانون خود را برسمیت نشناختن ،خارج شده بودند و اندکی تاریخ و فرهنگ و جامعه ایران را میشناختند وتاریخچه جنبشهای ان را به درستی میدانستند و می دانستند اسلام قرنهاست برایتوده های عظیم مردم تبدیل به فرهنگی برای زیستن و مردن شده است ونیز دچار اسکیزوفرنی هولناک و توهم سیاسی نبودند، می توانستند بدانند مجاهدین، مجاهدین مسلمان و مذهبی، بطور مشروع و با تمام محاسن و معایبشان و کمالات و نواقصشان، از درون جامعه ایران و فرهنگ جامعه ایران روئیده اند و حق دارند به شیوه خود مبارزه کنند و شکست بخورند یا پیروز شوند.&lt;br /&gt;شهرام و همفکرانش اگر این را می فهمیدند با یک انشعاب، و بدون کشتار، راه خود را جدا میکرددند و باعث این فاجعه انسانی نمیشدند اما :&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red; font-size: 180%;"&gt;آیا این تمام قضیه است؟&lt;/span&gt;به نظر من این تمام قضیه نیست ،بعنوان مثال آیا تا کنون روی این مساله تامل شده است که شهرام و امثالهم علت و علت العلل این فاجعه نیستند بلکه معلول برخی نواقص و کمبودهائی هستند که از آغاز و جود داشت و باید به آنها توجه میشد ، و نیز آنهاحاصل ضرباتی هستند که در همان اولین گامهای حرکت مجاهدین، اکثریت قریب به اتفاق کادرهای اصیلش را به مسلخ فرستاد و خلئی ایجاد کرد که نواقص و کمبودهای اولیه، منجمله کمبودهای واقعی ایدئولوزیک و سیاسی و تشکیلاتی رشد کردند ودر حفره این نواقص و کمبودها، معلول خود را که تفکر شهرام است آفریدند وباید یقین داشت که تا این کمبودها وجود داشته باشد ماجرای شهرام پایان نیافته ست.&lt;br /&gt;در ایران ما که تقریبا همه چیز آن با مذهب و اسطوره آمیخته و قهرمان دوستی و قهرمان سازی از سالار کربلا تا رستم دستان و بابک خرمدین ادامه دارد طبعا و خیلی زود آنانی که سلاح بر بسته اند و دلاورانه به مرگ سلام گفته اند و دلاورانه درخون خفته اند قبل از از آنکه داوری «سیاسی و فلسفی وتاریخی و اجتماعی» بشوند ، در «حصار خون و تقدس» مشروعیتی اسطوره ای و قهرمانی پیدا میکنند وداوری آنان و نزدیک شدن به حریم و حرم آنان، چه در زندگی و چه در مرگ، در حیطه محرمات قرار میگیرد. در چنین شرایطی که دیوارهای خونین و مقدس و شهادت آلود تقدس و حرمت دورا دور جایگاه پیشتازان و رهبرانی چون محمد حنیف نژاد و یاران شهیدش به مدد خون شهیدان و باورهای اجتماعی و مذهبی سر بر می آورد، و تطاول ایام این جایگاه را از انان تهی میکند، در فرصتی مناسب شهرام بعنوان معلول، فرصتی میابد و در جایگاهی قرار میگیرد که میتواند با در دست داشتن تمامی قدرت و تمامی سکانهای تشکیلاتی آن، فاجعه سیاسی سال پنجاه و چهار را به وجود بیاورد.&lt;br /&gt;تقی شهرام فاجعه آفرین است و از جمله مهری را بر پیشانی سازمان مجاهدین کوبید که در زیر این مهر از همان سال پنجاه و هفت آخوندها فرمان سرکوب مجاهدین را امضا کردند، ولی آن جایگاهی که شهرام در آن قرار گرفت پیش از او سر بر آورده بود و دستک و دفترش آماده شده و میز و صندلی اش چیده شده بود و آن دفتر دفتر ولایت و سلطنتی بود که اینک رنگ و روغن تازه خورده ویک شورشی علیه سلطنت و ولایت را، یعنی شهرام را که خود در ابعادی کوچک در یک سازمان سیاسی هم شاه است و هم فقیه مطلق، در خود پذیرفته است. اینجاست که شهرام در عین جلاد بودن قربانی است زیرا اره قدرت مطلق و افسار گسیخته، ابتدا دوایر دورترتنه درخت تشکیلات و حکومت را اره میکند اما به هیچوجه بر اثر قانونمندیهای بازی مطلق قدرت از حرکت نمی ایستد تا وقتی که به نقطه اصلی یعنی دیکتاتور و شاه و فقیه برسد، تا موقعی که به صدام و چائوشسکو وشهرام و امثال آنها برسد و انها را هم اره کند.&lt;br /&gt;در جامعه ای با صدها سال بلای دیکتاتوری شاه و شیخ و فرهنگ دیکتاتوری مرد سالاری و زور گوئی و قدرت طلبی، ودر جامعه ای که در سالهای هزار و سیصد و پنجاه و چهار در زندانهایش هنوزصحبت از فجایع پل پت و انور خوجه وچائوشسکو وکشتارهای استالین و کارکردهای سرکوبگرانه مائو را توطئه امپریالیسم می دانستیم وافرادی چون ایدی امین و قذافی از زمره رهبران آزادیخواه بودند وکتاب سبز قذافی در دانشگاه دست به دست میشد و جنبش فلسطین بدون هیچ نقدی نه شناخته بل پرستش میشد، ودر کوه و هنگام کوهنوردی همراه با یک سرود پارسی یک سرود فلسطینی می خواندیم و در شکنجه گاههای شاه، نه اندیشه و ساختار دموکراتیک فکری ، بلکه صفیر شلاق بازجویان نشان حقانیت تمام و کمال هر کسی، از جمله ملایان مرتجعی بود که زیر شلاق بودند و بعدها تبدیل به قضات شرع و آمران اعدام شدند، بر آمدن انقلابیونی!! چون شهرام هیچ عجیب نیست.&lt;br /&gt;به نظر من مشکل تنها بر سر شهرام نیست. مشکل بر سر پدیده ای است که تفکر شهرام را می سازد. مشکل بر سر عدم شناخت درست دموکراسی و مقاومت ایدئولوزیک در برابر شناخت دموکراسی ودموکراسی را به رنگ اندیشه خود در آوردن و آنرا تکرار کردن، و تقدس گرائی،و قدرت مطلق و ولایت و سلطنت امثال شهرام، وبیسوادی هولناک از شرایط تاریخی و اجتماعی و مذهبی ایران، وفرمول گرائی و کتابگرائی،وعدم نقد و بررسی درست، و رهاکردن قدرت در دست یک تن و فقط یک تن و امثال اینهاست، که این بجز همان سیمای نوین سلطنت و ولایت در یک سازمان مخفی سیاسی نیست که به دلائل مخفی بودن و نداشتن راه خروج اعضا از پس و پیش، گاه بدتر از شاه و شیخ عمل میکند و فاجعه ای را می آفریند که شهرام یکی ازنقش آفرینان آنست. می توانیم فکر کنیم اگر سکان سازمان در روزگار شهرام در دست مثلا یک گروه پنج شش نفره بود وضعیت طور دیگری بود و نه شهرام و نه سازمان مجاهدین آن ایام به گرداب این فاجعه فرو نمی رفتند و شاید امروز،افق پیرامون ما افقی دیگر بود. می توانیم به اینها فکر کنیم.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;بیست و پنجم نوامبر دو هزار و ده&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-5194791794510107831?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/5194791794510107831/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=5194791794510107831&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/5194791794510107831'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/5194791794510107831'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2010/11/blog-post_25.html' title='یاداشتی بر یاداشت همنشین بهار. اسماعیل وفا یغمائی'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TO41fKmS0BI/AAAAAAAALKg/OVuj8UNeUDs/s72-c/106lumr.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-5574407262273815160</id><published>2010-11-04T06:26:00.000-07:00</published><updated>2012-01-15T14:48:46.511-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مگر راهی جز مردن. اسماعیل وفا یغمایی'/><title type='text'>مگر راهی جز مردن. اسماعیل وفا یغمایی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TNK0-q6OZbI/AAAAAAAALEg/LQZyv36NuII/s1600/andoh-esmail+vafa.jpg"&gt;&lt;img alt="" border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5535685880755152306" src="http://1.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TNK0-q6OZbI/AAAAAAAALEg/LQZyv36NuII/s320/andoh-esmail+vafa.jpg" style="cursor: hand; float: left; height: 320px; margin: 0px 10px 10px 0px; width: 241px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: red; font-size: 180%;"&gt;مگر راهی جز مردن؟&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #3366ff;"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;بر سر بحر فنا منتظریم ای ساقی&lt;br /&gt;فرصتی دان که زلب تا به دهان این همه نیست&lt;br /&gt;حافظ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red; font-family: Times New Roman; font-size: 130%;"&gt;_____________________&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: #3366ff;"&gt;تابلوی ضمیمه(اندوه) از نویسنده تاریخ طراخی 1370.بغداد &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: #3366ff;"&gt;_____________________&lt;/span&gt;نخست به سه نکته ظاهرا بیربط به هم توجه کنید بعد ارتباطشان را خواهید دانست.&lt;br /&gt;نکته نخست این که:&lt;br /&gt;هیچ اپوزیسیون واقعی و حتی خیالی و نیز هیچ آلترناتیو واقعی و باز هم حتی خیالی رژیم خونخوار و پلیدملایان را با تمام محاسن و عیوبشان، چه در داخل و چه در خارج ایران اگر بدتر از خود ملایان نباشند، نباید آزرد، نباید به آنها گیر داد و خسته و ملولشان کرد و نباید مزاحمشان شد، چون دشمن اصلی، اپوزیسیونها و آلترناتیوها نیستند که دشمن ملا و حکومتش است و بس. و نیز باید به آنها به اندازه قدر و مرتبت حقیقی اشان احترام گذاشت، دوستشان داشت، کمکشان کرد ودر کنارشان بود. و محاسنشان را یاد کرد و در شادیشان تهنیت و در غمشان تسلیت گفت.&lt;br /&gt;نکته دوم اینکه:&lt;br /&gt;پیامبر صلح عیسا ( خودش را منظورم است فقط) فرموده است .انسان تنها به نان زنده نیست و از قاتلان جسم مترسید(نقل به مضمون است)&lt;br /&gt;نکته سوم این که:&lt;br /&gt;مرگ، هم حتمی است و هم قانون طبیعت است و با بینش مذهبی خواست خداست،من الله و الی الله و الیه راجعون، نمی شود از مرگ به هیچ وجه من الوجوه فرار کرد.عمر نوح را هم که داشته باشیم میمیریم و بقول خیام با هفت هزار سالگان همسفر میشویم.مرگ ما با ما زاده میشود و با ما تا همه جا می آید و همه میمیرند. روزی تعادل طبیعی جسم به هم میخورد و حضرت بویحیا (یعنی پدر زندگی که از القاب عزرائیل است ) می آید.&lt;br /&gt;این از سه نکته ابتدا اما:&lt;br /&gt;در ظرف ماه گذشته مرگ بارها ضربات خودش را به پناهندگان سیاسی زد. تعداد زیاد بود و ستار لقائی، عصمت کوشالی،مرضیه ، فرهاد اسلامی و ابراهیم آل اسحاق از این زمره بودند. ستار نویسنده بود و بهائی وشریف و آزاده، مادر کوشالی هشتاد و اندی سال داشت و مسلمان و مادر چندین شهید مجاهد بود، مرضیه هشتاد و پنج ساله و عضو شورا و سر در حلقه ارادت بقول خودش حضرت شاه یعنی شاه نعمت الله ولی داشت و درویش و عارف بود، فرهاد اسلامی پیرو راه مصلح و نویسنده نامدار وصاف و صادق دکتر شریعتی بود و پنجاه و چهار ساله. ابراهیم آل اسحاق سالها مجاهد و عضو شورا بود و در سالهای آخر فقط پناهنده سیاسی و درگیر با یک بیماری مهلک که سر انجام در سن پنجاه و نه سالگی خاموش شد. برادرش محسن را در تهران به رگبار بستند ودو یا سه برادرش در میان مجاهدین و بعنوان مجاهد جان باختند و خودش سالها روزی شانزده ساعت جنگید و رزمید و سر انجام این چنین رفت. در ماه گذشته مطمئنا در غربت جهان شمع حیات بسا پناهندگان دیگر هم خاموش شده است که ما بی خبریم. اینان از لحاظ سن و طرز تفکر بسیار متفاوت بودند ولی وجه مشترکشان این بود که همه در زمره جمعیت عظیم ایرانیان پناهنده و مهاجر از ستم ملایان و دوستدار آزادی وطن و مردم بودند. اینان برخی در سن طبیعی رفتند و برخی زود و ماجرا ادامه دارد.&lt;br /&gt;نوشتم که مرگ حق است ولی برای توضیح بروم سر نکته اول و حرف مسیح. مسیح فرموده است انسان تنها به نان زنده نیست و من در ذهنم تداعی میشود که پناهنده اگر سیاسی باشد تنها به نان و سر پناه و کار و زن و شوهر و بچه زنده نیست و من پناهنده سیاسی نمی توانم هر روز صبح نان و پنیری بخورم صبح کار کنم عصرها و غروبها در تلخ ترین خیابانهای غربت پرسه بزنم و شب برای هزارمین بار به نی کسائی و تار طاهر زاده گوش دهم و به ایران بیندیشم و نیمه شبها تا صبح خوابهای شگفت ببینم و یاران کشته و رفیقان رفته ام را نظاره کنم و نیمه شب از خواب برخیزم و به روزگار بیندیشم.&lt;br /&gt;سئوال میکنم که ما اینجا چه میکنیم؟ چرا اینجا آمده ایم؟ چرا این همه غربت سی ساله ؟ چرا این همه رنج و درد؟ آیا در این پهنه و در این افق پیش از انکه بمیریم زندگی مان اساسا معنائی حقیقی و نه فرمایشی دارد؟ آیا ما بعنوان کسانی که به سودای آزاد ی ملک و ملت از از زندان و زنجیر شاه عبور کردیم و سر فرود نیاوردیم و پس از آن علیه پست ترین و جری ترین دشمنان مردم، پا به میدان مبارزه نهادیم و تمام هست و نیست و نقد حیاتمان را به آتش و توفان سپردیم و به آتش و توفان سپردند و حتی انگشتر ازدواج خود و همسرمان را دادیم تا از بهای آن هیمه برافروختن مبارزه مهیا شود، و هر رنج و تهدید و گاه تحقیری را به یمن طاق ابروی ملت ایران و سودای آزادی تحمل کردیم ، واقعا پی از سی سال دوری از میهن ومردم داریم مبارزه میکنیم؟ یا صرفا بر یک تعهد انسانی و اخلاقی در بسیاری اوقات شخصی داریم پا میفشاریم و صبوری نشان می دهیم تا عمرمان به سر آید ویا در انزوا و تنهائی، یا در هیاهوی جمعیت و گلباران روانه گور شویم . اما، اگر بقول سعدی، مبارزه در این روزگار یخزده ی بستن سنگ و رها کردن سگ صرفا مقوله ای اخلاقی و خانقاهی و برای نیل به رستگاری اخروی نیست، ما (منظورم از «ما» یک مای عظیم همگانی است) چه افقی در پیش رو داریم و افق چیست؟ و چه می خواهیم بکنیم تا مرگ، این همه اندوه بر نیانگیزد و استخوانهامان در هر گوشه از این جهان در زیر خاک نشان زندگی و تلاش یک ملت برای آزادی باشد.&lt;br /&gt;حال میروم بر سر نکته نخست. نکته نخست که باز هم بر آن تاکید موکد میکنم این بود : که هیچ اپوزیسیون واقعی و حتی خیالی! و نیز هیچ آلترناتیو واقعی و باز هم حتی خیالی رژیم ملایان را با تمام محاسن و عیوبشان، اگر بدتر از خود ملایان نباشند، نباید آزرد، نباید به آنها گیر داد و خسته و ملولشان کرد و نباید مزاحمشان شد چون دشمن اصلی ملا و حکومتش است و بس. این را باز هم تاکید میکنم و امیدوارم ناباوران هم بتوانند این را باور کنند ولی اضافه میکنم:&lt;br /&gt;مزاحم نباید شد ولی از آنجا که هر اپوزیسیون و آلترناتیو حرف از سر نگونی و مبارزه می زند و در این مسیر طبعا از خانمان و پول و جان و تمام امکانات افراد استفاده کرده و میکند آیا نمیشود این سئوال را پیش رو گذاشت و محترمانه و دوستانه و دردمندانه پرسید:&lt;br /&gt;ما افراد به تبع فرد، حال یا پناهنده بی کرسی و نشان سیاسی، و یا شاعر و نویسنده، و یا کارگر و کارمند و وکیل و مهندس و دکتر و هر چیز دیگر، آیا حق نداریم در هراس واقعی از مرگ معمولی و گاه بی معنی در غربت و سنگینی ماهها و سالها را بر استخوان کشیدن سئوال کنیم که فارغ از هیا های معمول و تکراری بواقع بی حاصل و خسته کننده( در مقابل رژیم خون آشامی که برای بیست سال آینده اش ومکیدن و مزیدن مغز استخوانهای نسل آینده دارد برنامه می ریزد و چنگ و دندان تیز میکند و دستگاه دست و پا بریدن و به دار کشیدنش بی وقفه دارد کار میکند) افق کدامست؟ و برنامه چیست؟ چه میخواهید بکنید؟ در برابر افق خونین رژیمی که می درد و میکشد و ملتی که در داخل به طور واقعی دارد رنج میکشد و می جنگد و متاسفانه بسیاری از خبرهایش در خارج کشور منعکس نمیشود افق کدامست؟&lt;br /&gt;می شود درغار مقدس اصحاب کهف بسر برد و جهان خارج از ذهن و شرایط اجتماعی را نفی کرد و قفسی تاریک از ایده ها و خیالات شگفت، و از سر استیصال و درماندگی و هر دلیل دیگر، دورا دور خود دیوار کشید و از واقعیت گریخت و می شود شجاعانه و شرافتمندانه واقعیت را شناخت ویا اعلام کرد راهی و ماهی نیست و یا به طور واقعی راهی باریک یا شاهراهی گشاده پیدا کرد و آن را اعلام کرد و روح حیات و مبارزه را در این سردستان و سنگستان غربت زنده کرد. ایا این امکان دارد یا ندارد؟ اگر دارد خوشا بحال همه و در این میان، باد و نسیم و هوای تازه، اندوه سنگین سفر از مرضیه تا ابراهیم را خواهد برد و اگر جز این باشد خودمان را گول نزنیم تکرار میکنم خودمان را گول نزنیم و گول نزنیم، زمان میگذرد و مگر در این بی افقی و ارائه نکردن افقی حقیقی که حتما میتواند وجود داشته باشد و بدون احتیاج به اختراع میشود آن را کشف کرد، راهی جز مردن و افقی جز مردن حال چه با تابوتی سنگین از گلها و طبل و شیپور یا تابوتی که تنها ماموران شهرداری آن را روانه گوری گمنام میکنند چه چیزی در پیش روست. بگذارید علیرغم زهر خند دستار بندان و دوستاقبانان و جلادان حرام لقمه حاکم و خونخوار حاکم که پس از قتل سه چهار برادر آل اسحاق برای او وقیحانه طلب مغفرت میکنند، رک و تلخ و سرشار از محبت ، بگویم: اگر بخود نیائیم و شجاعت رویاروئی باشرایط و حقیقت خارج کشور را نداشته باشیم و طرح نوینی در نیاندازیم، یکایک خواهیم مرد و سرگذشت ما نه باعث افتخار آیندگان بلکه تجربه ای بسیار تلخ خواهد شد که تها به کار عبرت گرفتن خواهد امد و خدا نکند که چنین باشد که این سرنوشت نه خدا را خوش می اید و نه ملتی را که ما پناهندگان رنج کشیده دور از او هستیم.&lt;br /&gt;چهارم نوامبر 2010 میلادی &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-5574407262273815160?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/5574407262273815160/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=5574407262273815160&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/5574407262273815160'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/5574407262273815160'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title='مگر راهی جز مردن. اسماعیل وفا یغمایی'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TNK0-q6OZbI/AAAAAAAALEg/LQZyv36NuII/s72-c/andoh-esmail+vafa.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-6327873552821945560</id><published>2010-06-24T13:16:00.000-07:00</published><updated>2012-01-15T14:49:10.751-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تنها با چه گوارا انقلاب نمیشود'/><title type='text'>تنها با چه گوارا انقلاب نمیشود!.اسماعیل وفا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TCO9cDq9hpI/AAAAAAAAKpk/oIiaOCt1xsA/s1600/MOJ.jpg"&gt;&lt;img alt="" border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5486437060786882194" src="http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TCO9cDq9hpI/AAAAAAAAKpk/oIiaOCt1xsA/s200/MOJ.jpg" style="cursor: hand; float: right; height: 142px; margin: 0px 0px 10px 10px; width: 200px;" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: red; font-size: 180%;"&gt;تنها با چه گوارا انقلاب نمیشود!&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;عرض کنم خدمت دوستان که: یاداشت قبلی من، «هیولا تنهاست!» و تذکر اینکه اعتراض خوانندگانی چون آقایان شماعی زاده و ستار و خانم شیفته نشانی تنهایی هیولای فاسد و خونخوار حاکم بر ایران است ناراحتی برخی خوانندگان را باعث شده بود ودر قسمت یاداشتها تذکر داده بودند اینها فرصت طلبند،و شماعی زاده بخاطر مصادره خانه اش میخواند! ستار سلطنت طلب است و برای شهزاده فرحناز پهلوی ترانه «شازده خانم» خوانده واستادشجریان هم حتی چه و چه است! و خلاصه اکثر اینها دنبال منافع خودشانند و حالا که بوی کباب بلند شده دارند اعتراض میکنند.&lt;br /&gt;من اطلاع درستی ندارم که کی فرصت طلب است و کی نیست! ولی درست است که ستار برای فرحناز ترانه خوانده، گوگوش هم در دوران شاه در مجالس شاه رفت و آمد داشت و برخی دیگر نیز چنین بودند و دقیقا هزار نکته باریکتر زمو اینجاست.&lt;br /&gt;خیالتان را راحت کنم در دوران شاه و قبل از آن دنبال خواننده و نوازنده انقلابی و چریک نگردید!وجود نداشت! خواننده و نوازنده وقتی انقلابی باشد و چریک دیگر خواننده نیست و باید برود به انقلابی گری اش برسد و مثل ویکتور خارا و سلطانپور آماج گلوله شود و اگر منظور از انقلابی بودن مقوله نفی استثمار و وابسته بودن به طبقه کارگر و قبول دیکتاتوری پرولتاریاست باز هم وجود ندارد و بنابراین حق با شماست! در گذشته هم هر چند شاعران که صف اصلی هنرمندان قدیم را تشکیل میدادند اگر چه در اندیشه جهشهای بسیار پر تحول داشتند ولی نه معتقد به نفی استثمار پرولتری بودند ونه در زندگی روزمره انقلابی . حافظ چشم و چراغ جاوید ادب ایران جام به جام شاه شجاع میکوبید و شیخ حسن ایلکانی را مدح میکرد و سعدی بزرگ ما گذشته از اینکه هر شاهی سرنگون میشد شاه قبلی را نقد و شاه بعدی را مدح میکرد ، به طور ایدئولوژیک برای مرگ المستعصم بالله مرثیه میسرود و از نابودی خلافت عباسی به دست مغولان اشک در چشم داشت مولانای کبیرو بزرگ و بزرگوار با سلاجقه روم ارتباطاتی مشکوک!! داشت. در ازمنه جدیده ملک الشعرای بهار شاعر آزادی و سراینده ترانه «مرغ سحر» که زندان و زنجیر رضاشاه را هم تجربه کرده بود در وصف رضاشاه سروده است.&lt;br /&gt;صاحبقران شرق رضا شاه پهلوی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;شاهنشهی که سایه خلاق اکبر است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;صافی شده است طبع بهار از مدیح شاه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;آری صفای تیغ یمانی بجوهر است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;در عهد دیگران همه اغراق بود شعر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;در عهد شه ، زبان حقیقت سخنور است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;گر صد کتاب ساخته آید به مدح شاه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;چون بنگرید ، گفته ز نا گفته کمتر است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;شعری کز اعتقاد شود گفته نز طمع&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;دامانش باز بسته بدامان محشر است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;شاه جهان پهلوی نامدار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;ای ز سلاطین کیان یادگار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;خنجر برّان تو روز هنر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;هست کلید در فتح و ظفر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;روی نکوی تو در جنت است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;هر که ترا دید ز غم راحت است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;بخت تو باشد علم (درفش) کاویان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;ملک (سرزمین) تو مانندی ملک کیان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;چون پی آن بخت همایون شدی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;کاوه بدی ، باز فریدون شدی"&lt;br /&gt;عارف شاعر ملی ما که به حق ملی است. نخست در دربار شاهان قاجار اندکی سرود و بعد در جریان مشروطیت شاعر مشروطه شد و مدتی هم دنبال جمهوری خواهی رضا شاهی بود و در خاطراتش نوشته که حظی وافر برده است و کیفی بسیار کرده است وقتی در حمام عمومی بعد از تعطیل حمام به لطف حمامی محل که کلید حمام را در اختیار او قرار داده، مترس و معشوقه اش را لیف و صابون مفصلی زده است و حسابی شسته است و اندکی آزادی را تنفس کرده است. شاعر انقلابی که از اینکارها نمی کند!بلکه میرود سی سال در کوه و کمر و زندان و آوارگی میگذراند و بعد هم با هزار تا مارک روی کفن اش توسط شهرداری مملکتی ناشناس بخاک سپرده میشود تا بعدها بقیه به به و چه چه کنند و در حالی که سبیل شعرای زنده را دود میدهند برای شعرای مرده مجلس یاد بود بگذارند. ولی در هر حال عارف قزوینی ،عارف قزوینی ملت ماست. آن بنده خدا عشقی شهید هم، در تئاتر منظوم و معروفش تمام شاهنشاهان ایران را زنده نموده و از آنها برای رستاخیز ایران مدد خواسته است و نیز شب شهادتش در خانه رفیقه شفیقه ارمنی اش فکر میکنم بنام «کاترین»،گذرانده بود که صبح ماموران رضا شاه کشتندش . وضعیت ادیب ارزنده سعیدی سیرجانی نیز این چنین است که سرانجام ارتجاع خونش را ریخت. در این زمینه می توانم یک کتاب ارائه دهم و نمونه های فراوان را بنویسم ولی ضرورتی ندارد که وارد زندگی خصوصی و غیر انقلابی افراد بشویم.همین قدر بگویم سر و کله شاعر و هنرمند انقلابی بمعنی امروزی از بعد از انقلاب اکتبر پیدا شد و توسط سوسیالیزم مهر خورد و شاعران و هنرمندان انقلابی نمودار شدند و هنر انقلابی را، مردمگرا و سوسیالیستی را تجربه و ارائه کردند و در ایران هم هنر سوسیالیستی به صورت سازمان یافته توسط حزب توده ایران حمایت شد و انتشار یافت و به دیگران به میراث رسید که در این زمینه میشود نوشت و بحث و فحص کرد که: آیا درست است هنر و هنرمند بیاید و حتی خادم انقلاب بشود یا اینکه انقلاب باید از جهان هنر بیاموزد و انقلابیون حقیقی باید به دو زانوی ادب در آستان معبد هنر بنشینند و بیاموزند تا بتوانند خودشان را بالا بکشند و جهان و انسان را حس کنند . این خودش واقعا بحثی است در خورتوجه، و تجربه انقلاب اکتبر و سایر انقلابات پیش روست و فتوای حقیر بعنوان شاعری کوچک این است که هنرمند میتواند وارد دنیای سیاست و انقلاب هم بشود ولی هنر باید فقط و فقط خادم حقیقت باشد و زیبائی و زندگی، و هیچ پالان و افساری نه انقلابی ستاره نشان و نه ارتجاعی تسبیح نشان اش را نباید بپذیرد که مایه دردسر است و تجربه ها در پشت سر است و در پیش رو و زنده یاد مائوتسه تونگ که خودش شعر هم میگفت صاف و صادق فرموده( سخنرانی در محفل ادبی ینان) هنر باید بمثابه پیچی در ماشین انقلاب به کار گرفته شود ، و در عمل نشان داد اگر هنر از پیچ و مهره بودن سر باز زند باید مثل انقلاب فرهنگی زنگوله به گوشش آویزان کرد و کلاه بوقی سرش گذاشت و وارونه سوار الاغش نمود و در خیابانها باران تف بر او بارانید.&lt;br /&gt;و اما در باره اعتراض خوانندگان یاداشت قبلی،ایکاش اگر منش و روش چه گوارا و راه و رسم او در ایران کنونی طرفدار داشت، چه گوارائی ایرانی تبار با ارتش مکمل یراق انقلابی و مردمی بیشمار و تانک و توپ و مهمتر از همه پایه های اجتماعی مشروع و گسترده و واقعی و نه پوشالی و خیالی وجود داشت ودر یک صبح فرخنده در میان هلهله ملت رژیم متعفن ملایان خونخوار حرام لقمه را سرنگون میکرد ورویاهایش را تحقق میبخشید وفرخ لقای خالدار و امیر ارسلان نامدار را در پایان حکایت به حجله مراد میفرستادو البته از ظهور یک دیکتاتوری تک پایه یعنی یک سلطنت سوسیالیستی و رهبر ابد مدت هم مثل صدام و کاسترو و استالین هم جلوگیری مینمود.&lt;br /&gt;چنین چیزی وجود ندارد یا اگر هست بنده خبر ندارم و «غولهای بسیجی قلعه سنگباران» و « افراسیاب وفولاد زره دیو ولایت فقیه» در غیاب رستم و امیر ارسلان نامدار در خیابان گلوله در قلب تهمینه و رودابه و فرخ لقای میهن مینشانند و در زندان او را مورد تجاوز قرار میدهند. رستمی وامیر ارسلانی در کار نیست ولی بطور واقعی یک چیز دیگری پارسال سر و کله خودش را نشان داد و آنهم جنبش امیر ارسلانانه و رستمانه مردم بود که رنگش هم سبز است.&lt;br /&gt;این جنبش، «مردم را در یک طرف خط» و «حکومت را در یک طرف خط» قرار داد. این جنبش در قسمت مردم، کشته و زخمی و زندانی اش را هم داد و میدهد.هر روز دارد میدهد باید چشمها را باز کرد و دید وحسادت نکرد. این ملت دارد به شیوه و سیاق خودش میرزمد. این موجابهای گسترده و عمیق و این دریای سرگردان بی بستر پس از تلاطمها و سر گردانیهای سی ساله، سرانجام مسیر و بستر خود را بطور تاریخی و طبیعی پیدا کرده و بر روی این بستر واقعی دارد میخروشد و حرکت میکند.&lt;br /&gt;در سی سال گذشته از دعوای جناحها فراوان گفته شده است و روی آن سر مایه گذاری های فراوان شد تا مثل داستان « دو نفر دزد خری دزدیدند» چیزی هم نصیب شود! ولی پارسال پس از دعوای سی ساله جناحها واقعیتی اتفاق افتاد که هم رژیم از داخل بطور وحشتناکی شقه شده و هم به حول و قوه الهی یک مرتبه ، مثل سو کاشمر و مثل ماه نیمه شب کویرهای ایران، سر و کله پر شکوه و شیرانه ملتی پیدا شده که البته در نقطه رهبری فعلی، جناحی که تا چندی قبل و در سی سال گذشته از زمره حکومتیان بودند و با امام خمینی و امام خامنه ای چائی میخوردند و صفا میکردند، به کاکل و سر زلف این ملت چسبیده اند. این هم اقعی است! و چه خوشمان بیاید و یا نیاید واقعی است چون واقعی است دیگر و هیچ تحلیل صد من یک غازی نمیتواند این واقعیت را نفی کند. اما توجه داشته باشیم مساله اصلی ملت است که دو ریالی همه را از جمله این جناح بر شوریده بر ابوی را انداخته است.&lt;br /&gt;این غول زیبا یعنی ملت، بر علیه هیولا برخاسته است و به همین دلیل ما شاهدیم طیفی که یک سرش را آقایان موسوی و کروبی و موسوی تبریزی و هادی غفاری و صانعی و دستغیب و دهها نفر از رجال سابق این رژیم از فیلسوف انقلاب فرهنگی و بستن دانشگاهها، مثل عبدالکریم سروش تا سپاهی و بسیجی ای مانند آقایان گنجی وسازگارا و محسن رضائی تشکیل میدهند وادامه اش را جماعت عظیمی چون هنرمند ارجمند شجریان و آقای ناظری و نیز گوگوش و ستار و شماعی زاده و دهها نفر دیگر، به میدان آمده اند. کجای این بد است؟. بد که نیست عالی است و خداوند مدد کند که هر چه بیشتر بمیدان آیند و بر تنهائی و انزوای هیولای حاکم بر ایران بیفزایند. گذشته شان فعلا هر چه میخواهد باشد که هرکس بخاطر دردی و انگیزه ای خاص بمیدان آمده ولی در کنار ملت و علیه هیولاست. بعدها میشود انشالله تعالی وقتی هوا مقداری روشن شد در یک فضای دموکراتیک، گذشته ها را با عدل و انصاف داوری کرد و با اتکا به نقطه کنونی شان رای مردم را خواستار شد.&lt;br /&gt;ماجرائی از دوران جنگ ویتنام را که در جائی خوانده ام در خاطرم مانده که بازگو کردنش بد نیست.&lt;br /&gt;در دوران جنگ ویتنام کلبه کشاورزی میانسال گاهگاهی محل اتراق رزمندگان ویت کنگ بود. کشاورز با سه گاوش مزرعه کوچکی داشت و در آنجا به کشت وکار مشغول بود. گاهی که چریکها از او می خواستند به صورت حرفه ای به جنبش بپیوندد قبول نمی کرد. یکی دو سالی گذشت تا اینکه نیم شبی نگهبان پایگاهی از پایگاههای چریکهای ویت کنگ متوجه شد شخصی به طرف پایگاه می آید. وقتی نزدیک شد او را شناخت. همان کشاورز بود و آمده بود به جنبش بپیوندد. فرمانده چریکها که او را میشناخت وقتی علت را از او پرسید جواب شنید آمریکائیها در بمبارانی موجب مرگ سه گاو او شده بودند و او دیگر امکان کار ندارد.&lt;br /&gt;راز داستان این است که مردم آرمانگرا نیستند بلکه واقعگرا هستند و هر کدام با انگیزه ای بسوی انقلاب می ایند. مردم معمولا از انقلاب خوششان نمی اید و می خواهند زندگیشان را بکنند اما اگر روزی به خیابان آمدند بر نمی گردند که دلیلشان نه آرمانی بلکه واقعی است و میجنگند تا بجائی برسند. آن مرد روستائی بخاطر گاوهایش و آقای شماعی زاده بقول شما بخاطر خانه اش. خب ماجرا همین است دیگر!. همه که چه گوارا نیستند و با یک یا ده یا صد چه گوارا انقلاب نمیشود. برای مبارزه با نظامی که چند صد هزار بسیجی و بیش از صد هزار پاسدار دارد وبوروکراسی خودش را ساخته و هفتاد هزا آقا زاده اش دارند در خرج تحصیلات عالیه می کنند و همه چیز در چنگ اوست تمام یک ملت در داخل و خارج باید بمیدان بیاید و گرنه خیالتان راحت باشد نمیشود مبارزه کرد وتحول ایجاد کرد و فقط باید حرف زد و زمان سوزاند و چشم به راههای بی غبار دوخت و یا دست آخر باید دنبال قسمتهای تحتانی اجانب دوید تا مثلا بیایند و آزادی را چنانکه در افغانستان و عراق برای ما هم تنقیه و شیاف بفرمایند و تراژدیهائی ایجاد کنند که مردم به وضع سابق غبطه بخورند . بجز این باید توجه کنیم ایران در حا عبور از یک دهلیز بسیار خطرناک است. برای «دموکراسی و آزادی»، و نیز برای حفظ «وحدت ملی» و «تمامیت ارضی» ایران که میراثی ملی و دو هزار و چند صد ساله ومتعلق به همه مردم ایران است و بسیار مهم تر از خواستها و بودن یا نبودن یا پیروز شدن یا نشدن فلان یا بهمان رهبر است، فقط و فقط وفقط باید مردم و اکثریت مردم برخیزند و در کنار هم بایستند و مبارزه کنند تا ایران و ملت ایران از این دهلیز خطرناک بگذرد . در این گذرگاه هولناک که همه چیز یک ملت و میهن در معرض خطر قرار دارد سکتاریسم خودخواهانه و آوانتوریسم ابلهانه سیاسی و ایدئولوژیک ، ماجراجوئی های بی پر و پایه و خطرناک و دنبال قسمتهای تحتانی اجانب دویدن خیانتی آشکار و روشن وبسیار کثیف به ملت و میهن است. میدانم در پایان شما بازهم نگران آقایان موسوی و کروبی و... هستید که برخی از آنها منجمله دادستانهای سابق رژیم اگر به خواب فقیر هم بیایند موجب زهره ترک شدن میشوند!. با این همه برای اطمینان خاطر باز هم تاکید میکنم: من فکر میکنم عجالتا در داخل کشور دو جناح وجود دارد. یک جناح جناح حاکمیت است و جناح برابر جناح اکثریت مردم ایرانند و آقایان و خانمهای فوق الذکر در عمق قضیه عجالتا به این جناح پیوسته اند یا آویزانند. تا موقعی که در این جناحند با تمام گذشته ای که دارند مشروعند. در این شک نکنیم. والبته مشروعیت چیزی جاودانه نیست، خیلی ها سالها مشروعیت داشتند و حالا ندارند و مشروعیت که فره ایزدی نیست که تا ابد پایدار باشد. مشروعیت با کارکردهای سیاسی و اجتماعی در رابطه با منافع مردم و پایگاه اجتماعی واقعی ارتباط دارد و نه خدا و پیغمبر. اینان اگر روزی از جناح مردم جدا شدند یا در مقابلش ایستادند وضعیت دیگری در پیش رو خواهد بود لباس مشروعیت از تنشان خلع خواهد شد و جامه ننکین سازش و خیانت را خواهند پوشید. در آن هنگام مردم ایران و خواستهاشان باز هم وجود خواهد داشت و ما نیز می توانیم موضع دیگری اتخاذ کنیم&lt;br /&gt;بیست و سوم ژوئن دو هزار و ده &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-6327873552821945560?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/6327873552821945560/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=6327873552821945560&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/6327873552821945560'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/6327873552821945560'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2010/06/blog-post_24.html' title='تنها با چه گوارا انقلاب نمیشود!.اسماعیل وفا'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TCO9cDq9hpI/AAAAAAAAKpk/oIiaOCt1xsA/s72-c/MOJ.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-88226591403424969</id><published>2010-06-24T13:03:00.000-07:00</published><updated>2012-01-15T14:49:34.590-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='راز یک ترانه وهیولا تنهاست.اسماعیل وفا'/><title type='text'>راز یک ترانه وهیولا تنهاست.اسماعیل وفا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TCO63UV6PqI/AAAAAAAAKpM/0-6ZfUXuE5Y/s1600/MOJ.jpg"&gt;&lt;img alt="" border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5486434230583574178" src="http://1.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TCO63UV6PqI/AAAAAAAAKpM/0-6ZfUXuE5Y/s200/MOJ.jpg" style="cursor: hand; float: right; height: 142px; margin: 0px 0px 10px 10px; width: 200px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color: red; font-size: 180%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="color: red; font-size: 180%;"&gt;راز یک ترانه وهیولا تنهاست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;اسماعیل وفا یغمایی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;عرض کنم خدمت دوستان که: در هنگامه دندان تیز کردن و بسیج تمام عیار رژیم در وحشت از مردم ایران، و در هنگامی که آقایان کروبی و موسوی در هراس از خونریزی( انگار این حکومت در شرایط غیر تظاهرات آرام مینشیند و خون نمیریزد و این سی و چند سال منجمله در دوران وزارت آقایان موسوی و هاشمی و خاتمی که هر سه هم بحمدالله سبزند آن مایعاتی که از پیکر هزاران کشته بر خاک ریخته خون نبوده و آب بوده است!) و در حول و حوشی که حاکمان همین دیروز 900 نفر را که 300 تایشان زنان بودند دستگیر و روانه زندان کردند، رفیقی برای من فیلم ترانه جدیدی از سه خواننده یعنی ستار و شماعی زاده و شیفته را فرستاده و نوشته بود گوش کنم.&lt;br /&gt;فقیر بیشتر موزیک خالص گوش میکنم، بدون صدای آدمیزاد،انتخابهای اول من هم شوپن است یا باخ و کسائی و جلیل شهناز و یاحقی و اگر بخواهم صدای آدمیزاده را بشنوم میروم سراغ قدیمیها و کلاسیکها مثل خوانساری و بنان وقوامی و مرضیه و بهبود اف. موزیک جدید ما اگر این کثافات حاکم نازل نشده بودند می توانست به مدد بزرگانی چون ویگن ، و امثال داریوش و گوگوش و منجمله ستار و شماعی زاده و بسیاری دیگر راه به مقصد درستی ببرد ولی با ظهور جمهوری ملا ، موزیک جدید در داخل کشور به نظر من در بخشی، سر از روضه خوانی مدرن در آورد و در خارج سر ازموزیک معروف به لوس آنجلسی که شکل و محتوایش آزار دهنده است و گوش دادنش توهین است به گوش و شعور و عاطفه و اخلاق، و برادر دو قلوی همان روضه خوانی مدرن است با این تفاوت که آن یکی مذهبی است و این لامذهب، اما با تمام اینها نشستم و ترانه سه صدائی را گوش کردم. دو باره و سه باره. نه بخاطر سطح بالا یا پائین اش! بلکه بخاطر اینکه این سه خواننده در میان مردمشان ایستاده اند و برای آنها و از درد آنها می خوانند. این سه خواننده نه انقلابی اند و نه ادعایش را دارند ولی در امواج این یکی دوساله و در کنارتمام شورها ی بپا شده منجمله دیدیم که خوانندگان و هنرمندان مملکت ما از شجریان و ناظری و گوگوش گرفته تا شماعی زاده و ستار و شیفته و دهها تن دیگر برای مردم و آزادی و میهن شان و لااجرم علیه حکومت ملایان خواندند و میخوانند. تا یکسال قبل چنین چیزی سابقه نداشت و از یکسال قبل تا حالا شاهد بسیاری چیزها و منجمله این نوع کارها هستیم. نمی خواهم زیاد بنویسم و چیزهائی را که میدانید تکرار کنم ولی میخواهم بگویم بعد از آن خط کشی پارسال میان مردم و حکومت نورافکنی روشن شد و صحنه را منور کرد که نشان داد و همه دیدند و باور کردند هیولا تنهاست. بد جوری تنهاست. البته بسیجی و شکنجه گر و جلاد و توپ و تانک و ماشین و موتور و چماق و پول وخیلی چیزهای دیگر دارد. بیش از آنهائی که ما فکر میکنیم دارد ولی بد جوری تنهاست و خودش هم می داند تنهاست و تنهائی یک رژیم با خودش یعنی این که پوسیده و بوی گندش بلند شده است و فقط می تواند با سرکوب ادامه دهد، اما تا کی و چه اندازه؟ بخصوص که این تنهائی معنای دیگرش این است ملت و مردم دارند یکی میشوند و اتمها و ملکولهایشان دارد مثل اتمها و ملکولهای پیش از انفجار بیگ بنگ بهم میچسبد و هم جهت میشود و بعدش بالاخره انفجار خواهد بود. یعنی با این رژیم جبری جز انفجاروجود ندارد. من نمیدانم رهبر و ولی فقیه چه فکر میکند ولی میدانم دارد اشتباه تمام دیکتاتورها را مرتکب میشود یعنی اینکه فکر میکند :میشود نه تنها بطور کوتاه مدت به سر نیزه تکیه داد، بلکه امکان این هست که در دراز مدت روی سرنیزه نشست! و حکومت کرد. رهبر اگر برود و ازسرنوشت بخصوص قسمتهای پائینی دیکتاتورهائی که روی سر نیزه نشستند عبرت بگیرد شایدطور دیگری عمل کند و اگر به ترانه ساده ستار و شماعی زاده و شیفته گوش کندشاید بفهمد که تنهاست و این مردمند که می آیند و می خوانند و سرانجام روزی یا شبی دسته جمعی در رزم سرنوشت می جنگند وآنگاه فرو رفتن سر نیزه و نعره پایانی دیکتاتوری دیگرو قهقهه رندانه شادروان ایرج میرزا از جهان مینوی که: گوئی که فرو رفت بر او نیشتر از من...&lt;br /&gt;_____________________--&lt;br /&gt;لینک ترانه مربوطه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.google.fr/url?sa=t&amp;amp;source=web&amp;amp;cd=1&amp;amp;ved=0CBEQtwIwAA&amp;amp;url=http%3A%2F%2Fwww.youtube.com%2Fwatch%3Fv%3DmRGrG_kjOys&amp;amp;rct=j&amp;amp;q=%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C+%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87+%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1+%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87&amp;amp;ei=yO4UTOQgge7TBLGa3YIK&amp;amp;usg=AFQjCNFx_Ckow6LLiBpLw7k6qqXUipClSA"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;mardom SHamaizadeh Sattar Shifteh مردم شماعی زاده ستار شیفته&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-88226591403424969?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/88226591403424969/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=88226591403424969&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/88226591403424969'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/88226591403424969'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='راز یک ترانه وهیولا تنهاست.اسماعیل وفا'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/TCO63UV6PqI/AAAAAAAAKpM/0-6ZfUXuE5Y/s72-c/MOJ.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-7171611379655527795</id><published>2009-12-07T01:23:00.000-08:00</published><updated>2009-12-07T01:29:29.309-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مردم همیشه  و جاویدان مردم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از زمان های گذشته  در تاریخ&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تا حال در هر کوچه و خیابان و شهر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ایران همیشه وجاودانه ایران است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از سلسله کوههای البرز&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تا موجهای دریای عمان و خلیج فارس&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-7171611379655527795?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/7171611379655527795/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=7171611379655527795&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/7171611379655527795'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/7171611379655527795'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title=''/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-3108722079066472312</id><published>2008-12-21T14:53:00.001-08:00</published><updated>2012-01-15T14:51:59.229-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یاداشتک سی و ششم در باره یهودی بودن کورش و ماجرای فارسستان و ترکستان'/><title type='text'>یاداشتکها. یاداشتک سی و ششم. اسماعیل وفا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SU7J_9Od_HI/AAAAAAAAFYI/lPCjF5okKwE/s1600-h/zzk.jpg"&gt;&lt;img alt="" border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5282381513556360306" src="http://1.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SU7J_9Od_HI/AAAAAAAAFYI/lPCjF5okKwE/s400/zzk.jpg" style="cursor: hand; float: left; height: 142px; margin: 0px 10px 10px 0px; width: 200px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SU7JA933HQI/AAAAAAAAFYA/snOEiOeYqIY/s1600-h/zzk.jpg"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #000099; font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color: #000099;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;اداشتکها&lt;br /&gt;اسماعیل وفا یغمائی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #000099; font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;یاداشتک سی و ششم در باره یهودی بودن کورش و ماجرای فارسستان و ترکستان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;عرض کنم خدمت دوستان که از میان نامه هائی که توسط میل به دست من میرسد و متاسفانه نمیتوانم به دلیل فراونی میلها و مشغله فراوان به تمام آنها جواب بدهم دو نامه را بدک نمیدانم مطرح کنم. در یکی از نامه ها دوست عزیزی با معرفی مقداری فیلم و سند روی اینترنت و یوتوب ، نگران یهودی دانستن کورش وتوهین به تاریخ گذشته و تحلیل و تفسیرهای مورخی است که تفسیر خاصی از تاریخ ایران دارد. دوست گرامی منجمله این لینک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=VXrgNTzcwbk" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: red; font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;http://www.youtube.com/watch?v=VXrgNTzcwbk&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;&lt;br /&gt;را فرستاده است و در کل نظر مرا خواسته است.در باره نظرات این تاریخنگار یعنی آقای پور پیرار که فی الواقع نظراتشان منحصر به فرد است و نمونه ای در میان تاریخنگاران داخلی و خارجی ندارد نظر من به عنوان یک پزوهشگر تاریخ ایران این است که ایشان تلاش می کنند واقعیت تاریخی را بر تحلیل خودشان منطبق کنند و واقعیت تاریخ ایران در باره کورش و سلسله هخامنشی این نیست که ایشان می گویند. توجه داشته باشیم که سالیان دراز بخش نخست تاریخ ایران به یمن اسلام عزیز و نگاه آخوندی، تاریخی مطرود و نجس بود و تاریخ ایران از حمله اعراب به بعد مشروعیت داشت و با توجه به موج یهودی ستیزی آخوندها که از بنیادگذارانش هم ایه الله خلخالی معروف بود و هم او هم بود که نغمه یهودی بودن کورش را ساز کرد،فکر می کنم یهودی خواندن کورش و سلسله هخامنشی و در کل نیمی از تاریخ سه هزار ساله ایران توسط یک تاریخنگار، گزک بدی نباشد تا یک عده از اسلام پناهان را مجددا شاد کند.در هر حال برای شناخت نظرات اقای پور پیرار باید رفت و آثارشان را خواند و راجع به تئوریهایشان فکر کرد. در روی ویکپدیا نیز اطلاعاتی زیر کلمات پور پیرار در باره ایشان هست که می شود دید از جمله &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B1"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;ناصر پورپیرار - ویکیپدیا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt; .نامه بعدی نامه مفصل هموطنی است که آدرس مقدار زیادی سایتهای مختلف را داده است که در آنها فارسها را دشمن ترکها و بخش اعظم ایران را ترک نشین دانسته و اعتقاد دارند مناطق بی آب و علف که فارسستان نام دارد متعلق به فارسهاست و خلاصه باید ایران تقسیم شود و تکلیف فارسها روشن شود واز این حرفها. خدمت این دوست عزیز می گویم جای نگرانی نیست و می توانید به این حضرات بگوئید لطفا ایران را تجزیه نکنید بلکه این قسمتهای بی آب و علف فارسستان را هم به قسمتهای آب و علف دار ترکستان خودتان ملحق کنید و بگذارید مثل سه هزار سال گذشته این مملکت تمامیت ارضی خودش را داشته باشد و ما فارسهای اشغالگردر همان بیابانهای بی آب و علف در خدمت و جزو ابواب جمعی شما ترکها و مستعمره ترکستان شما باشیم اما از این لطیفه گذشته به طور فشرده چند نکته را خدمت شما عرض می کنم.&lt;br /&gt;یک: اول از همه نگران نباشید بگذارید شر آخوندها کنده شود خود ترکها و آذریها قبل از فارسها و لرها و کردها و بلوچها و...جواب این حضرات را خواهند داد اگر باور ندارید تاریخ ایران را بخوانید نمونه هائی که آذربایجان دز بلند مدافع تمامیت ارضی ایران بوده فراوانست و نام ستار و باقر همانقدر که در آذربایجان میدرخشد در تمام ایران رخشان است.و یادتان نرود وقتی چهارتا شیخ شکم گنده ساحل نشین خلیج فارس را خلیج عربی خواندند تظاهرات تبریز عظیم ترین تظاهرات در دفاع از نام تاریخی و حقیقی خلیج فارس بود یعنی همت ترکها از فارسها در دفاع از انطرف ایران بیشتر بود&lt;br /&gt;دوم اینکه: تاریخ ایران از دو سال و دهسال و صد سال قبل شروع نشده. ملیتهای حقیقی ایرانی که مجموعا شخصیت حقوقی بین مللی ایرانیان را در صخنه جهان نمایندگی می کنند بیش از دو هزار و پانصد سال است که در کنار هم زیسته اند و مطمئن باشید از جمله ناتوانیهای افرادی که ایران را به ترکستان و فارسستان و امثالهم تقسیم می کنند بیسوادی آنها هم هست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;سوم اینکه منجمله از بیسوادیهای وحشتناک آنها این است که نمی دانند پس از سقوط ساسانیان بجز سلسله های آل زیار و آل بویه، صفاریان، زندیه و پهلوی و شاید یکی دو سلسله کوچک دیگر که شمالی و سیستانی و لر و شمالی بودند تمام حکمرانان جبار و خوریزی که هم تسمه از گرده فارس و هم ترک و هم لر و بلوچ و غیره کشیدند نه فارس و اهل فارسستان بلکه صد در صد ترک نژاد بودند، از سامانیان شروع کنیم و برویم به غزنویان و سلجوقیان و خوارزمشاهیان و مغولان و تیموریان و صفویان و آق قویونلو و قره قوینلو و مظفریان و چندین و چند سلسله دیگر و تا قاجارها که بر ایران و اکثرا با سرکوب و جباریت و خشونت حکم راندند ترک بودند و بر خلاف نظر اقایان و خانمهای بیسواد و تجزیه طلب این فارسها یا کردها یا لرها و توده های ترک و آذری نبودند که ستم کردند بلکه قبایل جنگاور و خشن ترک اکثرا صحرا نشین و ایلیاتی بودند که حدود ده دوازده قرن از تاریخ ایران را به خون و ستم اغشتند و حالا احتمالا نوادگان همانها با نقاب مظلومیت بر چهره نقش طلبکار را گرفته اند .در ضمن اگر دعوا بر سر نزاد و زبان است الان هم بجز حضرت ولی فقیه که ترک نژاد است اگر سر شماری کنید تعداد نمایندگان و ملاهای ترکی که پدر همه را در آورده اند از فارسها بیشتر است توجه داشته باشید که خلخالی جلاد و اردبیلی قاضی القضات و موسوی تبریزی و دهها جلاد دیگر که خون صدها فرزند رشید فارس و ترک را بر زمین ریختند فارس نبودند پس بهتر است از نظاد بگذریم و به چیز مهم تری بپردازیم. حرف من این است بروید و تاریخ ایران را بشناسید و مقداری خجالت بکشید و حرف اخر اینکه مشکل ایران مشکل ترک و فارس نیست مشکل ترک و فارس و تمام اقوام ایرانی مشکل دیکتاتوری است و نبودن دموکراسی و در حال حاضر وجود حکومت آخوندی ،اگر درد وطن دارید برای حل این مشکل آستین بالا بزنید و گرنه در حالیکه در اروپا دارند مرزهایشان را بر می دارند و متحد میشوند در ایران سودای قطعه قطعه کردن این سرزمین را در اندیشه های تاریک نپرورید . مطمئن باشید درد دیکتاتوری است و ترک و فارس و کرد و لر و ترکمن و... این سر زمین قرنهاست که ایرانی اند و ایرانی خواهند ماند.برویم و با دفاع از آزادی ایرانیت مظلوم را که سقف تاریخی همه ماست یاری برسانیم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-3108722079066472312?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/3108722079066472312/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=3108722079066472312&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/3108722079066472312'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/3108722079066472312'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2008/12/blog-post_21.html' title='یاداشتکها. یاداشتک سی و ششم. اسماعیل وفا'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SU7J_9Od_HI/AAAAAAAAFYI/lPCjF5okKwE/s72-c/zzk.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-9109341988599020159</id><published>2008-12-05T16:14:00.000-08:00</published><updated>2012-01-15T14:52:34.998-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تبریکات و تهنیتها و نیز تاملات و تدبرات پس از اینها'/><title type='text'>اسماعیل وفا. یادشتک سی و پنجم. تبریکات و تاملات</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/STnD7AWo-FI/AAAAAAAAFC4/7tGy81hafB4/s1600-h/zzk.jpg"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;&lt;img alt="" border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5276463856915904594" src="http://4.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/STnD7AWo-FI/AAAAAAAAFC4/7tGy81hafB4/s400/zzk.jpg" style="cursor: hand; float: left; height: 142px; margin: 0px 10px 10px 0px; width: 200px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color: red;"&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;span style="font-family: times new roman;"&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;اداشتکها&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman;"&gt;یاداشتک بیست و پنجم&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-family: times new roman;"&gt;تبریکات و تهنیتها و نیز تاملات و تدبرات پس از اینها&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: times new roman;"&gt;&lt;span style="color: #cc0000;"&gt;صبا به تهنیت پیر میفروش آمد&lt;br /&gt;که موسم طرب ناز و عیش و نوش آمد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman;"&gt;عرض کنم خدمت دوستان که: دادگاه عدالت اروپا برای مرتبه سوم رای داد که مجاهدین تروریست نیستند و شورای وزیران باید حرف گوش کند. امید این که شورای وزیران حرف گوش کند وبه سر نوشت آن شاگرد بقالی که حرف گوش نمیکرد و بقال محله او را مورد تبیهات اسلامی قرار داددچار نشود. در هر حال این رای جای تبریک دارد و باید خوشحال بود که یک نیروئی، علیرغم تمام حرفهای خوب و بدی که در باره اش می زنند، نیروئی که علیه ملای حرام لقمه و جمهوری جنایت و استبداد سالها با شجاعت و سرسختی جنگیده ازلیست تروریستی بیرون بیاید وبتواند نفسی بکشد و مبارزه اش را دنبال کند.ا&lt;br /&gt;در این رابطه می خواهم عرض کنم که نه تنها سازمان مجاهدین بلکه هر نیروئی که اینطرف خط است، و به فعل یا قول، به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی، دشمن ملا و جنایات اوست، اگر در لیست بود و بیرون می آمد باید خوشحال می شدیم،چه این نیرو مثلا حزب دموکرات کردستان ایران بود یا سامان و سازمان و تشکیلات رجل سوسیال دموکرات ،زنده یاد به تیغ جور و ستم ملایان جانباخته شاهپور بختیار.ا&lt;br /&gt;بنابر این تبریک! و صد تبریک و امیدوارم این پیروزی هم علی الاصول و السنت به یک چرخش استراتزیک در سرنگونی رژیم ملایان منجر شود و امیدوارم بقیه نیز به نگرانی آقای علی ناظر توجه نموده و تبریک بگویند و با سردی بر خورد نکنند که نه خدا را خوش می اید و نه خلق را و نه علی ناظر خودمان را.ا&lt;br /&gt;اما بجز عرض تبریک می خواهم عرض کنم که پس از تبریک و خوشحالی و خوردن شیرینی و شربت و یاری رساندن به مجاهدین و مبارزانی که سالهای جوانی را در مبارزت و مجاهدت، با اخلاص و ایمان به سالهای سالخوردگی رسانده اند، باید توجه داشته باشیم که تبریک و خوشحالی تنها،فایده ای ندارد. باید در کنار این تبریک کارهای دیگری هم حتما و مخصوصا توسط نیروهای سیاسی که تن و توش سیاسی و تشکیلاتی لازم را هنوز دارندانجام شود تا تبریکات و خوشحالی ها به درازا انجامد وبه حول و قوه الهی به خوشحالی بزرگ منجر شود.ا&lt;br /&gt;بدون تعارف ! باید توجه داشت و حتما به یاد بیاریم که از روی کار آمدن ملای مسلمان شیعه اثنی عشری انتگریست فاندمانتالیست مرتجع بی همه چیز سیاهکارکه قرار بود «چند ماه» یا «چند سال» بماند و برود و گورش را گم کند سی سال گذشته است، و نیز از کشیده شدن مبارزه از داخل ایران به کوههای کردستان، و بر مرزهای میان ایران و عراق و نیز کشورهای اروپائی بیست وهفت سال سپری گشته است و می تواند باز هم سپری شود،و باید در ادامه این سپری شدنها توجه داشت که همانطور که این سی سال سپری شده، به حول و قوه الهی که البته بر همه چیز و همه کارمنجمله سرنگونی شاه و روی کار آوردن خمینی قادر است که فرموده «ولاتسقط ورقه الا باذن الله»، یعنی برگ از درخت بی اجازه خدا نمی افتد چه برسد به اینکه حکومت اوباش از روی دوش تاریخ سقوط کند!«و تعز من تشا و تذل من تشا»هر کس را بخواهد عزت می دهد و هر که را بخواهد ذلت « و ما رمیت اذ رمیت» تو تیر نمی اندازی که منم که می اندازم و امثال اینها، میشود سی سال دیگر خدای ناکرده سپری شود و فقیر در سن هشتاد و پنجسالگی اگر زنده باشم همچنان در گوشه غربت و در تنهائی پر شکوه در حال یاداشتک نویسی برای شما باشم، زیرا خداوند متعال انطوری که بعضی ها فکر می کنند و برای خدا هم باید و شاید تعیین می کنند تعهدی نداده که حتما همانطوری که ما علاقه داریم بشود، و ساعت تاریخ، خودش را با ساعت مچی قراضه بنده و سرکار کوک نکرده، که فکر کنیم هر تیکی که ساعت ما می کند او دو تا تیک می کند! نخیر اینطور نیست و برای مسلمین عرض میکنم که:&lt;br /&gt;یزید حرام لقمه سر مولا حسین را گوش تا گوش برید وهزار بلا بر سر اهلبیت آورد ولی تخم و ترکه اش حدود شصت هفتاد سال بعد از او نه تنها حکومت کردند بلکه کلی فتوحات نموده و قلمرو اسلام عزیز را وسعت بخشیدند و تا بغل گوش فرانسه یعنی اسپانیا هم امدند و کلی مسجد ساختند و کلی مردم را مسلمان و ختنه نمودند و کلی از نسوان اسپانیائی را بار شتر نموده و بردند و فروختند نمودند ونزدیک بود تمام اروپا را فتح و همه را ختنه بنمایند که خدا رحم کرد و فتح نکردند وگرنه الان برژیت باردو عضو بسیج بود و سوفیا لورن در حوضه علمیه رم مشغول ارشاد خواتین ایتالیائی بود و رئیس جمهور آلمان نیم متر ریش داشت ! و ملت بجای شراب بردو مجبور بودند آب زرشک فرد اعلا بنوشند و خداوند متعال را شکر کنند.در هر حال اوضاع این چنین بود تا ایرانی ها با سرداری همشهری بنده ابومسلم خراسانی،و با یورش ارتش تا دندان مسلح سیاه جامگان، بساط اموی را جمع نکردند حضرات یعنی تخم و ترکه یزید بر خر مراد سوار بوده و حکومتشان را می کردند و خدا هم علیرغم عصبانیت از دست یزید در آسمانها صبوری نشان می داد و بر مجالس روضه خوانی که برای مولا حسین برپا می شد نظاره می فرمود تا اسباب کار را عجمها آماده نمودند و امویان سرنگون شدند و بعد ما گفتیم دیدی خدا زد توی سرشان!&lt;br /&gt;این را برای مسلمین عرض کردم که فکر نکنند چون امام راحل خمینی ما را کشته خداوند متعال سرنگونش می کند ! نخیر نمی کند همانطور که یزید را نکرد!ا.بر این اساس فقیر از چند سال پیش و بعد از اینکه متوجه شدم علیرغم تمام تلاشها می توانم نامسلمان باشم ولی نمی توانم بیخدا باشم متوجه شده ام که اساسا نه باید برای خدا تکلیف تعین کرد و نه از او در خواستی داشت فقط باید قبولش داشت و بدون شوخی من از زاویه شخصی و فلسفی کاملا فردی و بعد از گذر از کوره راهها و پرتگاههای فکری و فلسفی ،هر شب قبل از خواب با کمال خلوص و در حالیکه گاهی چشمانم اشک آلود می شود بزبان فارسی و پس از تجربه ها می گویم خدایا قبولت دارم چیزیم درخواست نمیکنم و خودت هر کاری که صلاح میدونی بکن همون درسته! چون تورو یا باید ردت کرد که زور من نرسید ردت کنم و یا باید قبولت داشت ف دربست و بدون جر و بحث و میگیرم و می خوابم و خیالم راحت است که هر کاری بکند همان درست است و بیخود متناقض نمی شوم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman;"&gt;اما برای غیر مسلمین عرض کنم که حکومت عثمانی در قرن شانزدهم هفدهم به ضعف و فتور دچار شده بود ولی تا وقتی که آتاتورک در اغاز قرن بیستم ترتیباتش را نداد یک سه قرنی فس فس کنان سر پا بود و بابای همه را در می اورد و حتی در اواخر عمرش و آخرین پادشاهش سلطان عبدالحمید که حرمش را پر کرده بود از دختر بچه های شش هفت ساله، دو سه میلیون ارمنی مظلوم را کشتار کرد! به همین دلائل ساده تاریخی که ظاهرا هم بیربط بنظر میرسد باید توجه داشت که البته و حتما دیپلماسی خارجی بسیار مفید است و باید در آن فعال بود و سفرها نمود و سخنها گفت و خرخره ملا را چسبید و در این زمینه انصافا مجاهدین و شورا فعالیت جالبی دارند اما در کنار این باید توجه داشت کار جابجائی و سرنگونی یک رژیم حرام لقمه مثل رژیم ملاها صرفا با این تلاشهای ارج مند انجام نخواهد شد که اتحاد همگانی همه نیروهای بیزار از استبداد و دوستدار آزادی حول آرمان دموکراسی و آزادی و پیرامون پرچم ایران، سمبل تمام انواع ملیتهای حقیقی از کرد و لر و ترکمن و فارس و بلوچ و عرب و ترک و غیره و غیره که مجموعا ملت بزرگ ایران و معنا و مفهوم خقوقی و تاریخی ملت ایران تشکیل داده و نمایندگی می کنند ونیروی ملت و پیوند با نیروی ملت و نمایندگان آنها در داخل کشور لازم است، که سیاستها ی دول خارجی، حتی خوبش هم بدون وجود این پیوند پدر و مادری نخواهد داشت و دردی را دوا نخواهد کرد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman;"&gt;چند روز قبل داشتم برنامه تلویزیونی سیاسی پر شر و شوری را در باره افغانستان نگاه می کردم. چندین محلل گردن کلفت سیاسی و کارشناس ریش و سبیل دار مشغول صحبت بودند و با کمال تعجب بیشتر انها طالبان را نه تنها تروریست نمی دانستند بلکه از ان بعنوان یک نیروی ملی و مردمی که ریشه در میان مردم افغانستان دارد نام می بردند و این همان طالبانی هستند که جلوی دوربین تلویزیون سر می برند و آدم می کشند و امریکا صدام مادر مرده را بعنوان همکاری با آنها به چوب می بندد و این همان طالبانی هستند که محاسنشان در فعل و فکر بر هم روشن است اما از آنها بعنوان نیروی مردمی نام برده می شود و می گویند باید برویم و با هم معانقه و مچامچه و مذاکره و سایر کارها را بنمائیم و حواسمان جمع باشد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: times new roman; font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;عجب اینکه تروریست ندانستن طالبان که هم سر می برند و هم می کشند و همین دوماه گذشته ده دوازده تا سرباز و افسر فرانسوی را کشتند و هم کشت و زرع مواد مخدر را نمایندگی می کنند در حالی است که شورای وزیران اروپا مجاهدین را که فاصله آنها با طالبان روشن است در لیست تروریستها قرار می دهد و چرا؟ علتش روشن است. دنیای سیاست امروز ادامه دنیای تجارت است و تجار جهانمدار هستند که افسار سیاست را در دست دارند. آن پرنسیبهائی را که من و شما در عهد جوانی دنبالش بودیم متاسفانه در این روزگار گاو خورده است. در این دنیا زور و نیرو داشته باشی و پایت روی خاک خودت و در میان مردم خودت سفت باشد و گردنت کلفت باشد سر هم که ببری و مثل طالبان باشی آخرش محللین می گویند می شود مذاکره نمود و این نیرو ملی و مردمی است!!. ولی اگر مثل مجاهدین در عراق یا روی مرزها باشی و در تلاطم و شیر توشیر اوضاع بین المللی و خواستهای جهانمداران نفت و طلا طلب، بجای خامنه ای فاندامانتالیست بریزند صدام حسین لائیک مستقل و البته دیکتاتور را زایل نمایند و در این شیر تو شیر از پائین خلع سلاحت بکنند و از بالا بمباران، و اعضایت را بیرحمانه در جلولا بکشند ولی ترا به کرد کشی متهم کنند! سی سال هم که در اروپا و امریکا حسن نیت و تمدنت را نشان داده و با ریش دو تیغه تراشیده و لباسهای مرتب با بزرگان چائی خورده باشی دست آخر می گذارندت در لیست و میروند چایشان را با خاتمی و احمدی نژاد می خورند.&lt;br /&gt;ی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: times new roman;"&gt;ادمان نرود مجاهدین در طول سالهائی که دائم شلیک می کردند و اطلاعیه می دادند ولی قوامشان قابل لمس بود در لیست نبودند و عجبا که در ایامی که دیگر آکت نظامی نداشتند در لیست قرار گرفتند!.دیگر اینکه تعداد و شمار شهیدان و کشتگان راه آزادی اگر چه نماد و سمبل مقاومت و پاکباختگی است ولی کافی نیست . جنبش تائی پینگ در چین و نارودینکها در روسیه کشتگان فراوان و انبوه و صادق و صمیمی داشتند ولی به پیروزی و سرنگونی رژیم نرسیدند که بعضی وقتها تعداد زیاد شهیدان معنای اینکه داریم پیروز می شویم را ندارد و چیزهای دیگری هم لازم است.&lt;br /&gt;در هر حال و بعد از این عرایض میخواهم عرض کنم ! نا امید نباشیم اوضاع چندان هم بد نیست! رژیم سر جای خودش دارد در نجاسات جنایات دم افزونش خودش همچنان فرو میرود و به دلائل مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی پس از سی سال آزگار روز بروز فاصله اش با اکثریت مردم ایران بیشتر و بیشتر می شود. این را خودشان هم می دانند.خودشان می دانند ایران انها را دائما پس می زند و مداوما استفراغ می کند. جانوران حاکم تنها پرونده سرکوب و کشتاروحشیانه و قساوتبار سی ساله یک ملت را یدک نمی کشند. اینها مردم را گرسنه و تشنه وبیخانمان نگه داشته اند؟ اینان بیگانه کامل با فرهنگ و منش اکثریت ایرانیان هستند. من به عنوان یک شاعر ایرانی خوب میبینم که بخش اعظم فرهنگ و شعر و ادب ما چه ادب گذشته و چه حال علیه این حکومت دارد می جنگد و خواهد جنگید . اینان علیرغم اینکه روز بروز بر ارتش بسیجشان می افزایند اجنبی اند و به دلیل اجنبی بودنشان است که اینقدر بسیجی مسلح علم می کنند و چنگ و دندان نشان می دهند و گرنه ضرورتی نداشت .&lt;br /&gt;در ایران راستی برای اکثریت چه وجود دار. طبقه متوسط شهری دوران شاه کجاست؟ آن طبقه گسترده ای، که امروز می توانیم بدانیم زندگی نسبتا راحتی داشت . طبقه له شده تا چه حد رشد کرده؟میلیاردهای بالا و بورکراتهای وابسته به آنها چه اوضاعی دارند؟ فساد و فقر و بدبختی تا کجاست. قشر بندی اجتماعی ایران، بالکل با این حکومت سیاه اسلامی به هم ریخته است. اکثریت طبقه متوسط در طبقه محرومان و فقیران ذوب شده اند و ما با جامعه ای بی تعادل و با هیئتی عجیب و فلج رو بروئیم که به ضرب سرکوب و سلاح نظام حاکم بر ان سرپا ایستاده است . در این جامعه عجیب الخلقه! کله اش را میلیاردرها تشکیل می دهند و گردن و شانه هایش را طبقه کم حجم متوسط مرفه، و بقیه هیکلش نا ندارد و دارد شب و روز رنج می کشد.این وضعیت توضیح لازم ندارد. این حکومت مثل الاغی می ماند که خرکچی اش بسیار بدجور بار زده است وبار الاغ هیچ تعادلی ندارد وتردید نکنیم این بار خواهد افتاد .&lt;br /&gt;ایران کنونی نه به دلیل اینکه بنده و شما آدمهای خوب یا بدی هستیم بلکه به دلیل اینکه حاکمان آن نمی توانند مشکل ملت را حل کنند و دائم روزگار مردم را سیاه و سیاهتر می کنند، اینطور نخواهد توانست نفس بکشد و به حیاتش ادامه دهد و نیز اینکه نود و پنج در صد مردم ایران در داخل مرزهای ایران به سر می برند و نه در تبعید و غربت و این جماعت اکثریتش دارد رنج می کشد و در عمق می خروشد و راه چاره می جوید و محکوم به مبارزه کردن برای زیستن است مردم ایران و بخصوص نسل جوان با اوضاع کنونی که رو به بدتر شدن میرود محکوم به مبارزه است و ایران، چه ما باشیم و یا نباشیم آبستن یک تحول است و این تحول علیرغم تمام سرکوبها و بگیر و ببندها سامان و سازمان خودش را پدید حواهد آورد وروی خواهد داد.احتمالا قبول داریم سامان و سازمانهائی هم که در دوران شاه و خمینی پدید امدند از آسمان نازل نشده و در یک برآورد درست زائیده شرایط اجتماعی و نیازهای جدی بودند که از عمق جامعه می جوشید.&lt;br /&gt;تمام کسانی که در طول سی سال گذشته مبارزه کرده اند البته این تحول رادر بسیاری موارد یاری رسانده اند و شدت بخشیده اند اما اگر می خواهیم واقعا در به سر منزل مقصود رساندن این تحول نقشی جدی داشته باشیم فکر می کنم باید بعد از تبریکات و تهنیت ها به طور جدیتر به داخل ایران و تحولاتی که در جریان است و در پیوند قرار گرفتن با این تحولات بیندیشیم. باید به این بیندیشیم که در کجای زمان ایستاده ایم شاید برای خیلی ها در غربت و تبعید، زمان در همان فاصله سالهای &lt;span style="color: red;"&gt;پنجاه و هفت تاشصت&lt;/span&gt; دارد درجا می زند ولی در ایران کنونی سال دقیقا سال &lt;span style="color: red;"&gt;هزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی&lt;/span&gt; است و همه چیز دچار تغیر و تحول شده است، نه فرهنگ فرهنگ سالهای پنجاه و هفت تاشصت است و نه مذهب همان مذهب و نه آدمها همان آدمها و نه آرمانها و آرزوها ان آرزوها و آرمانها و نه جوانها آن جوانها و نه حکومت حکومت شاه که در فرار از آن به اسلام پناهنده شویم. در باره هریک از این چیزها باید مسئولانه و جدی و مفصل اندیشید، ولی در اینکه توفانی پر قدرت و البته در جوهر خود زیبا، همه چیز را زیر و رو کرده است تردید نکنیم این توفان متاسفانه در خارج کشور چنانکه در داخل کشور نوزیده است در این هم تردید نکنیم.&lt;br /&gt;از رای دادگاه عدالت اروپا و پیروزی مجاهدین و شورا خوشحال باشیم و تبریک بگوئیم ولی بعد از پایان تبریکات و خوشحالی زمان را در خارج کشور با زمان داخل ایران تنظیم کنیم و صدای توفان نیرومندی را که در داخل ایران در حال وزیدن است بشنویم. این توفان توفان ما نیز هست با درک و شناخت آن ، انرا نیرومندتر خواهیم کرد و هم خود نیرومند تر خواهیم شد و دشمنی را که در ذات و مایه خود علیرغم درندگی ویرکوبش به شدت بیمار و مرگزده است ضعیف تر خواهیم کرد و اگر خود را هماهنگ نکنیم مطمئنا تاریخ ایران نه معطل ما خواهد شد و نه به ما خواهد باخت،اگر خود را هماهنگ نکنیم این ما هستیم که خواهیم باخت. در این شک نکنیم.&lt;br /&gt;ششم دسامبر دو هزار و هشت میلادی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9098505194670018248-9109341988599020159?l=esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/feeds/9109341988599020159/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9098505194670018248&amp;postID=9109341988599020159&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/9109341988599020159'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9098505194670018248/posts/default/9109341988599020159'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.com/2008/12/blog-post_05.html' title='اسماعیل وفا. یادشتک سی و پنجم. تبریکات و تاملات'/><author><name>esmail</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05236301772555132914</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/SgnGn62w07I/AAAAAAAAHMU/6v8UVXlJAUk/S220/vafa.vafa.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/STnD7AWo-FI/AAAAAAAAFC4/7tGy81hafB4/s72-c/zzk.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9098505194670018248.post-2753675798225381848</id><published>2008-12-01T14:00:00.000-08:00</published><updated>2009-05-05T14:44:42.596-07:00</updated><title type='text'>یاداشتکها. یاداشتک سی و چهارم. اسماعیل وفا</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/STRevx0qe4I/AAAAAAAAE8w/xtQVU33nPtc/s1600-h/zzk.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5274945238478781314" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 142px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_l8o8zV7rJ0Q/STRevx0qe4I/AAAAAAAAE8w/xtQVU33nPtc/s400/zzk.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;یاداشتکها&lt;br /&gt;اسماعیل وفا یغمائی&lt;br /&gt;یاداشتک سی و چهارم&lt;br /&gt;در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه ا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;عرض کنم خدمت دوستان که: بعد از هزار و چهار صد و بیست و اندی سال، بعد از هجمه اول سپاهیان آزادیبخش اسلام به ملک عجم، و بعد از سی سال گذر از حمله دوم سپاهیان باز هم آزادی بخش اسلام!و باز هم به ملک عجم، گویا دو زاری بعضی ها هنوز هم نیفتاده است. این را از این جهت می گویم که بعد از نوشتن یاداشتک سی و سوم که مقداری در باره ایراندوستی خاتمی که در ختم بودنش تردیدی نیست نوشته واشاراتی تاریخی به برخی چیزهای نا خوشایند نموده بودم، طبق معمول آمارسایت قویا بالا رفت و بازهم طبق معمول تعدادی نامه دلگرم کننده از اهل خرد، ونیز دو سه تا نامه از نوع نامه های اسلامی شیعی چارواداری دو آتشه توسط میل به دست من رسید که در آن فقیر را به انواع &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;و اقسام نواخته بودند و به عذاب دنیوی و اخروی و بسیاری چیزهای چار واداری وعده داده بودند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;بنده عذاب دنیوی را که سالهاست متاسفانه با همدوران بودن با نویسندگان مومن و مسلمان این نامه ها ،که معمولا اعالی اعضا، یعنی سر و اندیشه و شعور را مد نظر دارند که سر کوب کنند، دارم تحمل می کنم، تا ببنیم در عذاب اخروی که طبق روایات با سر کاری ندارد و به اسافل اعضا می پردازد و نیمسوز و گرز نکیر و منکر چه باید کرد. به قول یکی از دوستان قدیمی و اهل قلم: نویسندگان و شعرا و اهل فکر اساسا باید به صورت« قنبل فنگ» دفن شوند تا کار فرشتگان عذاب از همان اول راحت شود و آنها بدانند شخصی که به اینصورت دفن شده از شعرا و نویسندگان و آماده است!! اما فارغ از اینها، بنده نخست می خواهم در جواب عرایض میل زنندگان با ادب، فرمایش بفرمایم که عزیزان دل بابا !بنده با اشاراتی به تاریخ، خاتمی را مورد الطاف قرار داده بودم شما چرا به دل گرفته اید . پس از این نیزمی خواهم عرض بفرمایم که لطفا ننریت کافی! اگر حرف حسابی هست، گوش بنده در مقابل هر حرف حسابی نه تنها آویزان! بلکه تا لاله گوش خاضع و تا شونده است وا گر نیست با نوشتن این پرت و پلاهای بی اساس و بی ادبانه که امکان درج آنها هم به دلیل رعایت ادب ممکن نیست وقت خود و مرا هدر ندهید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;فقیر در یاداشت خود حساب دین و مذهب مردم کوچه وبازار را که بیش از هزار سال است به آن عادت کرده اند و اگر چه مذهبشان در کلیت پرورده و تحت نظر ملاها ی حقه باز و با هوش و نیز مومن بوده ولی آنها نه در لایه ملاها بلکه در حال و هوای پاکیزه و انسانی خودشان زندگی می کنند و شری از اعتقاداتشان تا بازیچه سیاست و حکومت نشده اند بر نمی خیزد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;همچنین فقیر دین و مذهب عارفان و اهل فرهنگ ایران را که از فیلترهای مکرر وصافیهای متواتر ایرانیت و انسانیت گذشته است مجزا نمودم و تاکید کردم که مساله بر سراسلام در میان مردم و اسلام در فرهنگ نیست بلکه بحث بر سر اسلامی است که ادعای ایدئولوزی و حکومت و حکومت ایدئولوزیک دارد که باید دقیقا و عمیقا حواس جمع باشد که این یکی واقعا خطرناک است و تجربه سی ساله اخیرش را داریم و دیگر کافی است و بخاطر همان دین و مذهب مردم و اسلام از فیلتر رد شده هم که شده، نگذاریم دوباره جای فقهمان مورد حمله قرار بگیرد و درد کند.&lt;br /&gt;از این مقدمه گذشته، می خواهم خدمت نویسندگان میلهای محبت آمیز عرض کنم که احتمالا و بر می آید که شما از نوع مسلمینی هستید که به دلیل تعصب و بیسوادی نه تنها چیزی از دین و مذهب نمی دانید بلکه اگر شیعه اثنی عشری باشیدمطمئنا از شمردن نام دوازده امامتان عاجزید و اگر هم بتوانید بشمارید مطمئنا از در باغ دین ومذهب خودتان دو سه متر بیشتر جلو نرفته و با توصیف چشم اندازهائی آبستره و سمبولیک که خودتان هم درست نمی دانید چیست دارید پرت و پلا می بافید و می خواهید با این پرت و پلا بافیها فقیر را مرعوب نمائید که شدنی نیست.&lt;br /&gt;متاسفانه فقیر نمی توانم توضیح بدهم! زیرا برای توضیح کامل حدود بیست سال یعنی همان مدت زمانی که خودم وقت صرف توضیح برای خودم کرده ام وقت لازم دارم بنابر این شدنی نیست،ولی همین قدر بگویم که مطمئنم شما یعنی نویسندگان میلها توجه ندارید که این سرکوب و کشتار و کثافتی که در هیئت یک دیکتاتوری مذهبی در مملکت شاهدش هستیم بخش مادی و بیرونی قضیه است که گویا هم بنده و هم شما مخالفش هستیم منتها تفاوت بنده با شما این است که بنده بنا برآان ضرب المثل معروف، سر کلفت قضیه را که زیر لحاف است می بینم و شما نمی بینند و در بهترین شکل و با توجیهات صد من یک غاز می خواهید قضیه را ماستمالی کرده و دوباره در روزگاری دیگر که هرگز نخواهد بود دوباره ملتی را به آن سر کلفت قضیه که در زیر لحاف است دچار کنیدد. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;این جمهوری استبداد و جنایت، بر خلاف آن حمله اولیه در سال بیست و سه هجری از خارج از مرزها نیامده است . این حکومت نماد واقعیتی اجتماعی ، فرهنگی ، روانشناسانه، و هزار کوفت و زهر مار دیگر است که نه هزاران انقلابی مسلمان بقول شما، بلکه هزاران ملا و طلبه ی مرتجع در طول چندین قرن در سراسر مملکت روی آن کار کرده و بی هیچ تعارف آنرا تا اعماق خون و جان و روان توده های عظیمی از مردم جا و جریان و سیلان داده اند. این را هرگز منکر نشویم که داریم سر خودمان را شیره میمالیم. شیعه رسمی و عمده، که تمام شاخه ها و شاخکهای شیعه، خواهی و نخواهی در آن آبشخور تاریخی و اجتماعی و فکری دارند این چنین قوام گرفته است و اینطور می شود که مثلا در مملکتی که آثار بزرگترن شاعر روزگارش شاملو دو هزار نسخه در سالهای چهل تا پنجاه تیراژ دارد، دهها هزارو بعدها صدها هزار نسخه از آثار خمینی و سایر ملایان در قعر خانه ها حتی بدون اینکه خوانده شود محترم داشته می شود تا سال پنجاه و هفت میلیونها نفر را به استقبال او بکشاند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;در عالم سیاست ، متاسفانه و فقط سیاستمدار می خواهد حاکمیت سیاسی ملا یعنی کله کوه یخ را جدا کند و در بسیاری موارد حواسش نیست که ده برابر کله کوه! صد برابر کله کوه!، یعنی بخش فرهنگی و سایر مخلفاتش زیر آب است و این همان سر کلفت قضیه است.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;یک مشت شاعر و نویسنده و فضولباشی بیکار و علاف مثل فقیر، اگر چه معتقد است که کله کوه یخ را باید کوبید ولی می گوید پدر من! برادر من! چرا به سر کلفت قضیه، سر ذهنی و فرهنگی آن توجه نداری یا بدتر اینکه می خواهی به بهانه این که مردم بدشان می آید سر کلفت قضیه رادست به ترکیبش نزده و حفظ نموده و بدتر تر اینکه با فرهنگ و فکر و به مدد سر کلفت!! یعنی ریشه ها، شاخه ها را بکوبی و ببری! یعنی اساسا قبول نداری که قسمت زیر آب ارتجاعی است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;در اینجا چه باید کرد؟ باید رفت و فهمید! همین و بس. باید لجبازی و بدتر از آن تخرخر را بکناری گذاشت و رفت و قسمتهای ریشوی را دید کافی است فقط روانشناسی هولناکی را که ملاها در طول قرنها ایجاد کرده و جهانهائی از وحشت و هول و هراس را که در دست نیافتنی ترین قسمتهای جان و روح مردم آفریده اند و به مدد آن پایه ها و پی ها توانستند همراه با بند و بستهای سیاسی بر خر مراد سوار شوند اندکی بشناسیم تا از خوشخیالی اینکه بدون یک مبارزه قاطع فرهنگی و همه جانبه و همزمان با نبرد سیاسی و نظامی می توانیم از نکبت ملایان راحت شویم را دریابیم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;در این باره من بعدها اشاراتی خوا
